منبع پایان نامه درباره تحت درمان، بهبود عملکرد

دانلود پایان نامه

نياز را تعيين نمود که از سمپاشيهاي بيرويه و خسارت به محيط زيست جلوگيري ميکند (موسينژاد و همکاران، 1388).
2-3-1-2- کنترل زراعي
يکي از موفقترين روشهاي کنترل بيماري بلاست برنج، کنترل زراعي و استفاده از تناوب زراعي است. تناوب زراعي يک روش ساده و موثر بوده و به شدت توصيه ميشود زيرا اسپورهاي زنده را از گياه جديد دور ميکند. روش دوم استفاده مناسب از کودهاي ازته در ارقام مختلف برنج است. مصرف بيش از حد کود ازته، بيماري بلاست را افزايش داده و عملکرد را کاهش ميدهد. روش سوم که اغلب ناديده گرفته ميشود؛ حفظ سطح مناسب آب در مزرعه است. در مزارعي که آب پايينتر از سطح توصيه شده است، بيماري بلاست شديدتر است. بنابراين بلاست برنج در زمينهاي فاقد تناوب، کمآب و بيش از حد حاصلخيز، شديدتر است. در نهايت استفاده از بذر عاري از بيماري و با کيفيت به عنوان روشي زراعي و مفيد جهت جلوگيري از گسترش آلودگي در خاک زراعي توصيه ميشود .(Tebeest et al., 2007)
از روشهاي زراعي ديگر که جهت کنترل بيماري بلاست برنج توصيه ميشود، ميتوان به انتخاب تاريخ کشت مناسب، جهت جلوگيري از همزماني گلدهي و رطوبت نسبي بالاي محيط که گياه را مستعد آلودگي ميکند، اشاره کرد. همچنين از بين بردن بقاياي محصول و علفهاي هرز که منبع اوليهي آلودگي هستند، از بين بردن گياهان ميزبان جهت قطع چرخهي زندگي پاتوژن، تميز کردن کانالهاي آب و مرزهاي اطراف زمين از علفهاي هرز ميزبان حشرات ناقل بيماريها، از جمله روشهاي موثر در کنترل بيماري هستند .(Shao- Mwalego et al., 2011)
در کنيا رقم باسماتي? بيش از ساير رقمها کشت ميشود. در بيش از 80% زمينها رقم باسماتي کشت ميشود که به بيماري بلاست حساس است. در مطالعهاي که جهت کنترل بيماري در منطقه انجام گرفت از ترکيبات مختلف سيليکون? استفاده گرديد. نتايج حاصل نشان دادند که درمان با سيليکات کلسيم?، خاکستر پوسته و سيليکات پتاسيم4، از نظر عملکرد و کنترل بلاست برنج تفاوت معنيداري ندارد. عملکرد در بلوکهايي که همزمان تحت درمان سيليکات شيميايي5 و خاکستر پوسته بودند، بالاتر بود. اما آنها ميزان بالاتري از آلودگي را نشان دادند .(Muriithi et al., 2010)مشاهده شده است که سيليکون به بهبود عملکرد و کاهش تنشهاي زنده و غيرزندهي گياهي کمک ميکند. اگرچه سيليکون يک عنصر ضروري براي برنج محسوب نميشود اما به افزايش مقاومت به آفات و بيماريهاي گياهي کمک ميکند .(Muriithi et al., 2010) نتايج نشاندهندهي اين است که منابع سيليکون شيميايي در افزايش زيستتوده6 برنج موثر بودند (1 تن در هکتار) و پس از آن ضايعات برنج (96/0 تن در هکتار)، سيليکات کلسيم تا حد زيادي (54 پنجه)، تعداد پنجهها را افزايش داده و در مقايسه با آن سيليکات پتاسيم (46 پنجه)، خاکستر پوسته (47 پنجه) و خاکستر کاه (41 پنجه)، تعداد پنجهها را افزايش داده است .(Muriithi et al., 2010) اين نشان ميدهد که سيليکون، اثر مثبتي بر افزايش تعداد پنجه و زيستتوده برنج دارد. خاکستر پوستهي برنج و خاکستر کاه جهت اصلاح خاک، ارزانتر و مقرون به صرفهتر هستند .(Muriithi et al., 2010) نتايج تحقيقات مشابه، مطالب بالا را تاييد ميکند. سيليکون باعث افزايش باروري سنبلچه شده که عملکرد را افزايش ميدهد .(Ma et al., 1989; Takahashi, 1995; Savant et al., 1997) سيليکون نقش مهمي در مديريت بيماري از طريق رسوب آن در ليگنين موجود در ديواره سلولي ايفا ميکند و در نتيجه يک روش موثر جهت جلوگيري از آلودگي قارچي است .(Muriithi et al., 2010)
برنامه زراعي تقسيم ازت بر اساس نياز واقعي محصول براي کاهش بيماري توصيه ميشود. کاربرد بيش از حد کود ازته، باعث افزايش رطوبت نسبي برگ و تاج پوششي محصول شده و به نفع توسعهي بيماري است. کاربرد کودهاي سيليکون به ويژه در خاکهايي که فقير هستند، بلاست را کاهش ميدهد. به دليل هزينههاي بالاي کودهاي شيميايي از منابع ارزان سيليکون مانند ساقه(ني) ژنوتيپهاي برنج استفاده ميشود .(Cartwright et al., 2004)
2-3-1-3- کنترل بيولوژيکي
در زمينهي کنترل بيولوژيک نيز تحقيقات زيادي انجام شده از جمله اکتينوميستهاي موجود در خاک به ويژه گونههاي .sp Streptomyces عليه طيف وسيعي از پاتوژنهاي گياهي فعاليت ميکنند. اسپريپاشي برگهاي نشا برنج در شرايط گلخانه با ترکيب پاتوژن و Streptomyces sindeneusis جدايهي 263، منجر به کنترل پاتوژن و جلوگيري از بروز علائم روي برگ گياه شد .(Ebrahimi Zarandi et al., 2009)
گروهي از دانشمندان ترکيبي از کنترل شيميايي و بيولوژيکي را بررسي کردند. ترکيب اسيدساليسيليک?و آنتاگونيست Pseudomonas fluorescens، بسيار کارآمد بود. کاربرد مواد شيميايي به همراه آنتاگونيست ريزوباکتريا (Rhizobacteria)، تاثيري مشابه کاربرد مجزاي مواد شيميايي داشت. بنابراين مطالعهي حاضر، القاي آنزيمهاي دفاعي مربوط به افزايش مقاومت به بيماري بلاست برنج را نشان داد .(Shayamala and Sivakumaar, 2012)
تحقيقات در مورد کنترل بيولوژيک بيماريهاي برنج از سال 1980 آغاز گرديد. يکي از اين آنتيبيوتيکها از باکتري Pseudomonas sp. استخراج شده است. اين باکتري داراي گونههاي بيماريزا و گونههاي آنتاگونيست بوده و با توليد سيانيد هيدروژن?، ترکيبات فرار، آنزيمها، آنتيبيوتيک و هورمونهاي گياهي مانع از رشد قارچها ميشود. Pseudomonas fluorescens، داراي يک خوشه ژني بوده که از آن آنتيبيوتيکهايي مانند فنازين، پيرولنيترين، پيرلوتيولين و بيوسولفاکتانت 36 را توليد ميکند ( .(Manidipa et al., 2013به نظر ميرسد اين باکتري براي کنترل بيماري بلاست برنج ايدهآل باشد زيرا به روشهاي مختلفي مانند رقابت بر سر مواد غذايي، آنتيب
يوز و توليد آنزيمهاي ليتيک، پاتوژنهاي گياهي را کنترل ميکند. مطالعاتي به منظور بررسي اثر جدايههاي مختلف باکتري سودوموناس روي بيماري بلاست انجام شد. از بين 20 آزمايش انجام شده، Pseudomonas fluorescens، در شرايط آزمايشي روي عامل بيماري بلاست برنج بسيار موثر بود. دانههاي برنج رقم 50IR- با دوزهاي مختلف (5/2، 5، 5/7 و 10 گرم بر کيلوگرم)، تحت درمان قرار گرفت. نتايج نشان داد که اسپريپاشي با اين باکتري در دوز 1 کيلوگرم در هکتار، بيماري را کنترل ميکند. حداکثر کنترل بيماري زماني مشاهده شد که تلقيح با دوز 25 کيلوگرم در هکتار انجام شد (Shayamala and Sivakumaar, 2012). در پژوهشي مشابه ميزان تاثير اين باکتري بر بيماريهاي برنج بررسي گرديد و نتايج حاصل نشاندهندهي اهميت آن در کنترل بيماريهاي مختلف برنج است (Manidipa et al., 2013).
اکتينوميستها1 گروه ديگري از باکتريهاي گرممثبت، متعلق به خانوادهي پروتئوباکتريها بوده که خاصيت آنتاگونيستي بالايي عليه طيف گستردهاي از پاتوژنهاي خاکزي دارند. در پژوهشي که در منطقهي ماسنو (غرب کنيا) انجام شد اثر ضد قارچي اين باکتري روي قارچ عامل بيماري بلاست ارزن، بررسي شد. نتايج نشان داد که جدايههاي AT4و AT2براي کنترل بيولوژيک اين قارچ موثرند (2013 .(George et al., در مورد قارچ ريزوکتونيا2 و توانايي آن در کنترل بيماري و تقويت گياه، تحقيقاتي در برزيل انجام شد. 7/12% تحريک رشد بوته و 52% افزايش طول ريشه مشاهده گرديد. 18 نمونه در شرايط آزمايشگاهي جهت کنترل بلاست برگ مورد بررسي قرار گرفت. تمام جدايهها، علاوه بر تاثير بر رشد برنج، بيماري را از 16% به 95% کاهش دادند. بيشترين کنترل بيماري مربوط به Rizo-46 و Rizo-55، بسته به روش کاربرد آن بود. همچنين آزمايشهاي آنزيمي نشان داد که ميزان آنزيمهاي کيتيناز، پروکسيداز و گلوکاناز در طول فرآيند القاء مقاومت افزايش يافته است (Cristina et al., 2011).
احمدي تولمي و همکاران (1388)، اثر ضد قارچي عصاره چند گياه بومي و خودرو، شامل آقطي، زيتون تلخ، سرخس، گندواش، هفتبند و مرزه را روي عامل بيماري بلاست برنج بررسي نموده و اثر بازدارندگي آنها روي رشد قارچ ثابت شد. همچنين مشاهده شد که در بين عصارههاي آزمايش شده، آقطي و گندواش کمترين ED50 و بيشترين تاثير را روي قارچ نشان دادند. پاداشتدهکايي و ايزديار (1385)، اثرات دوازده باکتري آنتاگونيست شامل: 6 جدايه از (Bacillus circulans)، ، يک جدايه از (Bacillus subtilis)، دو جدايه از (Bacillus megaterium)، يک جدايه از (Bacillus sp.)، و دو جدايه از (Pseudomonas fluorescens)، را جهت کنترل بيماري بلاست در رقم برنج حساس (بينام)، بررسي کردند. مشخص شد که در هر مرحله از ارزيابي تعدادي از باکتريها در مقايسه با شاهد به طور معنيداري، سبب کاهش بيماري شدند. اما تاثير آنها هميشه کمتر از تيمار قارچکش بوده است. باکتري Bacillus circulans که از عامل بيماري جدا شد، پايداري بيشتري در کنترل بيماري بلاست در مراحل برگ و خوشه، در طي دو سال در مقايسه با ساير باکتريها نشان داد.
2-3-1-4- کنترل شيميايي
کنترل شيميايي، روش ديگر عليه بيماري بلاست برنج است. استفاده از قارچکش تريسيکلازول توسط برخي دانشمندان توصيه شده است. اين قارچکش، سيستميک بوده و با جلوگيري از نفوذ پاتوژن به اپيدرم گياه از طريق از بين بردن استحکام ديوارهي چنگک (آپرسوريوم) بيماري را کنترل ميکند. بنابراين تريسيکلازول نقش درماني ندارد و نميتواند روي اسپور قارچ تاثير بگذارد (Peterson, 1990). استفاده از قارچکش پروبندازول در ژاپن از سال 1975، عليه بيماري گزارش شد که يک قارچکش سيستميک بوده و از راه ريشه جذب ميشود و در مدت 40 تا 70 روز، بيماري را کنترل ميکند. با اين حال مقاومت نسبت به اين قارچکش، مشاهده شده است .(Iwata and kaisha, 2001)
همچنين اثر قارچکشهاي مختلف روي گونههاي برنج حساس به بيماري بلاست، مانند Basmati C-622 بررسي شد .(Ghazanfar et al., 2009) در ژاپن مديريت بيماري بلاست متکي بر ارقام مقاوم بوده اما به دليل آسيبپذيري اين ارقام نسبت به بيماري چند سال بعد از آلودگي، امروزه از قارچکشهاي MDI-D? که يک مهارکنندهي دهيدراتاز ميباشد، استفاده ميشود. اين قارچکش به دليل اثر طولاني و کاهش دفعات سمپاشي به عنوان کارآمدترين قارچکش جهت کنترل بيماري بلاست برنج، شناخته شده اما امروزه مقاومت نسبت به اين قارچکش گزارش شده است .(Suzuki et al., 2010)
در گذشته از انواع ترکيبات مس از جمله سيليکات مس، سولفات مس، اکسيد مس، اکسيکلريد مس و مخلوط بوردو براي کنترل بيماري بلاست استفاده ميشد. در ميان ترکيبات مس، اثربخشي ترکيبي از اکسيد مس و اکسيکلريد مس در سيلان ثابت گرديد .(Areygunawarbena and Peiris, 1958; Padmanabhan, 1967) آزمايشها در هند نشان داد که اين ترکيبات در کنترل بلاست خوشه نيز موثرند (Areygunawarbena and Peiris, 1958 ; Padmanabhan, 1967). در پژوهشي مشابه کاربرد فلز مس با حجم کم (25/0?)، به عنوان اقتصاديترين روش کنترل بيماري بلاست برنج به اثبات رسيده است .(Padmanabhan, 1967) اثر ترکيبات مختلف جيوه در کنترل بلاست برگ، اولين بار در ژاپن توسط اوگاوا1 در سال 1950، ثبت گرديد. اين دانشمند تاثير ترکيبي از فنيلمرکوريکاسيد و هيدرات آهک را در کنترل بيماري روي رقم برنج ژاپني ثابت کرد. تحقيقات منجر به توليد سموم تجاري و برنامههاي کاربردي استفاده از فنيلمرکوريک شد. اين ترکيبات اصولا به صورت پودر وتابل، امولسيونشونده و گرد مصرف ميشوند .(Nakazawa, 1959)
گرد ترکيبات جيوهاي آلي داراي اثر گياهسوزي بوده اما استفاده از اسپري فنيلمرکوريک اثر سوء روي برنج ژاپني نداشت. با اين حال سميت ناشي از جيوه براي انسان و دام اثبات شده است. استف
اده از سموم جيوه بر اساس قانون 1968، ممنوع شد .(Misato, 1967)
يکي از موفقترين روشهاي کنترل بيماري بلاست برنج، استفاده از سموم آنتيبيوتيک است. اولين بار اثر مهارکنندگي سفالوتسين2 حاصل از قارچ sp. Cephalothecium روي قارچ عامل بيماري بلاست برنج گزارش شد .(Yoshi, 1949) آنتيبيوتيکهاي مختلفي همچون بلاستين، آنتيميسين، بلاستيميسين و بلاستيسيدين روي قارچ عامل بيماري موثر بودند و به سرعت در ژاپن گسترش يافتند. اما اين سموم به دليل بيثباتي و سميت بالا براي ماهيها، کاربرد چنداني ندارند. بلاستيسيدين3، اولين قارچکش آنتيبيوتيک عليه بلاست برنج در ژاپن بود که از باکتري Streptomyces griseochromogenes بدست آمد. دومين آنتيبيوتيکي که در ژاپن عليه بلاست برنج استفاده ميشود، کاسوگامايسين4 است که از Streptomyces kasugaensis، بدست ميآيد. اين آنتيبيوتيک به عنوان يک مهارکنندهي خوب در غلظتهاي پايين عليه بيماري بلاست شناخته شده است .(Abeygunawarbena, 1968) اين آنتيبيوتيک روي سنتز پروتئين قارچ اثر ميگذارد. توسعهي احتمالي سويههاي مقاوم به آنتيبيوتيک کاسوگامايسين را نميتوان ناديده گرفت. محققين مقاومت سويههاي قارچ عامل بيماري بلاست را به کاسوگاميسين در غلظت 100 پيپيام، گزارش کردند .(Misato, 1967)
در ميان ترکيبات آلي فسفره که عليه بيماري بلاست استفاده شدهاند ميتوان به فنيلتيوفسفات و ديفنيلديتيوفسفات اشاره کرد. اين ترکيبات خواص درماني خوبي عليه بيماري بلاست دارند. خواص حشرهکشي آنها نيز اثبات شده است. بنابراين اين ترکيبات به عنوان آفتکش و قارچکش وسيعالطيف عليه بيماريها و آفات برنج مصرف ميشوند. خواص گياهسوزي برخي از آنها روي برنج ژاپني مشخص شده و نياز به تحقيقات گسترده قبل از استفادهي وسيع دارند .(Abeygunawarbena, 1968)
گزارشهاي بدست آمده از بسياري کشورهاي دنيا نشان دهندهي اثربخشي استفاده از قارچکشهاي ديتيوکاربامات در کنترل بيماري بلاست است. به عنوان مثال قارچکش زينب 25/0? به صورت اسپريپاشي نتايج خوبي در بر داشته است .(Abo-el-dahab and Mishail, 1967) به طور مشابه، فربام در مطالعات آزمايشي در سيلان، نتايج خوبي در کنترل بيماري نشان داد. اما تنها قادر به کنترل سطحي و متوسط بوده است و در شرايط همهگيري، اثر آن به شدت کاهش مييابد (Abeygunawarbena and Peiris, 1958).
در پژوهشي ديگر، اثر قارچکش ايزوتيانيل1، در دوزهاي پايين روي برنج، بررسي و مشخص شد ايزوتيانيل يک مادهي بسيار موثر و جايگزين ساير روشهاي مبارزه است. اثرات زيستمحيطي آن، کم بوده و به مدت طولاني گياه را در برابر بيماري بلاست، محافظت ميکند و در دوزهاي پايين، اثرات سوء زيستمحيطي ندارد (Ogawa et al., 2011).
مطالعات در اندونزي نشان داد که قارچکشهاي ديفنوکونازول، فلوسيلازول، پروپيکونازول و کاربندازيم در کنترل بيماري بلاست برنج و حفظ

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید