بررسي و ارزيابي ترافيك و حمل و نقل شهري با توجه به نيازهاي معلولان و جانبازان در سه محدوده مركز شهر، پارك ملت و پارك جنگلي آبيدر در شهر سنندج
ارائه دهنده مقاله: عرفاني نسب1
نويسنده دوم مسلم رستمي2
ايميل
چكيده:
معلوليت به مثابه پديدهاي زيستي و اجتماعي واقعيتي است كه تمام جوامع، صرف نظر از ميزان توسعه يافتگي اعماز كشورهاي صنعتي و غير صنعتي با آن مواجه هستند. ارزيابي فضاهاي عمومي با توجه به نيازهاي معلولان و جانبازان و برنامه ريزي براي آن، يكي از ضروريات هر جامعه، بخصوص جامعه ماست كه بعد از جنگ تحميلي با جمع كثيري از جانبازان و معلولان مواجه شده است. بنابراين پژوهش حاضر با هدف بررسي و ارزيابي ترافيك و حمل و نقل شهري با توجه به نيازهاي معلولان و جانبازان با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي ساده 195 پرسشنامه با اطلاعات کامل تکميل گرديده است. براي تجزيه و تحليل داده ها و آزمون فرضيهها از همبستگي پيرسون استفاده شد. همچنين براي ارزيابي و رتبه بندي مناطق نمونه از مدل تصميم گيري (Topsis)، استفاده گرديد.
يافته هاي نهايي پژوهش نشان مي دهند در شهر سنندج نا مناسب بودن وضعيت پياده روها و ازدحام و شلوغي دست فروش ها، مغازه دارها، مبلمان شهري به عنوان مهمترين مشکل در بحث ترافيك از نظر معلولان و جانبازان برشمرده شده و پس از آن، مناسب نبودن وسايل حمل و نقل عمومي و عدم دسترسي به آنها عنوان شده است. با استفاده از مدل (topsis)، مشخص گرديد كه وضعيت ترافيك در مناطق مورد ارزيابي به ترتيب ( 1? 0.320?0)، (1? 0.342?0) (1? 0.820?0) نامطلوب بوده است.
واژگان كليدي: برنامه ريزي شهري، ترافيك شهري، معلولان و جانبازان، سنندج، مدل تصميم گيري Topsis.
nvestigationand evaluationof urbantraffic and tran sportation needs of the disabledand war invalids, according to three range sdowntown, Mellat parkand Abidar forest parkof Sanandaj
Presenter: fatemeh erfaninasab3
The secondauthor: Dr. moslem rostami4
E-mail: kiarash890@yahoo.com

Abstract
Disability as a social and biological phenomenon, is a fact that all communities, regardless of the level of development, both industrialized and non-industrialized countries are faced with them.
Evaluation of public spaces according the needs of disabled and war invalids and planning for them is one of the necessaries of any society, especially in our society, then after war confronted with a large number of disabled and war invalids. The present study aimed to investigate the evaluation of urban traffic and transportation, according to the needs of disabled and war invalids using simple random sampling, 195 questionnaires were completed with information. Toanalyze the data and testhypo theses Haaz· hmbstgy Pearson. The prototype model for evaluating the classification decision Vrtbh (Topsis), were used.
Research findings show that in City of inappropriate crowding the sidewalks and street vendor, the shop owners, urban furniture as the most important traffic goes and war invalids viewpoint enumerated and subsequently, lack of adequate public transportation and lack of as is available to them. Using the model (topsis), it was determined that the traffic condition in the area of ??assessment, respectively (1? 0.320?0), (1? 0.342?0) (1? 0.820?0) were unfavorable.

Key words: urban planning, urban traffic, war invalids and disabled, Sanandaj City, Decision model of Topsis.
مقدمه:
طرح مسئله:
معلوليت و ناتواني پديده اي است که با زندگي بشر گره خورده و بخش جدا ناپذير زندگي اوست . به طوري که انسان به دلايلي چون بيماري، حادثه، رسيدن به دوران سالمندي يا شرايط خاص زندگي آن را به صورت دائم يا موقت تجربه مي کند . در اين راستا مشکلات حضور معلولين در جامعه و مشارکت کامل آنها در فعاليت هاي اجتماعي به دليل وجود انواع موانع فيزيکي و معماري در سطح محيط هاي عمومي و در نتيجه قابل دسترس نبودن آنها ، از مهمترين دغدغه ها و نگراني هاي فراروي افراد معلول و خانواده آنان و سازمان هاي متولي است (برجيان و جغتايي، 1388).
از آنجا که مشارکت حداکثري افراد هر جامعه در عرصه هاي مختلف اجتماعي نقش بسيار مهمي در توسعه پايدار آن جامعه خواهد داشت لذا فراهم کردن زمينه هاي حضور آحاد آن جامعه و رفع يکسري موانع محيطي که ممکن است در کاهش حضور اجتماعي آنان تاثير گذار باشد از اهميت خاصي برخوردار است که از آن جمله ميتوان به مناسب سازي محيط هاي شهري براي مشارکت و حضور فعال معلولين و افراد با نيازهاي ويژه که اتفاقا جمعيت قابل توجهي از اجتماع انساني هر جامعه را نيز تشکيل مي دهند اهميت ويژه اي خواهد داشت و مي توان گفت استفاده از اين سرمايه انساني دستيابي به اهداف چشم انداز ايران1400 را تسهيل خواهد کرد. جدا از افراد داراي معلوليت و ناتواني، طيف گسترده اي از آحاد جامعه مانند زنان باردار، کودکان، مادراني که با کالسکه کودکان خود را جابجا مي کنند، سالمندان و افرادي که دچار عارضه هايي چون رماتيسم، مشکلات قلبي و فرسايش مفاصل اند با موانع فيزيکي و معماري در محيط هاي عمومي مواجه هستند و در نتيجه، قاطعانه ميتوان گفت توسعه و ايجاد محيط هاي مناسب سازي شده و قابل دسترس براي همه آحاد جامعه يک امرکاملا لازم و ضروري است(برجيان و جغتايي ، 1388).
معلوليت به مثابه پديده اي زيستي و اجتماعي، واقعيتي است که تمام جوامع صرف نظر از ميزان توسعه يافتگي ، اعم از کشورهاي صنعتي و غير صنعتي با آن مواجه هستند . ارزيابي فضاهاي عمومي با توجه به نياز معلولين و جانبازان و برنامه ريزي جهت آن، يکي از ضروريات هر جامعه به خصوص جامعه ما که بعد از جنگ تحميلي با جمع کثيري از جانبازان و معلولين مواجه است مي باشد (افراسيابي راد و همکاران، 1389 : 103).
مناسب سازي فضاهاي شهري بويژه ترافيک شهري ، بستر کالبدي در جهت رسيدن به فرصت هاي برابر همه افراد و اقشار جامعه به منظور تحرک و جابجايي در سطح شهر و دسترسي هر فرد به تمامي فضاهاي شهري ، از ضروريات رشد و توسعه جامعه مي باشد (تقوايي و مرادي ،1384 : 9) .
در کشورهاي مختلف دنيا از جمله کشور ما ، معلولين به دليل عدم دسترسي به فضاهاي شهري به ويژه به دليل نامناسب بودن سيستم حمل ونقل عمومي و ترافيک از بسياري فرصت هاي اجتماعي و اقتصادي موجود در جامعه مدني محروم گشته اند. بنابراين، از اين طريق بسياري نياز هاي اساسي معلولين از قبيل دسترسي و تحرک آنان به دليل نامناسب بودن ترافيک شهري ناديده گرفته مي شود(افراسيابي راد و همکاران، 1389 : 103).
در شهر سنندج نيز متاسفانه فضاها و مبلمان شهري و مسيرهاي عبور و مرور و همچنين سيستم حمل ونقل عمومي شهر به هيچ عنوان مناسب افراد داراي معلوليت، بخصوص معلولين جسمي _ حر کتي نمي باشد که اين امر بسي جاي تامل دارد .
شهر سنندج از نظر طبيعي محصور بين کوهها و تپه ها مي باشد و به دليل توپوگرافي خاص و ناهمواري هاي زياد سطح شهر از نظر طبيعي داراي مشکلاتي است. از طرفي شرايط نامساعد جوي و تعداد روزهاي يخبندان وضعيت عبور ومرور به خصوص براي عابرين پياده را با سختي و دشواري همرا ه مي سازد.
درشهر سنندج با توجه به کوهستاني بودن منطقه و وضعيت توپوگرافي، شهر از حداقل امکانات و شرايط مناسب معابر و فضاي عمومي برخوردار است که اين شرايط مستلزم توجه هر چه بيشتر سازمان هاي مسول در اين زمينه است (خليلي و همکاران،1386) .
به عنوان مثال در بعضي از خيابان هاي سنندج مناسب سازي پياده روها جهت تردد نابنايان انجام شده ولي همين مناسب سازي نيز با موانع بسياري روبرو بوده است که کارايي لازم و بهينه را ندارد ؛ به همين علت قبل از انجام اين گونه پروژه ها بايد مطالعات کامل و جامعي در زمينه وجود موانع طبيعي (ژئومورفولوژيکي) و مصنوعي انجام پذيرد .
بطورکلي در اين تحقيق ارزيابي و مناسب سازي ترافيک و سيستم حمل ونقل عمومي شهر سنندج جهت استفاده بهينه معلولان و جانبازان مورد بررسي قرار گرفته ، که اين مسئله اشاره ايست به يکي از پراهميت ترين مسائل اجتماعي امروز که در کليه کشورهاي جهان مورد توجه مي باشد .
اهميت و ضرورت پژوهش:
يکي از مهمترين مشکلات فضاهاي شهري کشور، نامناسب بودن فضاهاي آنها در ارتباط با اشخاص داراي معلوليت ميباشد که اين مهم در هر دو مورد کالبدي و رفتاري قابل ملاحظه ميباشد. اولي ناشي از نتايج برنامه ريزي شهري غيرصحيح و اقدامات عملي شهرسازانه و دومي پيامد اجتماعي _ فرهنگي ناشي از آن است (اقبالي، 1385: 1).
آن بخش از جامعه که به سبب ناتواني جسمي – حرکتي، عملاً استفاده از فضاهاي شهري محروم گشته است، علت را نه در “معلول بودن شهر” بلکه در “معلول بودن خويش” جستجو ميکند و خود را از نزديک شدن به اين فضاهاي شهري باز ميدارد (قائم، 1367: 1) .
آنچه در دانش برنامهريزي شهري براي فضاهاي شهري ارزش ميباشد نقش اجتماعي و تعاملي است که اين فضا در زندگي جمعي شهروندان ايفا ميکند (پاکزاد، 1383: 9) . پس با طراحي مناسب فضاهاي شهري بويژه بخش ترافيک، ميتوان با معلولان در تعامل اجتماعي بيشتر بود . مناسب ساختن سيستم حمل و نقل، ميتواند از اقدامات مهمي باشد که مشارکت هر چه بيشتر معلولان در فعاليتهاي اجتماعي و حضور در فضاهاي شهري را براي آنان تضمين ميکند . تأمين شرايط زندگي از مهمترين عوامل جذب معلولين در جامعه به شمار ميرود (تاجالديني و موسوي، 1385: 3) که اين مهم تنها از طريق مناسبسازي ترافيک شهري امکانپذير ميباشد .
سازگار ساختن فضاهاي شهري با نيازهاي افراد معلول در واقع بازگرداندن آنان به اجتماع است. با مناسب سازي سيستم حمل و نقل شهري و مشارکت تمام اقشار جامعه در تأمين منابع مادي و مالي، موجب گسترش خدمات اجتماعي و بهبود امکانات اقتصادي ميشود و اين امر بهويژه براي اشخاص معلول از اهميت ويژهاي برخوردار است (حناچي، 1383: 14) .
اهداف پژوهش:
اين تحقيق علاوه بر غنا بخشيدن به مطالعات موجود در زمينه جغرافيا و برنامهريزي شهري اهداف زير را دنبال مي کند :
– ارزيابي ترافيک شهري ونيازهاي معلولان وجانبازان با استفاده از مدل تصميم گيري topsis
– بررسي و ارزيابي ترافيک و سيستم حمل و نقل شهري سنندج با توجه به نيازهاي معلولين و جانبازان
– ميزان رضايتمندي معلولان و جانبازان از سيستم حمل و نقل عمومي شهري در فضاهاي مورد مطالعه
بررسي و ارزيابي فضاي شهري سنندج با توجه به نيازهاي معلولين و جانبازان
– ارائه پيشنهادات براي مناسبسازي فضاي شهري وترافيک شهري و بهبودفضاهاي عبوري و سيستم حمل و نقل عمومي با توجه به نيازهاي معلولين و جانبازان درشهر سنندج
نتايج اين پژوهش بيش از هر سازمان و ارگاني ميتواند براي شهرداري و يگان حمل ونقل عمومي درون شهري سنندج مفيد و ارزنده باشد . اگر چه مديران و برنامهريزان شهري در وزارت مسكن و شهرسازي، وزارت كشور ، دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي نيز ميتوانند از نتايج اين پژوهش بهرهمند گردند .
سوالات پژوهش:
-تا چه حد ترافيک و سيستم حمل و نقل عمومي شهر سنندج با نيازها و توانايي هاي معلولين و جانبازان مطابقت دارد؟
– تا چه حد فضاي شهري مناسب رفت وآمد معلولين و جانبازان در سطح شهر سنندج است؟
فرضيات پژوهش:
ترافيک و سيستم حمل و نقل عمومي شهر سنندج متناسب با خواست و تواناييهاي معلولين و جانبازان نميباشد
فضاها و ريخت شهري سنندج مناسب عبور و مرور معلولين وجانبازان نيست
روش پژوهش:
شهرستان سنندج با وسعتي معادل 3033 كيلومتر مربع و درحدود 41/10 درصد از وسعت استان را شامل مي‌شود. شهرستان سنندج بين 35 درجه و 3 دقيقه تا 35 درجه و 38 دقيقه عرض شمالي از خط استوا و از 46درجه و 26 دقيقه تا 47 درجه و 18 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. ارتفاع شهر سنندج از سطح دريا در حدود 2535 متر مي‌باشد، اين شهر در مركز و تا حدودي جنوب غربي استان واقع شده است که از سمت شمال به شهرستان ديواندره، از شرق وشمال شرقي به شهرستان قروه، بيجار، ازشمال غربي به شهرستان سقز، بانه، از سمت غرب به مريوان و از جنوب به کامياران محدود مي‌باشد(سالنامه آماري استان کردستان، 1385).
براي ارزيابي ميزان حمل و نقل شهري براي معلولان و جانبازان سه محدوده مرکز شهر، پارک ملت و پارک جنگلي آبيدر انتخاب گرديد. مناطق موردنظر به صورت نمونه مکاني و برمبناي نياز بيشتر معلولان و باتوجه به تردد بالاي جامعه آماري انتخاب شده اند. گفتني است اين روش نمونه گيري بيشتر براي پديده ها، ويژگي هاي مکاني و نواحي جغرافيايي استفاده مي شود. جامعه آماري اين پژوهش تمامي معلولان و جانبازان حسي و حرکتي بالاي 6 سال ميباشند. که با توجه به انواع معلوليتها جامعه آماري به 5 گروه ضايعات نخاعي، کمبينا، نابينا، معلول جسمي- حرکتي و ناشنوا تقسيمبندي گرديد است. كه براساس آمار سرشماري نفوس و مسكن سال1390، تعداد آنها در شهر سنندج برابر 356 نفر مي باشد. با استفاده از فرمول کوکران و جدول مورگان حجم نمونه با افزايش 10 درصد جهت رفع اثرات پرسشنامه‌هاي گم شده، ناقص برابر195 نفر برآورد و به اين تعداد پرسشنامه با اطلاعات کامل تکميل گرديده و اطلاعات آنها در تجزيه و تحليل‌هاي بعدي مورد استفاده قرار گرفته است. جهت بررسي ميزان روايي و پايايي پرسشنامه مطالعه‌اي مقدماتي با توزيع 20 پرسشنامه در قالب پيش آزمون استفاده شده است. سپس با استفاده از نرم افزار spss مقدار آلفا، براي كل پرسشنامه برابر (952/0=?) مي باشد و براي هر كدام از بخش هاي پرسشنامه به ترتيب برابر (899/0=?)، (913/0=?) و(882/0=? ) در پژوهش‌هاي علوم انساني، ضريب آلفاي بالاتر از 75/0 قابل قبول مي‌باشد (آذر و مومني،1383).
ادبيات پژوهش:
اعلاميه جهاني حقوق بشر در سال ???? با توجه به دربرگيري و شمول آن بر همه انسانها ، دامنه نگاه انساني به افراد داراي معلوليت را گسترش داد . سازمان ملل متحد قوانين فرصتهاي برابر براي افراد داراي معلوليت را در سال 1994 تصويب کرد که در آن، ارائه چارچوبهاي بينالمللي توسط مدافعان حقوق بشر و قانونگذاران براي حل مسائل ناتوانان و معلولين به کار گرفته شد و دستورالعمل هايي را براي هدايت برنامههاي مربوط به دسترسي برابر براي همه ارائه شده است
(Stanberry and Hugo, 2000, 3) .
مؤسسههاي خيريه و وامدهنده مانند بانک توسعه و بانک جهاني، در پيشرفت و توسعه حل مسائل و مشکلات مربوط به معلولين و ناتوانان و مطرح کردن سياستهاي مربوط به سيستم حمل و نقل و بهويژه پروژههاي مختلف شهري نقش قابلتوجهي داشتهاند. اين روند و فرآيند توسط سازمانهايي از جمله در بريتانيا و سوئد ادامه يافت
( (Inter – American Development Bank, 2001 .
در کشورهاي در حال توسعه، تدارک خدمات براي افراد معلول و ناتوان هنوز هم تا حد زيادي تابع دولت و جامعه مدني ميباشد. رويکرد حقوق بشر به معلولين و ناتوانان، مانند هر شهروند عادي است که حق دارد از فرصتهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي موجود در جامعه بهرهمند گردد. اين فرآيند، بهآرامي و آهستگي از سوي برخي از جوامع در حال توسعه پذيرفته شده است، اگر چه اين مهم نسبت به کشورهاي توسعهيافته بسيار کمتر صورت پذيرفته است. برخي از کشورهاي در حال توسعه بويژه در آمريکاي لاتين و آسيا روشهايي را در ارتباط با اين رويکرد، يعني پذيرفتن معلولين و ناتوانان در جامعه مدني و مناسبسازي فضاهاي شهري و سيستم حمل و نقل شهري را در پيش گرفتهاند5 (DFID, 2000 :5). برخي از اين موارد مهم در نخستين گام مربوط به بهبود تحرک و دسترسي معلولين و ناتوانان به فضاهاي شهري ميباشد.
بابايي اهري در سال 1373 راههاي مناسب سازي بناها و فضاي شهري برايد معلولين را پيشنهاد کرد.
ايرانشاهي سال 1382 در تهران اصول طراحي پياده رو براي معلولين و جانبازان را بررسي کرد.
تقوايي و همکارش در سال 1384 به بررسي وضعيت معابر شهري اصفهان بر اساس معيارها و ضوابط موجود براي دسترسي معلولين و جانبازان پرداخت.تاج الديني و موسوي نيز در سال 1385 در همايش مناسب سازي محيط زندگي براي معلولان جسمي_حرکتي را عنوان کرد.
مرکز مطالعات برنامه ريزي شهري وزارت کشور در سال 1373 مناسب سازي سيستم حمل ونقل شهري جهت معلولين را منتشر کرد .
اداره کل بهزيستي استان آذربايجان غربي در سال1389 کتابي تحت عنوان شهر بدون مانع براي معلولين را منتشر کرد .
مهندس منصور برجيان و مهندس بهزاد جغتايي به بررسي مناسب سازي در اماکن عمومي و تجاري براي افراد معلول در سال1388 پرداختند.
همچنين در سال1388 کتابي تحت عنوان استانداردهاي مناسب سازي بناها و محيط هاي شهري براي افراد داراي معلوليت را به چاپ رساندند .
رسول مجدي در سال1386 مقاله اي را با عنوان کاربرد توپولوژي در مديريت حمل ونقل شهري و ترافيک با
نور محمد يعقوبي ، ابوذر کيهانيان ، ابراهيم سميع پورگيري ، سليمه لطفي در زمينه شناسايي راه هاي تعيين الگوي بهينه ترافيک شهري در سال1391 پژوهشي را انجام دادند.اين تحقيق به منظور بررسي و شناسايي راهکارهاي مديريتي براي حل معضلات ترافيک شهرستان تنکابن از شهرهاي شمالي استان مازندران انجام شد. نتايج اين تحقيق نشان مي دهد سهم وسايط نقليه شخصي بالغ بر95 درصد وسهم وسايط نقليه عمومي تنها 5 درصد خودروهاي موجود در شهرستان تنکابن را به خود اختصاص داده اند. همچنين کليه مسائل اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي ، زيست محيطي وموقعيت جغرافيايي محيط مورد مطالعه به عنوان عوامل موثر در ايجاد معظل ترافيک است.
حسن نيازي ورحمت محمدزاده در سال 1389 مقاله اي را با عنوان بررسي عوارض زيست محيطي وانساني ترافيک درون شهري تبريز نگاشته اند. پژوهش حاضر با رويکرد برنامه ريزي شهري به بررسي بازتاب زيست محيطي رشد فزاينده ترافيک درن شهري تبريز مي پردازد.
تعاريف و مفاهيم
ترافيک، معلولان و جانبازان
ترافيک يک واژه شناخته شده بين المللي است و در قوانين به مجموعه عبور و مرور وسائط نقليه و اشخاص و حيوانات در راهها اطلاق مي گردد. ترافيک از سه عامل تشکيل مي شود اين عوامل عبارتند از: انسان ، راه ، وسيله نقليه . چنانچه هر يک از عوامل سه گانه نباشد اصولا مساله اي به نام ترافيک وجود نخواهد داشت.
هرنوع کمبود يا فقدان توانايي ناشي از اختلال که فعاليت فرد را براي انجام امري به شيوه افراد عادي، محدود نمايد و يا دامنه فعاليت وي را از حالت طبيعي خارج نمايد، معلوليت مي نامند.
همچنين معلوليت به ناتواني در انجام تمام يا قسمتي از فعاليت هاي عادي زندگي فردي يا اجتماعي به علت وجود نقصي ‌مادرزادي يا اکتسابي، در قواي جسماني يا رواني نيز اطلاق مي شود. ‌
? انواع معلوليت ها:
?- معلوليت هاي جسمي که شامل اين موارد است:
‌الف- معلوليت هاي حواسي : مانند نابينايي و ناشنوايي.
‌ب- معلوليت هاي حرکتي : شامل انواع نقص عضوها، ضايعات نخاعي و ناهنجاري هاي مربوط به اسکلت و ‌عضلات.
‌ج- معلوليت احشاي داخلي : شامل ناهنجاري هاي قلبي عروقي، تنفسي، کليوي و غيره.
‌?- معلوليت ذهني عبارتند از:
الف- عقب ماندگي ذهني ‌
ب- بيماري رواني
جانباز به معني کسي که با جان خود بازي کند و آن‌را در معرض خطر اندازد مي‌باشد.
بحث:
وضع موجود ترافيک شهري از ديدگاه معلولان و جانبازان در مرکز شهر سنندج
براساس محاصبه صورت گرفته در حوزه ترافيک با تأکيد بر وضعيت پياده در خيابانها، معلولان و جانبازان اظهاراتي بدين صورت عنوان کردهاند: نامناسب بودن وسايل حمل و نقل عمومي و عدم دسترسي به آنها به عنوان اولين و مهمترين مشکل شهر در بحث ترافيک بر شمرده شده، که بيشتر معلولان و جانبازان به دليل نامناسب بودن سيستم حمل و نقل عمومي از آژانس به ميزان 37.4 درصد و تاکسي 30.3 درصد استفاده نمودهاند و در اين ارتباط تنها 4.1درصد از معلولان و جانبازان از اتوبوس و مينيبوس و بطورکلي از سيستم حمل و نقل عمومي استفاده کردهاند که اين خود دليلي بر نامناسب بودن سيستم حمل و نقل عمومي ميباشد.
نمودار شماره1: ميزان استفاده معلولين و جانبازان از وسايل حمل و نقل عمومي در شهر
همانطور که در جدول شماره 1، ملاحظه مينماييم پس از احتمال برخورد با عابران يا ازدحام و شلوغي پيادهرو و وضعيت نابهنجار دستفروش ها، مغازه دارها، مبلمان شهري در فضاهاي شهري و پياده روها مناسبنبودن پيادهروها، وجود چاله و ناهموار بودن سطح آن و مناسب نبودن پلهها، جداول، پلها و . . در مرکز شهر، به ترتيب به عنوان مشكلات بعدي عنوان گرديده شده است.
ميزان ازدحام و شلوغي که توسط مشاغل مزاحم در پيادهروها و بويژه پيادهرو فردوسي در مرکز شهر بوجود ميآيد دليلي بر استفاده کمتر معلولين از اين فضاها بوده است، علاوه بر اين مشکل، مکانيابي نامناسب مبلمان شهري و پيشآمدگي برخي از مغازهها در پيادهرو خود بر اين مشکل ميافزايد.
نتايج بهدست آمده از مشکلات بخش ترافيک پارک ملت نشان ميدهد که وضعيت نابهنجار دستفروشها، مغازه دارها و مبلمان شهري در فضاهاي شهري و پياده روها و نامناسب بودن و عدم وجود پارکينگ ويژه معلولين در محدوده مورد مطالعه به عنوان اولين مشکلات در بحث ترافيک مطرح شده است.
که اکثر معلولان و جانبازان معتقد بودند که، پيادهروها و معابر اين محدوده داراي مشکلاتي از قبيل عرض کم پيادهرو، لغزندگي پيادهرو، پستي و بلندي موجود در پيادهرو، دستفروشي در پيادهرو و ازدحام جمعيت در پيادهرو ميباشد، پاسخدهندگان اظهار ميکردند پيادهرو در معابر منتهي به محدوده مورد نظر اصلاً داراي ايمني نبوده و احتمال زمين خوردن و عدم تعادل در اين فضاها دوچندان ميشود. بطور کلي، پيادهروهاي اکثر مناطق مورد مطالعه داراي کفپوش مناسب نميباشند، ضعيف نگهداري ميگردند و يا توسط فروشندگان اشغال ميشوند و تحرک عابران پياده به ويژه معلولين را محدود مينمايند.
در سومين مرحله معلولان از نامناسب بودن پلهها، جداول و پلها در اين معابر ناراضي بوده و ذکر کردهاند که براي انتقال از قسمت پيادهرو به سوارهرو و يا بالعکس در اين محدوده دچار مسائل و مشکلات متعددي ميگردند. مناسب نبودن وسايل حمل و نقل عمومي و عدم دسترسي به آنها و ازدحام و شلوغ بودن پيادهرو از ديگر موارد مطرح شده معلولين و جانبازان در ارتباط با ترافيک شهري محدوده پارک ملت بوده است.
نبودن پله ها، جداول، پل ها و مناسب نبودن وسايل حمل و نقل عمومي وعدم دسترسي به آنها را عمدهترين مشکل معلولان و جانبازان در ارتباط با ترافيک شهري در محدوده پارك جنگلي آبيدر بوده است. ناهموار بودن و اختلاف سطح موجود در معابر از مشکلات اصلي ارائه شده توسط معلولين در اين ارتباط ميباشد. در معابر اين محدوده موانع موجود در سطح پيادهروها براي معلولان و بويژه آناني که از صندلي چرخدار استفاده مينمايند، مسائل و مشکلات متعددي را بوجود آورده است. برخي ويژگيهاي جغرافيايي در مناطق مورد مطالعه مانند سطوح شيبدار با شيب نسبتاً تند (دامنه هاي شيبدار) تحرک افراد معلول را بويژه آناني که از وسايل کمکي جهت حرکت استفاده مينمايند را محدود و کند ميکند.
يکي از مهمترين مباحث و مشکلات در ارتباط با سيستم حمل و نقل نامناسب در محدوده مورد مطالعه و ساير مناطق که معلولين به آن اشاره داشتهاند اين مهم بوده که رانندگان وسايل نقليه عمومي به افراد معلول و جانباز زمان کافي براي سوار و پياده شدن از وسايل نقليه را نميدهند و اين مورد عدم ايمني، راحتي، و بطور کلي حمل و نقل را به خصوص براي ناتوانان و معلولين مختل مينمايد.
بطور مقايسهاي ميتوان اينگونه بيان نمود که، وضعيت ترافيک شهري موجود در محدوده پارك جنگلي آبيدر نسبت به دو منطقه مورد مطالعه در وضعيت مناسبتري قرار دارد.
جدول شماره 1: ارزيابي ترافيک در سطوح سه گانه نمونه برحسب درصد
بازهها براي مقايسه متغيرهامركز شهرپارك جنگلي آبيدرپارك ملتمناسبنبودن وسايل حمل و نقل عمومي و عدم دسترسي به آنها79.571.856.4مناسبنبودن پلهها، جداول، پلها و . . .87.279.570.2مناسبنبودن پيادهروها، وجود چاله و ناهموار بودن سطح آن97.469.266.7نامناسب بودن و عدم وجود پارکينگ ويژه معلولين61.566.779.5تسلط وسايل نقليه بر معلولين هنگام استفاده از فضاهاي شهري بهويژه پيادهروها58.971.869.2وضعيت نابهنجار دستفروشها، مغازهدارها و مبلمان شهري در فضاهاي شهري و پيادهروها1005989.7احتمال برخورد با عابران يا ازدحام و شلوغي پيادهرو10066.753.8
ارزيابي وضع موجود پياده روهاي فضاهاي شهري:
برخي از معيارهاي راحتي و امنيت در پياده روهاي ويژه معلولان عبارتند از: برخورداري پياده رو از شيب مناسب، هموار و محكم بودن، لغزنده نبودن كف پياده رو وعرض كافي پياده رو.
اکثر پيادهروهاي مناطق مورد بررسي و به ويژه در مرکز شهر سنندج بدون در نظر گرفتن راحتي حرکت فرد معلول تعيين شده و لذا اکثر خيابانها داراي پيادهروهاي بسيار باريک و داراي سطوح بسيار ناهموار ميباشند. اين مسائل باعث مشکلات عديدهاي در تردد معلولين و بهويژه معلولين و جانبازان با صندلي چرخدار که فضاي بيشتري را نسبت به افراد عادي اشغال مينمايند را بوجود ميآورد؛ زيرا آنان را مجبور به ترک پيادهرو و حرکت در قسمت سوارهرو مينمايد و بدينترتيب آنها دائماً در معرض خطرات گونان قرار ميگيرند.
نتايج بهدست آمده از پرسشنامهها و مطالعات ميداني از پيادهروهاي محدوده بويژه خيابان فردوسي تا انتهاي چهار راه طالقاني به خوبي نشان ميدهد که به چه ترتيب اين پيادهرو نه فقط براي کمتوانان حسي و حرکتي، سالمندان، کودکان و زنان داراي فرزند خردسال، بلکه براي شهروندان عادي نيز بسيار دشوار و در برخي موارد غير ممکن است. عرض كم پياده روها و ناهموار بودن، اختلاف سطح در قسمتهاي مختلف پيادهرو و داشتن گودالهاي متعدد در آن وضعيتي نامناسب و غيرقابل استفاده بوجود آمده است. اين موارد در پيادهروهاي مربوط به محدودههاي پارک ملت و پارك جنگلي آبيدر وجود دارد اما در مرکز شهر بيشتر مشهود مي باشد. در ارزيابي که از پيادهروهاي مناطق مورد بررسي به عمل آمده و طي مصاحبههايي که با معلولين و جانبازان صورت گرفت، عمدهترين مشکلات بيان شده عبارت بودند از: عرض کم پيادهرو، لغزندگي، وجود مبلمان مزاحم در سطح پيادهرو، وجود حفره و چاله، حرکات وسايل نقليه در پيادهرو (موتور سيکلت و دوچرخه) و وجود مشاغل مزاحم در پيادهرو مانند دستفروشها که باعث شلوغي و ازدحام و تردد را براي معلولين و جانبازان دشوار و در بسياري موارد غير ممکن مينمايد. اکثر معلولان و جانبازان يعني 46.15 درصد آنان وضعيت پيادهروهاي محدوده پارك جنگلي آبيدر، 59.49 درصد پيادهروهاي موجود در مرکز شهر و 51.28 درصد نيز وضعيت معابر اطراف پارک ملت را بسيار نامناسب ارزيابي نمودهاند. براي ارزيابي ميزان حمل و نقل شهري براي معلولان و جانبازان سه محدوده مرکز شهر، پارک ملت و پارک جنگلي آبيدر انتخاب گرديد. مناطق موردنظر به صورت نمونه مکاني و برمبناي نياز بيشتر معلولان و باتوجه به تردد بالاي جامعه آماري انتخاب شده اند. گفتني است اين روش نمونه گيري بيشتر براي پديده ها، ويژگي هاي مکاني و نواحي جغرافيايي استفاده مي شود.
جدول شماره2:درصد فراواني وضعيت نامناسب بودن پياده روها در هريك از فضاهاي نمونه
بازهها براي مقايسه متغيرهامناسبتاحدودي مناسبنامناسببسيار نامناسبوضعيت پياد روه هاي مركز شهر-40.5117.9541.54وضعيت پياده روهاي پارك جنگلي آبيدر27.1826.6725.6420.51وضعيت پياده روهاي پارك ملت15.3833.3333.3317.95
ارزيابي پارکينگهاي موجود در فضاهاي شهري
بايستي براي معلولين و جانبازان براي داشتن استقلال در رانندگي و ورود به فضاهاي شهري، پارکينگهاي مناسب با وضعيتشان احداث گردد. بهمنظور استفاده حداکثري معلولين و جانبازان از اين استقلال، بايد فضاي پارکينگ خاص براي افراد داراي معلوليت، در نزديکترين نقطه به در ورودي ساختمان يا ساير تأسيسات عمومي، تعبيه گردد. ايجاد پارکينگهايي در مجاورت درب ورودي اصلي يا وروديهاي بدون پله (همسطح با خيابان) بسيار مطلوب خواهد بود. همچنين، براي اشخاصي که از صندلي چرخدار يا ساير وسايل کمکي حرکتي استفاده ميکنند بايد فضاي آزاد و بدون مانعي در يک سمت فضاي پارکينگ در نظر گرفته شود. متأسفانه در ارزيابي که از فضاهاي شهري موجود صورت پذيرفت هيچکدام از پارکينگهاي موجود مناسب حال معلولان نبودند و تمامي پارکينگهاي موجود در سطح شهر سنندج بدون توجه به نيازهاي معلولان ايجاد شدهاند. در فضاهاي نمونه در مرکز شهر که دو پارکينگ عمومي وجود دارد و آنان نيز مناسب حال معلولين نميباشند، در محدوده پارك جنگلي آبيدر يك واحد پاركينگ موجود مي باشد كه با توجه به فضاي كوچك اختصاص داده شده به آن جوابگوي نياز استفاده كنندگان نمي باشد و هيچگونه امكاناتي جهت دسترسي راحت معلولين در آن تعبيه نشده است و در محدوده پارك ملت پاركينگ عمومي وجود ندارد و حجم بالاي ترافيك آن محدوده را به وسيله پارك دوبل پوشش مي دهند كه خود سبب ايجاد مزاحمت بيشتري براي دسترسي بين سواره رو و پياده رو را براي افراد معلول و حتي عادي ايجاد مي نمايد.
عمدهترين مشکلات معلولين در ارتباط با پارکينگهاي موجود طي مصاحبههايي که با آنان صورت پذيرفت در ابتدا به عدم پيشبيني پارکينگ ويژه معلولين در فضاهاي شهري اشاره داشتند و در مراحل بعدي به قابلاستفاده نبودن پارکينگهاي موجود، نامناسب بودن دربهاي ورودي و خروجي پارکينگها، کمعرض بودن محل توقف خودرو معلولين و شيب زياد محل توقف خودرو ديگر موارد مورد نظر آنان بوده است. اکثر معلولان و جانبازان يعني 56.41 درصد آنان وضعيت پاركينگ هاي موجود در محدوده مرکز شهر و 46.15 درصد پاركينگ موجود محدوده پارك جنگلي آبيدر، 59.4 را بسيار نامناسب ارزيابي نمودهاند. همچنين در محدوده پارك ملت پاركينگ وجود ندارد و از اين بابت هم براي مسافران درون شهري و هم براي مسافران و گردشگراني كه به اين قسمت وارد مي شوند واقعا با مشكل جدي جاي پارك مواجه مي باشند. زيرا اين محدوده محور ورودي مسافراني كه از سمت جنوب شهر وارد مي شوند و محل اسكان موقت مسافران نيز مي باشد.
جدول شماره4:درصد فراواني وضعيت نامناسب پاركينگ در هريك از فضاهاي نمونه
بازهها براي مقايسه متغيرهامناسبتاحدودي مناسبنامناسببسيار نامناسبوضعيت پاركينگ مركز شهر-17.9530.7756.41وضعيت پاركينگ پارك جنگلي آبيدر-23.0825.6446.15وضعيت پاركينگ پارك ملت—-
ارزيابي سيستم حمل و نقل عمومي شهري
براي افرادي با مشکلات و محدوديتهاي حرکتي که نياز به کمک گرفتن از وسايل کمکي دارند سيستم حمل و نقل عمومي اهميتي دوچندان دارد. در حال حاضر اتوبوسهاي شهري سنندج ميبايستي نقش بيشتري در حمل و نقل افراد و بهخصوص معلولين و جانبازان ايفا کنند. با ارزيابيهايي که در ارتباط با اين مهم در شهر سنندج صورت گرفت، مشکل اساسي در درجه اول به عدم وجود و يا کمبود وسايل نقليه عمومي قابل استفاده براي معلولان و بهويژه معلولين با صندلي چرخدار مربوط ميشود. مشکل عمده در وسايل حمل و نقل عمومي در فضاهاي شهري سنندج در نظر نگرفتن مشکلات معلولين در طراحي اين وسايل نقليه ميباشد. بهطور مثال، باريکي در ورودي، راهروهاي بين صندليها و عدم وجود فضايي مناسب براي قرار گرفتن صندلي چرخدار در داخل وسايل نقليه را ميتوان ذکر نمود. ساير وسايل نقليه از جمله تاکسي نيز داراي مشکلات مشابهاي مانند اتوبوس ميباشند که با کمال تأسف در طراحي آنها به تنها چيزي که توجه نشده افراد معلول و جانباز با محدوديتهاي حرکتي مي باشند. با نتايجي که از پرسشنامه طراحي شده بهدست آمد مشخص گرديد که، مشکلات موجود سيستم حمل و نقل در هر سه محدوده مورد مطالعه در وضعيت بسيار نامناسبي قرار دارد و اکثر معلولين و جانبازان از اين وضعيت ابراز نارضايتي داشتند. جدول 5، ميزان رضايت معلولين از سيستم حمل و نقل عمومي را نمايان ميسازد. متأسفانه در شهر سنندج هيچگونه پيشبيني قابلتوجهي در جهت مناسب ساختن سيستم حمل و نقل شهري براي معلولين و جانبازان انجام نگرفته است. براي مثال، هيچ يک از معلولين با صندلي چرخدار هرگز نتوانستهاند از اتوبوس استفاده نمايند. با مناسبسازي سيستم حمل و نقل عمومي براي معلولين، توان آنها را در اشتراک امور اجتماعي بيشتر و از انزوايي که بدان گرفتار شدهاند به تدريج خارج ميکند.
جدول شماره 5: ميزان نامناسب بودن سيستم حمل و نقل شهري برحسب درصد
محدودهخيليکمکممتوسطزيادخيليزيادمرکز شهر5.6413.9611.629.539.3پارك جنگلي آبيدر6.49.616.522.345.2پارك ملت6.213.728.317.933.9
در جدول شماره 6، مشکلات مربوط به بخش ترافيک شهري در وضع موجود در ارتباط با نيازهاي معلولين و جانبازان با مشارکت خود معلولين ارائه گرديده است. اطلاعات بهدست آمده با بررسي ميداني در فضاهاي شهري (فضاهاي نمونه) و ارزيابي آنان بر اساس شاخصها و معيارهاي استاندارد صورت پذيرفته است.
جدول شماره 6:ارزيابي وضع موجود ترافيک با مشارکت معلولين و جانبازان درشهر سنندج
ترافيکمشکلات موجود
پيادهرو- عرض کم پيادهرو
– تنوع مصالح مصرفي در کف پيادهرو
– لغزندگي پيادهرو
– پستي و بلندي موجود در پيادهرو
– کندن پيادهرو براي توسعه تأسيسات شهري و قطع مسير حرکت
– دستفروشي در پيادهرو و ازدحام جمعيت در پيادهرو
– حرکت وسايل نقليه در پيادهرو و از بين بردن امنيت عابرين بويژه معلولين
– وجود پله در پيادهرو
– شيب طولي و عرضي نامناسبپلهاي ارتباطي بين پيادهرو و خيابان- عدم پيش بيني پل ارتباطي در يک مسير طولاني بين پياده رو و خيابان
– احداث پل، بدون درنظر گرفتن محل خط کشي عابرپياده
– کمعرض بودن پل
– شيب زياد پل
– اختلاف سطح بين پل و خيابان
– لغزنده بودن پلهاي فلزي
محل عبور عابر پياده- عرض کم محل عبور عابر پياده
– شيب زياد
– لغزنده بودن محل عبور
– پيوستگي به پيادهرو با جداول
– وجود نرده يا زنجير بين پيادهرو و خيابان در محل خطکشي عابرپياده
– عدم وجود چراغ راهنما در محل خطکشي عابرين پياده
پارکينگ- عدم پيش بيني پارکينگ ويژه معلولين
– قابل استفاده نبودن پارکينگ هاي موجود
– نامناسب بودن درب هاي ورودي و خروجي پارکينگ هاي موجود
– کم عرض بودن محل توقف خودرو معلولين
– شيب زياد محل توقف خودرو
حمل و نقل عمومي- عدم دسترسي به ايستگاههاي حمل و نقل عمومي
– وجود اختلاف سطح بين پياده رو و وسايل نقليه
– متناسب نبودن درب وسايل نقليه براي ورود معلولين با صندلي چرخدار
– کم عرض بودن فاصله بين صندليهاي وسايل نقليه عمومي براي حرکت و چرخش صندلي چرخدار
– عدم پيش بيني محل براي قرارگيري معلولين روي صندلي چرخدار در وسايل حمل و نقل عمومي
ارزيابي ترافيک شهري با استفاده از مدل تصميمگيري Topsis
مدل Topsis توسط هوانگ و يون در سال 1981، پيشنهاد شد. اين مدل، يکي از بهترين مدلهاي تصميمگيري چند شاخصه ميباشد و از آن، استفادههاي متعددي در رشتههاي مختلف از جمله برنامهريزي شهري ميگردد. در اين روش m گزينه به وسيله n شاخص، مورد ارزيابي قرار ميگيرد. اساس اين تکنيک، بر اين مفهوم استوار ميباشد که، گزينه انتخابي، بايد کمترين فاصله را با راه حل ايدهآل مثبت (بهترين حالت ممکن) و بيشترين فاصله را با راه حل ايدهآل منفي (بدترين حالت ممکن) داشته باشد. در اين مدل فرض بر اين است که مطلوبيت هر شاخص، به طور يکنواخت افزايشي يا کاهشي است. حل مسئله با اين روش، مستلزم طي شش گام ميباشد که در قسمت بعد به اين مراحل اشاره خواهد شد (مؤمني، 1387، 24).
تبديل شاخصهاي کيفي به کمي
ميتوان با استفاده از روشهاي مختلفي، شاخصهاي کيفي را به شاخصهاي کمي تبديل نمود؛ ولي بهترين روش ، روشهايي هستند که از مقياسهاي فاصلهاي و رتبهاي يا مقياس دو قطبي استفاده مينمايند. روش عمومي در اندازهگيري يک شاخص کيفي با مقياس فاصلهاي، استفاده از مقياس دو قطبي فاصلهاي است که به قرار زير ميباشد:
اين اندازهگيري، بر اساس يک مقياس يازده نقطهاي ميباشد که صفر، کمترين ارزش و 10، بيشترين ارزش را به خود اختصاص ميدهد. بايد توجه نمود که، ارزشهايي مانند 8، 6، 4، 2 ارزشهاي واسطه بين دو ارزش ديگر ميباشند و ارزشهاي صفر و ده، کمتر مورد استفاده قرار ميگيرند. در اين ارتباط 8 متغير براي معلولين و جانبازان در ارتباط با ترافيک شهري در سه محدوده مورد مطالعه مطرح گرديده که پاسخدهندگان بر اساس مناسببودن و ميزان رضايتمندي خود به اين متغيرها امتياز دادهاند؛ که ما امتيازهاي کيفي آنها را به کمي تبديل نموديم که اين مهم در جدول شماره 4-18، آورده شده است.

جدول شماره 7: ماتريس کمي شده و بيمقياس تصميمگيري
محدوده مورد مطالعه
متغيرهاپارك جنگلي آبيدرمركز شهرپارك ملتC1=مناسببودن وسايل حمل و نقل عمومي و دسترسي به آنها 111C2= مناسببودن پلهها، جداول، پلها و . . . 335C3= مناسببودن ايستگاهها153C4= مناسببودن پيادهروها، وجود چاله و ناهموار بودن سطح آن135C5= مناسب بودن و عدم وجود پارکينگ ويژه معلولين 333C6= تسلط وسايل نقليه بر معلولين هنگام استفاده از فضاهاي شهري بهويژه پيادهروها753C7= وضعيت نابهنجار دستفروشها، مغازهدارها و مبلمان شهري در فضاهاي شهري و پيادهروها755C8= احتمال برخورد با عابراني که از کنار شما عبور ميکنند يا ازدحام و شلوغي پيادهرو753
بي مقياس سازي
پس از کمي نمودن شاخصها بايستي به منظور قابل مقايسه شدن مقياسهاي مختلف اندازهگيري، بايد از بيمقياسسازي استفاده نمود که بهوسيله آن، مقادير شاخصهاي مختلف، بدون بعد شده و جمعپذير ميگردند. در اين قسمت بي مقياس سازي با استفاده از نورم را به کار گرفتهايم، در اين نوع بيمقياسسازي، هر عنصر ماتريس تصميمگيري را بر مجذور مجموع مربعات عناصر هر سطر موجود در جدول کمي شده، تقسيم ميکنيم. بدين طريق، کليه سطرهاي ماتريس تصميمگيري، داراي واحدي مشابه ميگردند و ميتوان به



قیمت: تومان


پاسخ دهید