دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اروميه
دانشکده دامپزشکي
پايان نامه جهت اخذ درجه دکتراي حرفه‌اي دامپزشکي (D.V.M )
عنوان:
مطالعه جدايه هاي قارچي ملتحمه چشم گاوهاي دورگه هلشتاين سالم
استاد راهنما:
دکتر عبداله عراقي سوره
(استاديار دانشکده دامپزشکي دانشگاه آزاد اسلامي واحد اروميه)
استاد مشاور:
دکتر علي حسن پور
(دانشيار دانشکده دامپزشکي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز)
استاد داور:
دکتر شيرزاد اسماعيل ثاني
(استاديار دانشکده دامپزشکي دانشگاه آزاد اسلامي واحد اروميه)

نگارش :
ميلاد سودي
تابستان 1392
تقديم به:
آستان کبريايي يگانه منجي عالم بشريت حضرت مهدي(عج)
تقديم به :
پدر بزگوارم ، يگانه اسطوره ي زندگي ابدي من
نه مي توانم موهايش را که در راه عزت من سفيد شد ، سياه کنم و نه براي دستان پينه بسته اش که ثمره تلاش براي افتخار من است ، مرهمي سازم .
پس خدايا توفيقم ده که هر لحظه شکر گذارش باشم و ثانيه هاي عمرم را در عصاي دست بودنش بگذرانم.
اي پدر از تو هر چه مي گويم باز هم کم مي آورم خورشيدي شدي و از روشنايي ات جان گرفتم و در نااميدي ها نازم را کشيدي و لبريزم کردي از شوق اکنون حاصل دستان خسته ات رمز موفقيتم شد به خودم تبريک مي گويم که تو را دارم و دنيا با همه بزرگيش مثل تو را ندارد .
تقديم به مادر مهربانم :
که هستي من ز هستي توست تا هستم و هستي دارمت دوست
تقديم به خواهران عزيزم :
با جرات و از صميم قلب مينويسم که داشتنشان برايم از هر مدرکي بالا تر است.
تقديم به دوستان عزيزم :
دکتر وحيد ايرجي ، دکتر صابر ممقاني ، دکتر محمد امين روانسحر ،دکتر وحيد ميرنقي زاده ، ، دکتر سعيد مصدقي، مهندس حسين مرندي ، و تمام همکلاسي هاي عزيز ديگرم.
سپاس گذاري :
سپاس پروردگار يکتا
که هستي مان بخشيد و به همنشيني رهروان علم و دانش مفتخرمان نمود و
خوشه چيني از علم و معرفت را روزيمان ساخت .
تشکر و قدر داني :
از كليه اساتيد ارجمندم در طول اين سالهاي به ياد ماندني تشكر مينمايم. از استاد ارجمند جناب آقاي دکتر عراقي سوره كه در اين دوران تحصيل همواره از محضرشان بهرهمند گرديدهام، خاضعانه سپاسگزارم و از خداوند متعال عمري طولاني و پر برکت براي اين بزرگوار خواستارم.
چکيده
کد پايان نامه : 10310501912057
سال تحصيلي : 92-91
موضوع : مطالعه جدايه هاي قارچي ملتحمه چشم گاوهاي دورگه هلشتاين سالم
نگارنده : ميلاد سودي
هدف از تحقيق حاضر شناسايي جدايه هاي قارچي کيسه ملتحمه گاو هاي دو رگ هلشتين سالم در شهرستان اروميه مي باشد. طي تابستان 1392، تعداد 82 سواب از کيسه ملتحمه هر دو چشم 41 راس گاو اخذ شد و بر روي محيط سابرو دکستروز آگار کشت گرديد و در دماي 28 درجه سانتي گراد به مدت 14 روز انکوبه شد. داده ها توسط مربع کاي و دقيق فيشر و کندال تاو در نرم افزار SAS ويرايش 2/9 تجزيه و تحليل گرديد. از 41 راس گاو مورد آزمايش تعداد 23 راس (09/56%) واجد کشت مثبت قارچي بودند. از اين تعداد فقط 3 راس گاو(04/13 %) براي هر دو چشم مثبت بودند. جدايه ها شامل جنس هاي آسپرژيلوس (75/43%)، کورولاريا(75/18%)، پني سيليوم (62/15%)، پزودوآلشريا (62/15%)، فوزاريوم (12/3%) و اسکوپولاريوپسيس (12/3%) بودند.سن وجنس گاو تاثير معني دار بر روي فراواني جدايه هاي قارچي داشت (05/0>P) گونه هاي قارچي جدا شده قابل مقايسه با مطالعات انجام شده در کشور هاي ديگر است، اگر چه تفاوت در فراواني جدايه ها ما بين مطالعات مختلف مي تواند انعکاسي از تفاوت هاي جغرافيايي باشد
کلمات کليدي : قارچ ، ملتحمه ، گاو هلشتاين ، آسپرژيلوس
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول
1-1-مقدمه2
فصل دوم
2-1- اهداف تحقيق5
2-2- پيشينه‌ي تحقيق5
2-3- آناتومي ‌ساختمان چشم5
2-3-1- حفرة چشم علاوه بر کرة چشم محتوي اعضاي ذيل است:6
2-3-2- کرة چشم6
2-3-3- ساختمان کرة چشم6
2-3-4- قرنيه7
2-3-5- اعضاي فرعي کرة چشم8
2-3-5-1-پلکهاي چشم8
2-3-6- ملتحمه9
2-4- فلور طبيعي بدن11
2-4-1- نقش فلور نرمال11
2-4-2- قارچ شناسي12
2-5-ساختمان قارچ‌ها13
2-5-1- منظره ظاهري پرگنه‌هاي قارچي13
2-5-1-1-شکل مخمري:14
2-5-1-2-شکل رشته‌اي:14
2-5-1-3-شکل مخمري (بيماري زا)15
2-5-1-4-شکل رشته‌اي (غير بيماري زا)15
2-5-2- تکثير و توليد مثل قارچ‌ها15
2-5-2-1-توليد مثل جنسي:15
2-5-2-2-توليد مثل غير جنسي16
2-6- قارچ‌هاي مشاهده شده:18
2-6-1- آسپرژيلوس18
2-6-2- پنيسيليوم19
2-6-3- اسکوپولاريوپسيس20
2-6-4-رودوترولا21
2-6-5-کانديداآلبيکنس21
2-6-5-1-بيماريزايي:22
2-6-5-2-شناسايي:22
2-6-5-3-شکل ريز بيني :22
2-6-6-تريکودرما23
فصل سوم
3-1- مواد و وسايل مورد نياز:25
3-2- محيط انتقالي26
3-2-1- محيط پپتون واتر:26
3-3- ترکيبات محيط سابرودکستروز آگار :26
3-3-1- محيط کشت سابرودکستروز آگار27
3-3-2- کشت در محيط سابرودکستروز آگار27
3-4- نمونه برداري حيوانات27
3-5- بررسي نتايج کشت28
فصل چهارم
4-1- نتايج30
4-2-جنس30
4-3-چشم30
فصل پنجم
5-1-بحث و نتيجه گيري:36
پيشنهادات 38
منابع 39
چکيده انگليسي 43
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1 : جدايه هاي قارچي کيسه ملتحمه چشم گاو هلشتاين سالم به تفکيک گروه سن …………………………..32
جدول 4-2 : جدايه هاي قارچي کيسه ملتحمه چشم گاو هلشتاين سالم به تفکيک جنس ………………………………..33
جدول 4-3 : همبستگي بين فراواني جدايه ها و سن گاو هاي هلشتاين ……………………………………………………………….34
جدول 4-4 : ضريب همبستگي داده ها براساس جنس ………………………………………………………………………………………..34
فصل اول
مقدمه
1-1-مقدمه
قارچ ها به عنوان يک عامل مشخص و فزاينده مرگ و مير در انسان و حيوانات به شمار مي‌روند. اخيراً اين عوامل به عنوان علل عفونت هاي فرصت طلب با سير شديد، به خصوص در موارد دچار ضعف ايمني شناخته شده اند. از آنجايي که پيش آگهي حالات فوق وخيم مي‌باشد تشخيص سريع و درمان اين عفونت ها ضروري مي‌باشد. اين امر مهم به همکاري آزمايشگاه و پزشک و دامپزشک بستگي خواهد داشت. در حقيقت روش هاي آزمايشگاهي، اطلاعاتي را فراهم مي‌آورد که کلينيسين را قادر به اثبات يک تشخيص باليني با عامل قارچي يا رد يک عفونت قارچي مي‌نمايد. لذا تشخيص بررسي عفونت قارچي بستگي به ترکيب يافته هاي آزمايشگاهي و باليني دارد.
درمان هاي نوين بر مبناي تشخيص صحيح مي‌باشد. هنوز هم اين واقعيت که لگرون قارچ شناس بيان داشت وجود دارد: زماني که ما بيماري را تشخيص نمي‌دهيم آن را بيماري قارچي مي‌ناميم در واقع گاهي اوقات بيماري هاي جلدي و احشايي به عنوان عفونت هاي قارچي جدي بيان مي‌شوند. (به صرف اينکه تظاهر باليني مشابهي دارند) و بالعکس گاهي اوقات عفونت هاي شديد قارچي اشتباهاً به عنوان بيماري هاي جلدي معمولي، ناديده گرفته مي‌شوند.
يکي از اندام هاي حسي که حيوانات را از محيط خارج مطلع مي‌سازد دستگاه بينايي است. طيف گسترده اي از باکتري‌ها و قارچ‌ها در سطح چشم حيوانات سالم يافت مي‌شود. اين ارگانيسم‌ها با مصرف مواد مغذي ، اشغال فضاي سطحي و نيز توليد مواد مهار کننده (آنتي بيوتيک‌هاي پلي پپتيدي)از رشد ارگانيسم‌هاي پاتوژن فرصت طلب در لايه‌هاي سطحي چشم جلوگيري به عمل مي‌آورند. پلک‌ها، ليزوزيم، بتاليزين، لاکتوفرين، ايمنوگلوبولين‌هاي ترشحي و لوکوسيت‌هاي موجود در Preocular tear film از ديگر عوامل محافظت کننده سطح چشم مي‌باشند. اما مهم‌ترين و موثرترين سد در برابر عفونت ارگانيسم‌هاي فرصت طلب، اپي‌تليوم قدامي قرنيه مي‌باشد به همين دليل است که اکثر بيماري‌هاي عفوني قرنيه پس از وارد آوردن ضربه به سطح چشم و تخريب اپي‌تليوم آن اتفاق مي‌افتد.
از اين رو در اين تحقيق سعي بر آن شده است که با معرفي قارچ‌هاي جدا شده از 41 جفت چشم گاو هلشتاين، چگونگي امکان پاتوژن شدن آنها و يا مهيا نمودن محيط جهت رشد ساير ميکروارگانيسم‌ها ، روابط احتمالي بين سن، جنس، چپ يا راست بودن چشم با نوع قارچ‌هاي جدا شده، موثرترين انتخاب پادزيستي در مواجه با افتالميت‌هاي قارچي چشم گاو هلشتاين را در اختيار خواننده محترم قرار دهد.
در انتها بر خود لازم مي‌دارم از راهنمايي‌هاي دلسوزانه و عالمانه استاد ارجمندم جناب آقاي دکتر عبدالله عراقي سوره که تجربيات خود را صميمانه در اختيار بنده قرار دادند و در مراحل شکل‌گيري اين تحقيق همراه و همفکر اينجانب بودند، کمال تشکر و قدرداني را به عمل آورم.
ميلاد سودي
تابستان 1392
فصل دوم
کليات
2-1- اهداف تحقيق
1- شناسايي قارچ‌هاي مستقر درون کيسه ملتحمه‌ي چشم سالم گاوهاي دورگ هلشتاين.
2- تعيين اثر سن و جنس ميزبان بر روي فلور قارچي کيسه ملتحمه‌ي چشم سالم گاوهاي دورگ هلشتاين.
2-2- پيشينه‌ي تحقيق
تا کنون 3 تحقيق در جهت شناسايي فلور قارچي ملتحمه گاوها در امريکا توسط Samuelson و همکاران در سال 1984، در ايتاليا توسطSgorbini و همکاران در سال 2010 و در ايران توسط نوري در سال 1391 انجام شده است.
در دو تحقيق انجام شده در خارج از ايران قارچ هاي کلادوسپوريوم و پني سيليوم و در ايران قارچ هاي آسپرژيلوس و پني سيليوم جدايه هاي غالب ملتحمه گاوها بودند.
2-3- آناتومي ‌ساختمان چشم
ناحيه چشم شامل اعضاي بينايي يعني کرة چشم و اعضاي فرعي آن است حدود آن به شرح ذيل است.
در قسمت داخلي پيشاني، در قسمت خارجي ناحية جوشي، در عقب گيجگاه، در جلو ناحيه صورت، کرة چشم + اعضاي فرعي مختلف يعني عضلات، اعصاب و رگها و دستگاه اشک و حفرة حفاظتي به نام کاسة چشم1 قرار گرفته‌اند.
به صورت يک بوقي است که قاعده اش بطرف جلو و خارج برگشته و راسش بطرف عقب و داخل مي‌باشد و نسبت به کرة چشمي‌که در آن جاي مي‌گيرد و ظرفيت آن 5/2 برابر کرة چشم مي‌باشد. محور بزرگ اين حفره از پائين به بالا و از داخل به خارج و از عقب به جلو مورب مي‌باشد.
طول اين محور 8 تا 9 سانتي متر و با سطح مياني بک زاوية 68 تا 70 درجه تشکيل مي‌دهد. که به طرف جلو باز مي‌باشد.
2-3-1- حفرة چشم علاوه بر کرة چشم محتوي اعضاي ذيل است:
1ـ عصب بينايي 2ـ عضله ‌هاي محرکة چشم 3ـ غدد اشکي 4ـ رگ‌ها 5ـ اعصاب 6- بالش چربي که در بين اين اعضا قرار دارد.
کرة چشم و اعضاي آن در حفرة چشم به وسيلة يک غشايي به نام کپسول تنون2 معروف است اتصال دارد که در اسب کپسول تنون مانند انسان به طور کامل قرار ندارد و فقط به صورت يک ورقة غشايي واضح موجود است که از جدار حدقه‌اي در روي ‌ عضله ها و از آنجا در روي کرة چشم تا خورده است اين ورقه در عقب از يک بالش چربي گودي حدقه‌اي پوشيده شده است.
که به آن خيلي چسبيده است و يک حفرة مجازي بزرگي را محدود مي‌سازد که تا اتصال عضله ‌هاي مستقيم چشم در روي چشم گسترده شده است .
2-3-2- کرة چشم
عبارت از يک کرة ميان خالي است که از اجتماع يک قطعة قدامي‌و يک قطعة خلفي حاصل شده است. قطعه‌ي قدامي شفاف است و ثلث قدامي ‌کرة چشم را تشکيل مي‌دهد و قطعة خلفي که صدفي رنگ بوده و در عقب مسطح است و کمي ‌در داخل و پائين انتهاي خلفي محور طولي آن مستقيم به وسيلة عصب باصره امتداد مي‌يابد.
کرة چشم در مرکز حفرة حدقه قرار گرفته و به وسيلة اعضاي فرعي مختلفه در درون يک بالش چربي فراوان نگهداري مي‌شود. محور کرة چشم با محور حدقه به نسبت قابل ملاحظه‌اي تباعد داشته و با يکديگر زاوية 110 درجه را تشکيل مي‌دهند .
2-3-3- ساختمان کرة چشم
مشتمل بر پرده‌هايي است که پهلوي هم قرار گرفته و يک حفره را محدود مي‌سازد که در داخل آن محيطهاي چشم قرار دارند پرده‌هاي چشم سه عدد مي‌باشند. (شکل 1-1):
1ـ پردة خارجي که ليفي و حامي‌بوده و پردة صليبيه و قرنيه را تشکيل مي‌دهد.
2ـ پردة مياني، عضله ‌اي ـ رگي که نقش آن اساسا براي تغذية کرة چشم بوده و شامل مشيميه3 و منطقه‌اي مژه‌اي4 و عبنيه5 مي‌باشد.
3ـ پردة داخلي که عصبي بوده و مستقيما به عصب باصره اتصال دارد و به اشعة نوراني حساس بوده عبارت از شبکيه است. محيط‌هاي چشم نيز 3 عدد مي‌باشند يک محيط قدامي‌که مايع بوده عبارتست از مايع زلاليه و يک محيط واسطه‌اي که جامد بوده و عدسي را تشکيل مي‌دهد و يک محيط خلفي که خميري شکل بوده و جسم زجاجيه است .
2-3-4- قرنيه6
در حدود لايه فيبروزي را تشکيل داده و به طور جلو بر آمده مي‌باشد. در ترکيب قرنيه نوع خاصي از بافت همبند سخت به شکل ورقه يا لايه‌هاي متعدد وجود دارد. به علت وجود يک آرايش دقيقي در الياف قرنيه به نظر مي‌رسد که شفاف بودن قرنيه نه تنها يک ويژگي ساختماني است بلکه يک پديده فيزيولوژيکي بوده و وابسته به تداوم پمپاژ مايع بينابيني است که از اطراف اپيتليوم خلفي صورت مي‌پذيرد (Brooks, 2003 Andrew et al., 2003).
بدنه اصلي اپيتليوم خلفي با صلبيه ادامه مي‌يابد و به وسيله لايه‌هاي اپيتليوم و غشاء‌هاي حاشيه‌اي خلفي و قدامي‌پوشيده مي‌شود. لايه‌ي اپيتليوم قدامي‌با اپيتليوم ملتحمه مداومت مي‌يابد. در حالي که لايه‌ي اپيتليوم خلفي با سطح قدامي‌عنبيه در زاويه‌ي عنبيه‌اي ـ قرنيه‌اي7 يکي مي‌شود و فاقد عروق خوني است و مواد غذايي براي سلول‌هاي آن يا از طريق عروق موجود در شيار صلبيه‌اي ـ قرنيه‌اي وارد پارين مي‌گرد و يا اين که از طريق ترشحات اشکي و زلاليه به سطوح قرنيه حمل مي‌شوند (Barnett et al., 1995).
سطح قرنيه به علت جود پايانه‌هاي آزاد عصبي در نزديکي اپيتليوم قدامي‌آن بسيار حساس مي‌باشد. اين پايانه‌هاي عصبي از اعصاب مژگاني طويل که خود شاخه‌اي از عصب باصره‌اي مي‌باشند هستند.
آکسون‌هاي اين اعصاب تشکيل رشته‌هاي آوران بازتاب قرنيه‌اي8 را مي‌دهند که به هنگام وجود تماس با قرنيه سبب بسته شدن پلک‌ها مي‌گردند. در قسمت‌هاي بعدي در مورد قرنيه بيشتر توضيح خواهيم داد (Brooks, 2003 ; Andrew et al., 2003).
2-3-5- اعضاي فرعي کرة چشم
عبارتند از: پلکها، عضله ‌ها و يک دستگاه مرطوب کننده و رگها و اعصاب.
2-3-5-1-پلکهاي چشم9
پلکها به صورت دو پردة متحرک هستند که در جلوي کرة چشم قرار گرفته و چشم را حمايت مي‌کنند پلکها به تعداد 2 عدد مي‌باشند.
A ـ پلک بالايي
B ـ پلک پاييني
که اين دو به يکديگر به وسيلة دو گوشه اتصال يافته‌اند و سطح خارجي آنها محدب بوده و از پوستي پوشيده شده است که داراي چينهاي عرضي است و سطح داخلي مقعر و صاف وگلي رنگ و از مخاط ملتحمه مفروش شده‌اند. در روي هر يک از موهاي زبري وجود دارند که به مژگان موسومند.
مژگان بالايي فراوانتر و درازتر از مژگان پاييني مي‌باشند .
دو گوشة چشم يکي داخلي و ديگري خارجي است. گوشة داخلي به علت مجاورت بابيني بنام زاوية انفي چشم ناميده مي‌شود و گوشة خارجي بعلت نزديک بودنش با شقيقه بنام زاوية شقيقه‌اي چشم موسوم مي‌باشد. زاوية انفي گرد بوده و در آن يک برجستگي کوچکي ديده مي‌شود که به کارانکول اشکي موسوم است. زاوية شقيقه‌اي بشکل زاوية حاده است .
ساختمان پلک شامل قسمت‌هاي ذيل است:
تارو پود، غده‌ها، پوشش‌ها، عضله ، رگها و اعصاب
الف ـ تاروپود: شامل يک غشاء ليفي در جلو است که تارس ناميده مي‌شود.
1ـ غشاء ليفي که اسکلت حقيقي پلک‌ها بوده و در اطراف حدقة چشم اتصال يافته و بطرف لبة آزاد پلک‌ها امتداد دارد.
2ـ تارس جسمي‌مقاوم و نسبتا کلفتي است که در ضخامت قوس پلک‌ها جاي دارد و باعث سختي اين قوس مي‌شود.
ب ـ غده‌هاي پلک به تعداد 20 تا 30 عدد بوده و بنام غده‌هاي ميبوميرن معروفند. مجاري تخلية آنها در روي لبة آزاد پلکها در قاعدة مژگان باز شده و در آنجا مادة متشرحه منتهي ماده در مي‌گردد اين مادة متشرحه که به نام قي چشم موسوم است چرب و زرد رنگ مي‌باشد. اين بيماري‌هاي آماسي چشم فراوان تر و غليظ مي‌گردد در اين حالت چشم را قي دار مي‌نمايد .
ج ـ پوشش‌ها يکي در خارج و ديگري در داخل قرار دارند.
1ـ خارجي که از پوست تشکيل شده است معمولا به رنگ تيره است موهايي که آنرا پوشانده‌اند هر قدر به لبة آزاد نزديکتر مي‌شوند نرمتر مي‌گردند.
2ـ داخلي که از مخاطي تشکيل شده و موسوم به ملتحمه در قسمت لبة آزاد به پوست امتداد مي‌يابد اين غشاء به رنگ سفيد اندكي گلي رنگ بوده و مانند تمام مخاطها شامل يک جدار رگ دار يک اپي تليوم مخاط مفروش است .
د ـ مژگان چشم را در مقابل نور و اجسام خارجي حمايت مي‌کند و در پلک بالايي قويتر و طويلتر و زيادتر از پلک پاييني مي‌باشد و در قاعده‌‌هاي آنها مانندساير موهاي بدن دو غدة چربي مشاهده مي‌شود .
2-3-6- ملتحمه10
ملتحمه غشاي مخاطي است که سطح داخلي پلک‌ها را و هر دو سطح پلک سوم را پوشانده است. منشاء ملتحمه از لايه اکتودرمي‌پلک‌ها است. همچنين ملتحمه بافت خود مرطوبي است که به پلکها تکيه داده و اين مرطوبيت آن به خاطر توزيع مداوم مايع اشکي است و چون اپيتليال آن غير شاخي است نبايستي در معرض خشکي قرار گيرد. در حالت طبيعي ملتحمه ظاهر مرطوب، درخشان، نيمه شفاف و خوش رنگ دارد (Brooks, 2003 ; Andrew et al., 2003).
ملتحمه به سه قسمت کره چشمي، پلکي (تارسال) و پلک سوم تقسيم مي‌شود ملتحمه کره چشمي‌سطح قدامي‌صلبيه و ليمبوس را پوشانده است و به صورت شل به ديواره کره چشم متصل شده است.
ملتحمه کره چشمي‌در فورنيکس‌ها اتصال ضعيفي به ديواره کره چشمي‌دارد و چند بار چين مي‌خورد. اين امر حرکت چشم را امکان پذير مي‌سازد و سطح ترشحي ملتحمه را وسعت مي‌بخشد. ملتحمه پلکي، سطح داخلي پلک‌ها و ورودي قرنيه را پوشانده است، ملتحمه پلکي از پياز ملتحمه‌اي شروع و فورنيکس ختم مي‌شود. اپيتليوم پياز ملتحمه از اپيتليوم قرنيه جدا است. در ملتحمه تعدادي سلول جامي‌شکل داريم که کار آنها توليد موکوس است و توزيع اين سلولها در فورنيکس فراوانتر از ساير قسمتهاست. محققين عقيده دارند که وجود سلول‌هاي جامي‌ملتحمه به همراه ساير ترشحات ورقه اشکي از، از بين رفتن سلولهاي اپيتليال جلوگيري مي‌کنند (Barnett, 1995).
ملتحمه بافتي است مخاطي و لايه اپيتليالي آن در قسمت خارجي سنگفرشي مطبق غير شاخي است و در قسمت‌هاي داخلي استوانه‌اي يا مکعبي مطبق است .
استروماي ملتحمه به يک لايه آدنوئيد (سطحي) و يک لاية فيبروزي (عمقي) تقسيم مي‌شود. لايه آدنوئيد حاوي بافت لنفوئيدي است و در برخي از نواحي ممکن است حاوي ساختمانهاي (فوليکول مانند) نيز باشد. لايه فيبروزي از بافت همبندي که به لاية تارسالي اتصال مي‌يابد ساخته مي‌شود.
غدد اشکي فرعي که از نظر ساختمان و عملکرد مشابه غدد اشکي هستند در استروما جاي دارند.
شرائين ملتحمه اي، از شرائين مژگاني قدامي‌و پلکي مشتق مي‌شوند. لنفاتيکهاي ملتحمه و در لايه‌هاي سطحي و عمقي آرايش مي‌يابند و با ملحق شدن به لنفاتيکهاي پلکها، يک شبکه لنفاتيک غني را تشکيل مي‌دهند و تامين عصبي ملتحمه توسط شاخه‌اي از عصب زوج پنجم مي‌باشد.
فضاي موجود بين ملتحمه‌ي پلکي و کرة چشمي‌را کيسه‌ي ملتحمه‌اي مي‌نامند، اين کيسه در بالا و پايين به فورنيکس ملتحمه‌اي ختم مي‌شود (Barnett, 1995).
2-4- فلور طبيعي بدن
اصطلاح فلور ميکروبي طبيعي بدن به جمعيتي از ميکروارگانيسمها گفته مي‌شود که ساکن پوست و غشاي مخاطي افراد سالم طبيعي هستند. در سطح پوست و غشاهاي مخاطي انسان و حيوان هميشه انواع مختلفي از ميکروارگانيسمها يافت مي‌شوند که مي‌توان آنها را به دو گروه تقسيم کرد:
1ـ فلور مقيم يا ساکن: اين گروه از باکتري‌ها همواره در مکان خاص و در سنين خاصي در بدن يافت مي‌شوند. اين فلور در صورت آسيب ديدن توانايي ترميم و بازسازي خود را دارد (بروكس و همكاران، 1381).
2ـ فلور گذرا يا ناپايدار: اين گروه از باکتري‌ها معمولا غير بيماري زا هستند يا در شرايط خاص ايجاد بيماري مي‌کنند و فقط به مدت محدودي (چند ساعت، چند روز يا چند هفته) در سطح پوست يا مخاط بدن مستقر مي‌شوند. فلور گذرا معمولا بيماري ايجاد نمي‌کند و به صورت پايدار هم در بدن مستقر نمي‌باشد در حالي که فلور ساکن همواره در بدن يافت مي‌شود. چنانچه فلور ساکن دچار تغييراتي گردد، فلور ناپايدار به مقدار زيادي تکثير مي‌يابد و ممکن است ايجاد بيماري کند (بروكس و همكاران، 1381).
2-4-1- نقش فلور نرمال
وجود و تکثير اين ميکروارگانيسم‌ها در هر بخشي از بدن با شرايط فيزيولوژيکي بدن مانند دما، مقدار رطوبت، وجود برخي از مواد غذايي و فقدان مواد ممانعت کننده بستگي دارد. وجود اين ميکروارگانيسم‌ها براي زندگي ضروري نمي‌باشند زيرا حيواناتي را در آزمايشگاه مي‌توان نگهداري کرد که فاقد هر گونه ارگانيسم فلور طبيعي بدن هستند. اين حيوانات بدون وجود فلور طبيعي قادر به تکثير مي‌باشند. با اين وجود فلور ساکن در برخي از نقاط بدن، نقش عمده‌اي را در سلامتي و فعاليت طبيعي بدن به عهده دارند. براي مثال فلور ميکروبي موجود در دستگاه گوارشي در سنتز ويتامين‌ها و هضم و جذب مواد غذايي کمک مي‌کنند. فلور ميکروبي ساکن در سطح پوست و مخاطات بدن معمولا از استقرار و تشکيل کلني باکتري‌هاي بيماري زا جلوگيري مي‌کنند و بدين وسيله از طريق مداخله باکتريايي مانع بيماري مي‌شوند. مکانيسم مداخله باکتريايي هنوز شناخته نشده است ولي احتمال دارد که از طريق رقابت براي اتصال به گيرنده‌هاي موجود در سطح سلول ميزبان، رقابت براي بدست آوردن مواد غذايي، يا ممانعت از اعمال متابوليکي با توليد مواد سمي، مواد آنتي بيوتيکي و باکتريوسيد‌ها يا به روش‌هاي ديگر، مانع همزيستي دو طرفه بين ميکروارگانيسمها در سطوح مختلف بدن شوند (بروكس و همكاران، 1381).
حذف فلور طبيعي از بخشي از بدن موجب ايجاد خلاء نسبي مي‌گردد که اين خلاء توسط ارگانيسمهاي محيط اطراف و ميکرو ارگانيسم‌هايي که در ساير بخشهاي بدن وجود دارند پر مي‌شود. سپس ميکروارگانيسمهاي جايگزين شده ممکن است به عنوان عوامل فرصت طلب موجب بيماري گردند. از طرف ديگر اعضاي فلور طبيعي بدن هم ممکن است در شرايط خاصي ايجاد بيماري نمايند مثلا چنان چه فلور طبيعي از بخشي از بدن به بخش ديگري که مکان طبيعي سکونت آنها نباشد وارد شوند و عوامل مستعد کننده نيز فراهم باشد ممکن است بيماري زا گردند (بروكس و همكاران، 1381).
2-4-2- قارچ شناسي
تعريف قارچها11: قارچها جز نباتات يا گياهان پست يا تالوفيتها12 بوده و در اين موجودات گياهي تا کنون ساختماني شبيه ريشه، ساقه، برگ، گل و دستگاه آوندي يا کلروفيل13 ديده نشده است. اين ارگانيسم‌ها تک سلولي يا چند سلولي هستند. تغذية قارچها به دو صورت انجام مي‌پذيرد:
1ـ زندگي و تغذيه روي موادي که در حال تجزيه و تخريب و فساد هستند که به اين دسته، قارچهاي ساپروفيت14 يا گنده روي مي‌گويند (امامي و همكاران، 1370).
2ـ زندگي و تغذيه در بدن موجودات زنده (انسان يا حيوان) که به اين دسته، قارچهاي انگلي يا پارازيت15 مي‌گويند.
قارچها به علت فقدان سبزينه قادرند در تاريکي و در داخل بدن و نسوج انسان يا حيوان زندگي نمايند. توليد مثل قارچ‌ها به دو صورت جنسي16 و غير جنسي17 انجام مي‌گيرد (امامي و همكاران، 1370).
2-5-ساختمان قارچ‌ها
قارچ‌ها از نظر منظرة ظاهري يا ماکروسکوپي پرگنه (کلني)18 و اشکال ريز بيني يا ميکروسکوپي، مورد بررسي و مطالعه قرار مي‌دهند (امامي و همكاران، 1370).
2-5-1- منظره ظاهري پرگنه‌هاي قارچي
دو نوع پرگنه در قارچ‌ها وجود دارد.
1ـ پرگنه‌هاي مخمري19 يا لوور20، اين پرگنه شبيه پرگنه باکتري‌ها بوده و در محيط جامد مانند باکتري‌ها بي حرکت، کم و بيش برجسته با سطح مات يا درخشان و به رنگ سفيد يا متمايل به زرد و قرمز آجري با قوام خامه‌اي نمايان مي‌شوند. مخمر‌ها در محيط مايع در سطح ايجاد مايع نموده و يا در ته لوله رسوب مي‌کنند و مايع روي محيط، کاملا زلال مي‌باشد. رشد و نمو مخمر‌ها سريع بوده و در طي 2 الي 4 روز صورت مي‌گيرد و آنها را مانند باکتري‌ها به طور خطي يا نقطه‌اي کشت مي‌دهند (امامي و همكاران، 1370).
2ـ پرگنه‌هاي رشته‌اي21 يا فيلامان22، کلني‌هاي رشته‌اي در محيط جامد داراي محور رشد گريز از مرکز بوده و داراي رشته‌هاي هوايي مي‌باشند و نيز رشته‌ها در محيط کشت نفوذ کرده و از مواد غذايي آن استفاده مي‌نمايند.
پرگنه‌هاي رشته‌اي شکل در محيط مايع، به صورت يک گلولة مدور از رشته‌هاي منشعب و شعاعي نمودار مي‌شوند و در اين حالت معمولا بيرنگ هستند. رشد و نمو کلني‌هاي رشته‌اي ساپروفيت در عرض 48 ـ 24 ساعت صورت گرفته، در حالي که کلني‌هاي بيماري زا پس از گذشت چند روز و گاهي چند هفته رشد مي‌نمايند.
رنگ و شکل کلني‌هاي رشته‌اي بسته به نوع قارچ‌ها و براي يک نوع قارچ معين بسته به نوع کشت کاملا متفاوت و متغير است. به طور کلي رنگ کلني‌ها، مختلف (سفيد، آبي، سبز، خاکستري، کرم، بنفش و …) و به اشکال صاف، چين دار، پوستي، پودري، کرکي، پنبه اي، پشمي‌و مخملي مشاهده مي‌شوند.
ب ـ اشکال ريزبيني قارچ‌ها: دو شکل ريز بيني در قارچ‌ها قابل رويت هستند:
2-5-1-1-شکل مخمري:
مخمر‌ها به اشکال تک سلولي، گرد يا بيضي کم و بيش کشيده و داراي غشاء نازک و يا ضخيم هستند که با عمل جوانه زدن، تکثير حاصل مي‌کنند. هر سلول جدا شده قادر است دوباره ايجاد جوانه نموده و ازدياد حاصل کند. يک مخمر معمولا مي‌تواند تعدادي جوانه ايجاد کند. در بعضي از مخمر‌ها سلول جوانه از سلول اصلي جدا نشده بلکه درازتر مي‌شود و با اتصال سست به سلول اصلي مي‌چسبد و ممکن است دنبال يکديگر قرار گرفته و يا شاخه‌هاي جانبي ايجاد کنند. اين حالت را رشته‌هاي کاذب23 مي‌نامند (امامي و همكاران، 1370).
2-5-1-2-شکل رشته‌اي:
رشته‌ها از لوله‌هاي پيچ در پيچ و کج و معوج و منشعب با غشايي محدود، داراي پروتوپلاسم و هسته تشکيل گرديده‌اند. اين رشته‌ها از اسپورهايي 24 که در محيط مناسب از نظر مواد غذايي و رطوبت قرار مي‌گيرند تشکيل شده که ابتدا از لوله 25 رويا سپس در اثر رشد از قسمت انتهايي، رشته‌هاي قارچ توليد مي‌شوند. اين رشته‌ها ممکن است داراي جدار عرضي26 و يا بدون آن27 باشند و در اثر رشد راسي و دائمي‌خود ايجاد شاخه‌هاي جانبي نموده تودة حصير مانندي که به آن ميسليوم28 يا تال29 مي‌گويند به وجود مي‌آورند (امامي و همكاران، 1370).
رنگ پشت کلني‌ها مربوط به رنگ جدار رشته‌هاي قارچي است. قارچ‌ها در محيط کشت، ايجاد رنگدانه 30 نموده و در عمق آن نفوذ کرده و محيط کشت را رنگين مي‌نمايند.
بعضي از قارچ‌ها بر حسب شرايط محيط کشت مي‌توانند به دو شکل ديده شوند:
2-5-1-3-شکل مخمري (بيماري زا)
که در محيط‌هاي غني مانند عصاره قلب و مغز31 و ژلوز خوندار32 در حرارت 37 درجه سانتي گراد و يا در بدن موجودات زنده (انسان و حيوان) مشاهده مي‌گردد.
2-5-1-4-شکل رشته‌اي (غير بيماري زا)
که در محيط سابور و دکستروز آگار33 در حرارت 25 درجه سانتي گراد و يا در محيط خارج در خاک، نباتات و فضولات پرندگان ديده مي‌شود (امامي و همكاران، 1370).
2-5-2- تکثير و توليد مثل قارچ‌ها
قارچ‌ها به طريق جنسي يا غير جنسي و يا مجموع اين دو حالت تکثير مي‌شوند:
2-5-2-1-توليد مثل جنسي:
توليد مثل جنسي به وسيلة سلول‌هاي جنسي انجام مي‌گردد. سلول جنسي به سلولي گفته مي‌شود که به منظور توليد مثل با سلول ديگري که از نظر خواص فيزيولوژيکي مشابه با خود او نباشد بياميزد. نتيجه اين آميزش، الحاق و اختلاط سيتوپلاسم و هسته دو سلول جنسي و ايجاد سلول واحدي به نام سلول تخم34 است. از نظر ژنتيکي تعداد کروموزوم‌هاي موجود در هسته سلول‌هاي تخم دو برابر تعداد کروموزوم‌هاي موجود در هسته هر يک از سلول‌هاي جنسي است. تکثير جنسي معمولا به يکي از اشکال زير صورت مي‌گيرد (امامي و همكاران، 1370):
الف) آسکوسپور35:
در اين حالت معمولا تعداد 8 ـ 2 عدد سلول در داخل ساختمان کيسه‌اي شکل به نام آسکوس36 به وجود مي‌آيد. آسکوس ممکن است کروي، بيضي يا چماقي شکل بوده و مي‌تواند بدون حفاظ و پوشش باشد مانند مخمر‌هاي حقيقي (ساکاروميسيس‌ها37) و يا ساختمان حفاظتي که آسکوکارپ 38 ناميده مي‌شود، داشته باشد (امامي و همكاران، 1370).
آسکوکارپ ممکن اسست مدور و مسدود باشد که کلي ستوتي شيوم39 ناميده مي‌شود و يا قمقمه‌اي شکل بوده و به وسيلة مجرايي به خارج را داشته باشد که به آن پري تيشيوم40 مي‌گويند.
ب) زيگوسپور 41 :
در اين حالت دوگامت نر و ماده متحرک ومشابه به يکديگر نزديک شده و متصل مي‌گردنددر محل اتصال دو گامت، غشاء سلولي از بين رفته ابتدا سيتوپلاسم و سپس هسته‌هاي آن دو با يکديگر مخلوط شده و مي‌آميزند و در نتيجه سلول واحدي به نام تخم يا زيگوت به وجود مي‌آيد (امامي و همكاران، 1370).
ج) اووسپور42:
دو گامت نر و ماده به اشکال و اندازه‌هاي مختلف راهترو گامت مي‌گويند و در اين فرم گامت نر متحرک و به مراتب کوچکتر از گامت ماده مي‌باشد. اين گامت‌ها به هم نزديک شده و در اثر الحاق آنها اووسپور ايجاد مي‌شود (امامي و همكاران، 1370).
2-5-2-2-توليد مثل غير جنسي
عامل توليد مثل غير جنسي، اسپور است و در واقع واحد توليد مثل به شمار مي‌رود ولي منحصر به فرد نيست زيرا اندام‌هاي اسپور مانند نيز در نتيجه تقسيم و تغيير شکل سلول‌هاي رويشي به طرق مختلفي که ذيلا شرح داده مي‌شوند به وجود مي‌آيند و مانند اسپور‌ها عمل مي‌کنند (امامي و همكاران، 1370):
الف) اسپور:
اسپور عضوي است که موجب ازدياد قارچ مي‌گردد. شکل اسپور‌ها مدور يا بيضي کم و بيش کشيده مي‌باشد. اين اعضاء ممکن است تک سلولي يا چند سلولي با جدار عرضي باشند. اندازة اسپورها از 12 ـ 2 ميکرون متفاوت مي‌باشد و از غشاء ظريف يا ضخيمي‌که دو جداره و بي رنگ يا به رنگ‌هاي مختلف است پوشيده شده است. اسپور‌هاي کوچک به نام ميکروکونيديا43 و اسپورهاي بزرگ به نام ماکروکونيديا44 موسومند (امامي و همكاران، 1370).
ب) تقسيم دوتايي45:
سلول اصلي يا سلول مادر از طول يا عرض، شکافي در جدار پديدار کرده و هسته و سيتوپلاسم به دو قسمت تقسيم مي‌شود. اين طريق ساده ترين نوع تکثير و خاص تک سلولي‌هاست. با اينکه مخمر‌ها جزء قارچ‌هاي حقيقي به شمار مي‌روند ولي با اين روش نيز تکثير مي‌يابند (امامي و همكاران، 1370).
ج) آرتروسپور46
در اين حالت رشته‌هاي قارچي از محل تيغه‌هاي مياني جدا شده و دنبال يکديگر قرار مي‌گيرند (امامي و همكاران، 1370).
د) جوانه زدن47
اين روش مخصوص تک سلولي‌ها است. وقتي رشد سلول کامل شد جوانه‌اي در نتيجه‌ي در هم شکستن مقاومت مخصوص نقطه‌اي غشاي سلولي به روي آن ظاهر و مقداري از هسته و سيتوپلاسم سلول اصلي وارد اين برجستگي مي‌گردد. با ورود هسته و سيتوپلاسم، جوانه کم کم متسع شده و بزرگ مي‌شود. همزمان با حجيم شدن جوانه، محل اتصال آن به سلول اصلي به همان نسبت که جوانه بزرگ مي‌گردد باريک مي‌شود و سرانجام مي‌شکند و دو سلول که از هر حيث مشابه هستند به وجود مي‌آيند و اگر اين روش ادامه يابد، توده‌اي از سلول‌ها به وجود مي‌آيد که بلاستوسپور48 ناميده مي‌شود (امامي و همكاران، 1370).
هـ ) کلاميدوسپور49
رشته‌هاي قارچي در بعضي از قسمت‌ها کم و بيش حجيم گشته و داراي جداري ضخيم و پروتوپلاسمي ‌غليظ مي‌شوند که به آن کلاميدوسپور مي‌گويند و شکل مقاوم قارچ است (امامي و همكاران، 1370).
و) اسپورانژيوسپور50
اسپور‌ها در اندامي‌به نام اسپورانژيوم51 (که در نتيجه حجيم شدن يکي از سلول‌هاي رشته‌ها به وجود مي‌آيد) به دنبال تقسيم پي در پي هسته تشکيل مي‌گردند. پس از اين که هسته تقسيم شد سيتوپلاسم نيز به تعداد هسته‌ها قطعه قطعه شده و هر قطعه يک هسته را در خود مي‌گيرد و ساختمان اسپور را کامل مي‌سازد.
در اين هنگام فشار داخل اسپورانژيوم به علت ازدياد تعداد اسپورها، افزايش يافته در نقطه‌اي که مقاومت کمتر است شکافي ايجاد شده و اسپور‌ها به خارج مي‌ريزند (امامي و همكاران، 1370).
ز) خرد شدن52
گاهي توليد مثل غير جنسي خيلي ساده بوده و از خرد شدن رشته‌هاي قطعات مساوي و نا مساوي به شکل باکتري (با سيلي و کوکسي شکل) به وجود مي‌آيد (امامي و همكاران، 1370).
2-6- قارچ‌هاي مشاهده شده:
2-6-1- آسپرژيلوس53
اسپور‌هاي اين قارچ در طبيعت به حد وفور وجود دارند و روي ميوه‌ها، نان، مرکبات، سبزيها به خصوص گوجه فرنگي ديده مي‌شوند. و نيز مي‌توان آن را به حالت ساپروفيت در آب، خاک، روي نباتات، پوست و مخاط انسان و حيوانات پيدا کرد. عفونت‌هاي شديدي نزد فروشندگان دانه و آنهايي که شغلشان نگهداري پرندگان است و آسيابان‌ها و کشاورزان و کبوتر بازها (اغلب آنها کبوتر را در دهان خود دانه مي‌دهند) ديده شده‌اند. انواعي که بيشتر شناخته شده عبارتند از:
آسپرژيلوس نيجر54، آسپرژيلوس فلاووس55، آسپرژيلوس نيدولانس56، آسپرژيلوس فوميگاتوس57 (امامي و همكاران، 1370).
بعضي از انواع سم مهلکي به نام آفلاتوکسين58 توليد مي‌کنند که سرطان زا است و همچنين ماده ديگري به نام آسپرژيليک59 که سرطان زا نبوده و مسموميت آن چندان خطر ناک نيست ايجاد مي‌کنند. گونه‌هاي مختلف اين قارچ در ايجاد بيماري ريه، گوش خارجي، ناخن و چشم و نيز مايستوما در انسان نقش مهمي‌دارند (امامي و همكاران، 1370).

ساختمان ظاهري قارچ : رشد کلني در محيط سابورودکستروز آگار آهسته تا سريع و رنگ كلني سفيد، سبز آبي، سبز خرمايي، زرد مايل به سبز و سياه، سطح آن مخملي تا پنبه‌اي و پشت کلني سبز يا بي رنگ است.
ساختمان ريزبيني يا ميکروسکوپي : ساختمان ميکروسکوپي از ميسيليوم‌هاي رويشي شفاف و بيرنگ منشعب با تيغه مياني و دستگاه زايشي از کونيديوفور با تيغة مياني يا بدون آن با جدار صاف يا خاردار تشکيل شده که معمولاً در انتها متسع و فراخ شده به شکل بيضي، چماقي، و يا کروي در مي‌آيد که به آن وزيکول60 مي‌گويند.
در سطح وزيکول اجسام قمقمه‌اي شکل به نام استريگما يا فيالايد61 در يک يا دو رديف پهلوي يکديگر قرار گرفته‌اند و از داخل آنها کوينديا‌هاي گرد، بيضي، تخم خربزه‌اي شکل با جدار صاف يا خاردار خارج مي‌گيردند که به صورت دانه تسبيح دنبال يکديگر قرار گرفته و از لحاظ اندازه و ساير مشخصات در گونه‌هاي مختلف يا يکديگر تفاوت دارند (امامي و همكاران، 1370).
2-6-2- پنيسيليوم62
اين قارچ به طور فراوان در طبيعت روي خاک، مواد گياهي و مواد غذايي در حال فساد موجود است. بعضي از انواع اين قارچ به عنوان عوامل بيماري زا در ايجاد عفونت‌هاي گوش خارجي، ريه و دستگاه ادراري گزارش شده‌اند. اسپور اين قارچ به مقدار فراوان در هوا پخش بوده و اغلب روي نان، ميوه‌ها، سبزي‌ها، مرکبات، آبليمو و ترشيجات رشد مي‌کند (امامي و همكاران، 1370).
از بعضي از انواع پنيسيليوم، آنتي بيوتيک‌هاي ضد ميکروبي و ضد قارچي استخراج کرده‌اند که هم اکنون به صورت سنتيتک در بازار موجود است و مي‌توان به عنوان مثال چند رقم از آنها را ذکر کرد از پنيسيليوم گريز از ئوفولوم63، گريزووين64 يا گريز ئوفولوين65 که آنتي بيوتيک ضد قارچي است و از پنيسيليوم نوتاتوم66، پنيسيلين 67 به دست مي‌آيد. (امامي و همكاران، 1370)
ساختمان ظاهري



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید