تحقیق درباره سرعت راه رفتن، آزمون انتخاب

دانلود پایان نامه

سنجش تعادل Berg)، تحرک (آزمون Timed Up and Go)، ترس از زمين خوردن (پرسشنامه FES-I) و افسردگي (GDS-15) پرداختيم.
ارزيابي عملکرد شناختي:
در ابتدا از افراد مورد آزمون خواسته مي شد که در حالي که روي صندلي نشسته است، تکاليف شناختي زير را به انجام برساند:
شمارش معکوس از يک عدد سه رقمي تصادفي
تفريق هاي سه تايي از يک عدد سه رقمي تصادفي
براي هر کدام از اين آزمونها، دفعات وقفه ها، کلمات يا محاسبات غلط و صحيح ثبت مي شد. در ضمن کليه آزمونهاي گفتاري با يک ضبط صوت، ضبط مي شدند.
ارزيابي راه رفتن و تکاليف همراه
پس از تنظيم دستگاه تردميل و کاليبراسيون دوربينها، مارکرها را بر روي بدن فرد مشارکت کننده متصل مي شدهد. محل اتصال مارکرها در هر سمت بدن عبارت بودند از:
پا: پاشنه، قاعده متاتارس پنجم/ ساق: سرفيبولا، قوزک خارجي/ ران: تروکانتر بزرگ، اپي کنديل خارجي/ لگن: خار هاي خاصره خلفي فوقاني

تصوير ‏3-2 محل قرارگيري مارکرها
پس از آن، فرد آزمون شونده جليقه ي مخصوص مهار کننده اي را که بندهاي آن به سقف آزمايشگاه قلاب مي شدند، مي پوشيد تا از خطر از دست دادن تعادل و افتادن در موقع راه رفتن جلوگيري شود.
تعيين سرعت راه رفتن بر روي تردميل
به منظور تعيين سرعت راه رفتن دلخواه هر فرد، پس از قرار گرفتن فرد بر روي تردميل و اتصال مهار کننده، سرعت راه رفتن را از يک سرعت ابتدائي کم شروع کرده و به اندازه ي 1/0 کيلومتر در ساعت افزايش مي داديم. اين افزايش ها آنقدر ادامه مي يافت تا فرد اعلام مي کرد که به سرعتي رسيده است که در آن راه رفتن راحتي را انجام مي دهد(نه سبک و نه سنگين). پس از اين، مجددا سرعت را به اندازه 5/0 کيلومتر در ساعت افزايش و کاهش مي داديم تا سرعت دلخواه فرد ، مجددا تاييد شود(74). سپس سرعت تند (110 تا 120% سرعت دلخواه) و سرعت کند (70 تا 80% سرعت دلخواه) براي هر فرد تعيين مي گرديد(94).
انجام آزمونها به اين صورت انجام خواهد شد:
راه رفتن با سرعت کند، دلخواه و تند.
راه رفتن با هر يک از سرعت هاي کند، دلخواه و تند هم زمان با انجام تکليف شمارش معکوس
راه رفتن با هر يک از سرعت هاي کند، دلخواه و تند هم زمان با انجام تکليف تفريق هاي سه تايي
کليه ي آزمون ها به ترتيب تصادفي انجام شده و آزمون هاي گفتاري به وسيله ي سيستم صوتي ضبط مي گرديد. مدت انجام هر آزمون 90 ثانيه بود و زمان لازم براي استراحت بين آزمون ها به افراد داده مي شد. بدين ترتيب هر جلسه ي جمع آوري اطلاعات (با احتساب شرح آزمون ها براي افراد، اتصال مارکر ها، اخذ آزمون ها و زمان هاي استراحت) حدوداً يک و نيم تا دو ساعت طول مي کشيد.

تصوير 3-3 فرد مورد آزمون حين انجام تکليف راه رفتن

تصوير 3-4 داده هاي خام سيستم تحليل حرکت Qualisys
3-7 روش تحليل داده هاي راه رفتن:
پارامترهاي مورد مطالعه در تحليل CRP به شرح زير مي باشند:
نقشه ي فاز: در واقع مي توان رفتار يک سامانه ي پويا را به عنوان معادله ي ديفرانسيلي دانست که در آن، وضعيت هاي در حال تغيير سامانه، تابعي از يک بردار حالت هستند. هر چند معادله ي ديفرانسيل اين سيستم معمولاً نا شناخته است، اما رسم وضعيت لحظه اي سامانه در مقابل نرخ تغييراتش مي تواند به ما در شناخت رفتار آن سامانه ي پويا کمک کند. اين ترسيم، “نقشه ي فاز” يا “صفحه ي فاز” ناميده مي شود که عبارت است از رسم وضعيت زاويه اي سگمان (محور افقي)ر در مقابل سرعت زاويه اي سگمان (محور عمودي) حين راه رفتن (شکل 1). نقشه ي فاز که نشان دهنده ي “الگوي هم آهنگي بين مفصلي” است تصويري کمّي از سازمان دهي سامانه ي عصبي-عضلاني حين راه رفتن ارائه مي دهد. تغييراتي که در شکل نقشه ي فاز ايجاد مي شود بينشي بنيادين به درون ساز و کارهاي کنترل کننده ي راه رفتن به ما خواهد داد.

تصوير ‏3-5 نقشه ي فاز
نقاطي از تراژکتوري که از محور افقي مي گذرند (zero cross ها)، با گذارها يي که در الگوي حرکتي سگمان حين سيکل راه رفتن رخ مي دهند مرتبط هستند. همچنين cup هاي مسير تراژکتوري نشان دهنده ي انقطاع ناگهاني الگوي حرکت مي باشند.
هر چه تعداد zero cross ها و cup ها در مسير تراژکتوري يک سيکل راه رفتن بيشتر باشد مي توان گفت که تغييرات بيشتري در ديناميک سگمان رخ داده است.
زاويه ي فاز: زاويه ي فاز در مسير نقشه ي فاز، با کمّي کردن رفتار سگمان ها، محل قرارگيري تراژکتوري در نقشه ي فاز را در گذر زمان را مشخص مي نمايد. براي محاسبه ي اين زاويه که لازمه ي محاسبات بعدي براي محاسبه ي فاز نسبي مي باشد، تراژکتوري هاي نقشه ي فاز از مختصات کارتزين (x,y) به مختصات قطبي (91) (با شعاع r و زاويه ي فاز ?) تبديل مي شوند. زاويه اي که بين شعاع و محور افقي تشکيل مي شود (شکل2)، زاويه ي فاز تراژکتوري خواهد بود:
? = []
y = سرعت زاويه اي، x = وضعيت زاويه اي، i = نقطه ي تراژکتوري

تصوير ‏3-6 زاويه فاز
زاويه هاي مثبت و منفي، به ترتيب، در ربع هاي اول و چهارم تراژکتوري محاسبه مي گردند.

فاز نسبي: فاز نسبي مقياسي براي تعامل و هم آهنگي دو سگمان حين سيکل راه رفتن مي باشد. براي محاسبه ي فاز نسبي براي داده هاي هر نقطه ي i اُم سيکل راه رفتني که بر اساس زمان نرماليزه شده باشد، زاويه ي فاز سگمان پروگزيمال را از زاويه ي فاز سگمان ديستال کم مي کنيم.
?_(نسبي فاز) = ?_(ديستال سگمان) – ?_(پروگزيمال سگمان)
= زاويه ي فاز نسبي بين سگمان هاي ديستال و پروگزيمال?_(نسبي فاز) = زاويه ي فاز سگمان ديستال?_(ديستال سگمان)
= زاويه ي فاز سگمان پروگزيمال?_(
پروگزيمال سگمان)
ويژگي منحصر به فرد مقياس فاز نسبي اين است که چهار متغير ( جابجايي زاويه اي سگمان هاي پروگزيمال و ديستال، و سرعت هاي زاويه اي آن ها) را در قالب يک مقدار، فشرده مي نمايد.
مقادير فاز نسبي که صفر هستند، نشان مي دهند که دو سگمان نوسان کننده “هم فاز”20 هستند، حال آن که مقاديري که به 180 درجه نزديک مي شوند، “غير هم فاز”21 محسوب مي شوند.
مقادير فاز نسبي مثبت بيانگر جلوتر بودن سگمان ديستال نسبت به پروگزيمال در فضاي فاز هستند در حالي که مقادير فاز نسبي منفي نشان مي دهند که در فضاي فاز، سگمان پروگزيمال جلوتر قرار دارد.
شيب منحني فاز نشان مي دهد که کدام سگمان حين سيکل راه رفتن، سريع تر حرکت مي کند، به اين ترتيب که شيب مثبت حاکي از حرکت سريع تر سگمان ديستال و شيب منفي بيانگر حرکت سريع تر سگمان پروگزيمال در فضاي فاز مي باشد.
کمينه ها و بيشينه هاي منحني فاز نسبي نشان دهنده ي واژگوني هاي ديناميک هم آهنگي را نشان مي دهند و از اين طريق نگرشي به تغييرات در هم آهنگي بين دو سگمان به ما مي دهند. تغييرات در زمان بندي اين واژگوني ها و دفعات تکرار واژگوني ها به درک بيشتر الگوهاي هم آهنگي راه رفتن طبيعي و غير طبيعي کمک مي کنند.
ميانگين مطلق فاز نسبي: براي کمّيت بخشيدن به اينکه آيا الگوي حرکت سگمان ها حين سيکل راه رفتن، هم فاز يا غير هم فاز است و همچنين به منظور آزمون آماري اختلاف ها بين منحني هاي فاز نسبي، مي توان از ميانگين مطلق فاز نسبي (MARP) استفاده کرد.
MARP از طريق ميانگين گرفتن از مقادير مطلق نقاط روي منحني mean ensemble (شکل 3) محاسبه مي گردد:
MARP =
MARP = ميانگين مطلق فاز نسبي
N= تعداد نقاط روي منحني mean ensemble فاز نسبي
= رابطه ي فاز نسبي بين دو سگمان|?_(نسبي فاز ) |

تصوير ‏3-7 – منحني mean ensemble فاز نسبي
هر چه MARP کوچکتر باشد، سگمان هاي نوسان کننده بيشتر درفاز هستند و بالعکس هر چه MARP بزرگتر باشد سگمان ها بيشتر غير هم فاز مي باشند.
فاز انحراف: مي توان با استفاده از فاز انحرافِ فاز نسبي براي دو سگمان تعامل کننده، مقياسي براي تغيير پذيري و پايداري سازماندهي سامانه ي عصبي-عضلاني را تعيين نمود.
فاز انحراف از طريق ميانگين گرفتن از انحرافات استاندارد نقاط منحني mean ensemble محاسبه مي شود:
DP =
DP = فاز انحراف
N= تعداد نقاط روي منحني mean ensemble فاز نسبي
?SD?_i = انحراف استاندارد mean ensemble در نقطه ي i
مقادير کم فاز انحراف نشان مي دهند که سازماندهي سامانه ي عصبي-عضلاني از تغييرپذيري کمتري برخوردار بوده و پايدارتر مي باشد. بالعکس مقادير زياد فاز انحراف حاکي از تغييرپذيري بيشتر و پايداري کمتر اين سامانه خواهد بود (54).

? تعداد سيکل هاي راه رفتن لازم براي تحليل CRP در اين مطالعه 15 سيکل پيوسته راه رفتن بود.
? کليه اين محاسبات از طريق برنامه اي که در محيط MatLab نوشته شده بود صورت گرفت.

3-8 روش هاي آماري تجزيه تحليل داده ها:
1- آمار توصيفي شامل محاسبه شاخص هاي تمايل مرکزي (ميانگين و ميانه) و پراکندگي (انحراف معيار، واريانس و دامنه) براي متغير هاي کمي انجام گرفت.
2- بررسي انطباق توزيع فراواني متغير هاي کمي با توزيع نظري نرمال از طريق آزمون آماري K-S (Kolmogrov-Smirnove) و محاسبه skewness و Kurtosis انجام پذيرفت.
3- بررسي تاثير اصلي و متقابل گروه، بار شناختي و سرعت راه رفتن بر متغير هاي وابسته توسط آزمون آماري تحليل واريانس دو و سه طرفه (Two-way and Three-Way ANOVA) انجام گرفت و در صورت حصول معني داري آزمون ANOVA در مرحله ي بعدي از آزمون مقايسه ميانگين ها (Bonferroni post hoc) استفاده مي گرديد.
جهت بررسي همبستگي ها بين نتايج آزمون هاي FES-S, BBS, TUG, GDS-15 با پارامترهاي هم آهنگي بين سگماني، از آزمون تحليل همبستگي و محاسبه ي ضريب اسپيرمن استفاده شد.

3-9 ملاحظات اخلاقي:
– از تمامي داوطلبين موافقت آگاهانه (Informed Consent) گرفته شد( ضميمه شماره ي1).
– با توجه به نوع آزمون انتخاب شده و مراقبتهايي که به هنگام انجام آنها توسط آزمونگر به عمل آمد، خطر آسيب به حداقل رسيد.
– اطلاعات جمع آوري شده از آزمودني ها محافظت شده و اصل راز داري (Confidentiality) رعايت مي شد.
– آزمودني ها مي توانستند در هر مرحله از تحقيق و به هر علتي و يا حتي بدون هيچ گونه علت مشخصي از ادامه همکاري در اين تحقيق منصرف شوند.
– در صورت نياز، براي انجام خدمات توانبخشي به آزمودني ها پيگيري لازم انجام مي شد.

رديف
نام متغير
نوع
مقياس
روش سنجش
ابزار سنجش
واحد سنجش/ حالات ممكن
1
سن
زمينه اي
نسبتي
گزارش شخصي
پرسشنامه
سال
2
جنس
زمينه اي
اسمي
گزارش شخصي
پرسشنامه
مرد / زن
3
قد
زمينه اي
نسبتي
معاينه باليني
متر نواري
سانتي متر
4
وزن
زمينه اي
نسبتي
معاينه باليني
ترازو
کيلو گرم
5
دفعات زمين خوردن
زمينه اي
نسبتي
گزارش شخصي
پرسشنامه
عدد
6
تعداد داروهاي مصرفي
زمينه اي
رتبه اي
گزارش شخصي
پرسشنامه
عدد
7
گروه
مستقل
نسبتي
گزارش شخصي
—–
جوان/ سالمند با سابقه زمين خوردن/ سالمند بدون سابقه زمين خوردن
8
سرعت راه رفتن
مستقل
نسبتي
نرم افزار
کرونومتر
کند/دلخواه/تند
9
تکليف شناختي
مستقل
اسمي
آزمون باليني
—–
هيچ/ساده/پيچيده
10
نمره ي مقياس FES-I
مستقل
فاصله اي
گزار
ش شخصي
پرسشنامهFES-I
نمره
11
نمره ي مقياس BBS
مستقل
فاصله اي
گزارش شخصي
پرسشنامهBBS
نمره
12
نمره ي مقياس TUG
مستقل
فاصله اي
آزمون باليني
کرونومتر
ثانيه
13
نمره ي مقياس GDS_15
مستقل
فاصله اي
گزارش شخصي
پرسشنامه ي GDS-15
نمره
14
MARP
وابسته
نسبتي
تحليل فاز نسبي
Motion Analyzer
عدد
15
DP
وابسته
نسبتي
تحليل فاز نسبي
Motion Analyzer
درجه
16
نمره ي عملکرد شناختي
وابسته
نسبتي
آزمون باليني
—–
عدد
جدول ‏3-1 جدول متغيرها

شکل ‏3-1 نمودار سير پيشرفت مراحل اجراي تحقيق

فصل چهارم:
يافته هاي پژوهش

4 نتنتايج
بطور کلي نتايج اين مطالعه براي درک بهتر خوانده از روند تحقيق، به پنج بخش کلي تقسيم مي شود:
1. بررسي تکرارپذيري آزمون -باز آزمون در مطالعه متودولوژيک
2. بررسي ويژگيهاي توصيفي متغيرهاي زمينه اي و روابط بين سگماني اندام هاي تحتاني
3. بررسي نتايج حاصل از آناليز تفاوت ها در DP و MARP روابط بين سگماني تحت تاثير سه عامل گروه، بار شناختي و سرعت راه رفتن.
4. بررسي نتايج حاصل از آناليز تفاوت ها در نمره عملکرد شناختي تحت تاثير دو عامل گروه و سرعت راه رفتن.
5. بررسي همبستگي ها بين پارامترهاي راه رفتن و نمرات پرسشنامه ها و آزمون هاي عملکردي
در هر يک از اين بخش ها سعي شده است بخشي از يافته ها که مي توانند در آزمون فرضيه ها و برآوردن اهداف مطالعه مورد نظر تحقيق کمک کننده باشند، ارائه گردند. در بسياري از موارد جهت تسهيل بيان يافته ها از جداول يا نمودارها استفاده گرديده است.

4-1 نتايج بررسي تکرار پذيري آزمون-باز آزمون
در بخش مطالعه متودولوژيک، تکرارپذيري آزمون- باز آزمون براي 10 نفر شرکت کننده که فاصله زماني دو آزمون ايشان بين 7 تا 10 تنظيم شده بود، بررسي گرديد. بدين منظور از ضريب ICC در فاصله اطمينان 95 درصد و سطح معني داري 05/0 استفاده گرديد.
براي تفسير تکرارپذيري، از دامنه ضرايب تکرارپذيري که توسط گروه مونرو مورد استفاده قرار گرفته است، استفاده شد؛ بدين ترتيب که مقادير ICC بين 26/0 تا 49/0 به عنوان همبستگي کم، 50/0 تا 69/0 به عنوان همبستگي متوسط، 70/0 تا 89/0 به عنوان همبستگي بالا و 90/0 تا00/1 به عنوان همبستگي بسيار بالا در نظر گرفته مي شوند(96).
بررسي تکرارپذيري آزمون-بازآزمون براي DP و MARP روابط بين سگماني ضمن تکاليف راه رفتن در شرايط مختلف نشان داد که تمامي پارامترهاي مورد مطالعه از تکرارپذيري قابل قبولي برخوردار بودند. حداکثر ضريب ICC محاسبه شده مربوط به پارامتر CFW_DP_TS_R (DP رابطه بين سگماني ران-ساق سمت راست در تکليف “تفريق هاي سه تايي ضمن راه رفتن تند”) به ميزان 99/0 و حداقل آن متعلق به پارامتر CPW_MARP_PT_L (MARP رابطه بين سگماني لگن-ران سمت چپ در تکليف “تفريق هاي سه تايي ضمن راه رفتن با سرعت دلخواه”) به ميزان 66/0 بوده است. ضرايب ICC کليه ي پارامترهاي ديگر در محدوده بين اين دو عدد قرار داشت. همچنين بررسي تکرارپذيري آزمون-بازآزمون براي نمره عملکرد شناختي نشان دهنده تکرارپذيري بالا براي کليه اين متغيرها بود. مقادير ضرايب ICC در محدوده 95/0 (متعلق به نمره عملکرد شناختي ساده حين راه رفتن کند) و 72/0 (متعلق به نمره عملکرد شناختي ساده حين راه رفتن با سرعت دلخواه) قرار داشتند.
4-2 بررس

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید