تنگاتنگی با ملأعام دارند چراکه به نظر میرسد جزء لاینفک ملأعام باشند و شناخت معانی آنها به منجر به شناخت صحیح تر معنای ملأعام خواهد شد.
1-1-2-1-1 لغوی
آنچه در ابتدا از واژه ی علن متبادر به ذهن می شود، بر خلاف سرّ بودن، آشکار بودن یا غیر مخفی بودن چیزی یا امری است. معنی لغوی این کلمه در فرهنگ لغتهای مختلف تا حدودی معنای واحدی را میرساند. در منجد الطلاب به معنی آشکار و علنی (بندر ریگی، 1363: 375) در فرهنگ معاصر عربی فارسی به معنای معلوم شدن، پیدا شدن و علنی شدن آمده است (آذرنوش،1389: 456). راغب اصفهاني در كتاب مفردات ذكر كردهاند كه علن نقطه مقابل سر وپوشيده است و اغلب در معاني و غير محسوسات به كار ميرود ، نه در محسوسات عيني مانند اجسام ( اصفهاني ،1416: 166) برای بررسی بیشتر معنای این واژه، به برخی از معانی آن اشاره میگردد. در معنی علن آمده است: العلانّیه: ضد السّر (محمد محی الدین، بیتا: 355) و همچنین خلاف السّتر و هو ظهور الامر ( ابن منظور، بیتا: 386).
بدین ترتیب، از حالت مخفی در آمدن چیزی یا آشکار شدن آن مدنظر است. در لغتنامهی دهخدا در مقابل کلمهی علن نوشته شده است: ضدّ سر، هویدا، ظاهر، منتشر، خلاف مخفی(دهخدا، 1373)و در فرهنگ نفیسی نیز در معنای آشکارا هویدا(نفیسی،بیتا: 2401)به کار رفته است.
چنانکه ملاحظه میگردد همهی معانی گفته شده مشابه هستند و منظور از این کلمه، آشکار شدن یا هویدا شدن امری است ولی در صورتی که معنای مصدری این واژه موردنظر باشد به معنای آشکار کردن، آشکار شدن است و در معنای وصفی به معنای هویدا و آشکارا است.
1-1-2-1-2 اصطلاحی
با توجه به معنای لغوی علن، هنگامی که از علنی شدن امری صحبت میشود مراد از آن، آشکار شدن و از حالت پوشیده و مخفیانه درآمدن است به طوری که بدون وجود هیچ مانعی بتوان به وضوح آن را مشاهده کرد یا از آن اطلاع یافت. علنی بودن در مورد مجازات، ممکن است در دو معنا به کار رود: یکی اینکه خبر آن در میان مردم منتشر شود و دیگر اینکه علاوه بر اطلاع یافتن عموم، حضور آنها در هنگام اجرای حکم لازم باشد. مبسوط در ترمینولوژی حقوق علن به وصف محلّ وقوع جرمی گفته میشود که امکان داشته باشد جمع غیر محصوری برآن وقوف یابند مثلا در مسجد یا میدان عمومی ورزش جرم انجام شود و در صدق علن حضور احدی شرط نیست (لنگرودی،1363: 2635) در هرحال، میتوان گفت، مفهوم اصطلاحی علن از مفهوم لغوی آن دور نیفتاده است و در اصطلاح عرف کلمهی علن به همان مفهوم ملأعام به کار برده میشود.
1-1-2-2 تشهیر
برای ورود به بحث تشهیر و پرداختن به جنبه های مختلف آن، لازم است مفهوم آن روشن و واضح گردد. بنابراین، در این گفتار معنای تشهیر از نظر لغوی و اصطلاحی به اختصار مورد بررسی قرار میگیرد.
1-1-2-2-1 لغوی
کلمه تشهیر مصدر باب تفعیل میباشد که از فعل شهر گرفته شده است. در خصوص معنای تشهیر گفته شده است: لم یرد نص فی معناه و لا فسّره الفقهاء(الطلعیی، 1416: 126)بدین معنا که نصّی در مورد معنای تشهیر وارد نشده است و فقها به تفسیر آن پرداختهاند. لیکن، برای آشنایی بیشتر با برخی از معانی تشهیر به مواردی اشاره میشود.
در لغت نامه دهخدا چنین آمده است: آشکارا کردن، رسوا کردن، شهرت دادن رسوایی کسی را چنان که کسی را بر خر سوار کرده و به شهر گردانیدن (دهخدا، 1373: 325).پس معنای کلمه ی تشهیر همانا رسوا کردن و انگشت نما کردن کسی در میان مردم میباشد.
1-1-2-2-2 اصطلاحی
علاوه بر معنای لغوی تشهیر، لازم است به معنای اصطلاحی آن نیز اشاره شود تا منظور از آن واضحتر گردد. با توجه به معنای لغوی تشهیر، تشهیر مجرم به عنوان یکی از انواع مجازاتهای اسلامی به معنای معرفی نمودن مجرم به جامعه و رسوا کردن او در میان خلق است. آشکارا کردن هویت مجرم و شهره نمودن او در میان عام و خاص، خصوصیت بارز چنین کیفری است.
در مبسوط در ترمینولوژِی آمده است که تشهیر در قدیم از جمله مجازاتها بوده است به گونهای که مجرم را در معابر به گردش در میآوردند تا او را بشناسند یا اینکه زنگولهای به گردن مجرم میانداختند و واژگون بر مرکب سوار میکردند و در بین مردم میگرداندند و شکل دیگر آن نیز اینگونه بوده است که لباس زنگولهداری به مجرم میپوشاندند (جعفری لنگرودی،1363: 1225) یا شخصی جلوتر از مجرم در حالی که زنگولهای در دست داشت و آن را به صدا در میآورد، حرکت میکرد.در جای دیگری (همان: 841)در مورد اشهار مجرم گفته شده است که منظور از آن، بردن مجرم به اماکن پر رفت و آمد و معرفی او به افراد است و در این خصوص اگر مجرم از اهالی بازار یا مسجد بوده او را در محل کسب یا مسجدی که میرفته میگرداندند و جرم او را اعلام میکردند.
در کتب فقهی مختلف به ویژه در مبحث مربوط به شهادت زور، نظرات مشابهی در مورد تشهیر و نحوهی اجرای آن بیان شده است: “اِن الاشتهار هو اُن ینادی فی محلّتهم اُو مجتمعهم اُو سوقهم فلان و فلان شهدا زورا ولا یجوز اُن یشهرا بان یرکبا حمارا و یحلق روُوسهما ولا بان ینادیهما علی نفسهما” (الطباطبایی،1412: 593). معنی اشتهار این است که در محلّه، اجتماع مردم یا بازار ندا میدهند که فلانی و فلانی شاهدان زور هستند لیکن جایز نیست که مجرمان را سوار الاغ کرده یا سرشان را تراشیده یا خودشان علیه خود فریاد بزنند.
چنان که ملاحظه میگردد از معرّفی مجرم در میان اهل قبیله و یا محلّهاش به عنوان تشهیر نام برده شده است و اموری که باعث تحقیر مجرم در بین مردم شود مانند سوار کردن بر الاغ یا تراشیدن سر مجرم، مورد نهی قرار گرفته
است.
1-2 پیشینه تاریخی مجازات در ملأعام
مجازات در طول تاریخ وجود داشته است، اما کمیت و کیفیت آن در طول هر دوره تاریخی با توجه به سیاست حاکم بر آن جامعه که متاثر از دین و مذهب بوده، متفاوت بوده است . از این رو بررسی سیر تاریخی اجرای مجازات در ملأعام در طول تاریخ بینش ما را در رابطه با این پدیده گسترده میکند.
1-2-1 قانون حمورابی
قانون حَمورابی که به دستور حمورابی شاه بابل نوشته شد، شامل ۲۸۲ ماده در باب حقوق جزا و حقوق مدنی و حقوق تجارت است. ستونی که قوانین حمورابی بر روی آن حک گردیده از بازالت است و در حدود ۲٫۵ متر ارتفاع دارد. متن قوانین گرداگرد این ستون در ۳۴ ردیف به خط میخی نوشته شده‌است (پیرنیا،1388: 110)
قانون حمورابی نخستین سند شناخته شده‌ای ا‌ست که در آن یک فرمانروا به اعلان عمومی یک مجموعه کامل قوانین برای ملت خود اقدام می‌کند. حمورابی (۱۸۱۰-۱۷۵۰ پ.م.) ششمین پادشاه اولین سلسله شاهان کشور قدیم بابل است. تاریخ شاهی او را (۱۷۹۲-۱۷۵۰ پ.م.) آورده‌اند. قانون نامه حمورابی یکی از معتبرترین منابعی است که با مطالعه آن میتوان با سیستم جزایی ایران آن دوره آشنا شد؛ در این قانون صریحا به اجرای مجازات در حضور جمع اشاره شده است که ماده 202 در همین زمینه مقرر میدارد:
ماده202. اگر شخصی چانه شخص(دیگری را) که از او برتر است شکست او باید در حضور جمع شصت(بار) با شلاقی از دم گاو شلاق بخورد.
البته موارد دیگری هم وجود دارد که هرچند به اجرای علنی اشارهای نشده است اما خصوصیات مجازاتها بگونهای است که ذاتا در ملأعام انجام می شود و در ذیل به دو مورد آن اشاره میشود:
ماده122. اگر انگشت مردم به خاطر مرد دیگری به همسر شخصی اشاره میکرد ولی او هنگامی که با آن مرد خوابیده بود دستگیر نشد(آن زن) باید بخاطر شوهرش خود را در رودخانه بیندازد.
ماده 155. اگر شخصی برای پسر خود عروسی انتخاب کرد و پسر او با(آن زن) آمیزش کرد ولی خود او نیز با (آن زن)هم آغوش شد و آنان او را دستگیر کردند، آنان باید آن شخص را بسته و او را به داخل آب بیندازند.
1-2-2 تورات و انجیل
یکی از منابع مهم حقوق کیفری قبل از اسلام کتابهای مقدس تورات و انجیل است که با مطالعه آنها میتوان با انواع مجازات و نحوه اجرای آنها در آن برهه از زمان آشنا شد. فیلسوفان و حقوقدانان باستان با تکیه بر نوشتههای تورات و متخصصان حقوق کلیسای قرون وسطی و دوره کلاسیک با تکیه بر انجیل قوانین را استباط میکردند ، در این کتب مقدس هرچند به اجرای مجازاتها در ملأعام اشارهای نشده است اما مجازاتهایی وجود دارد که اجرای علنی آنها از خصوصیات بارز و غیرقابل تفکیک مجازات به شمار میروند و ذات آن مجازاتها بگونهای است که باید در ملأعام اجرا شود. در ذیل به نمونه هایی از این مجازاتها اشاره میشود:
– پس آن مرد و یا زنی که این عمل ناشایسته را در اندرون دروازههایت مرتکب شده است آن مرد و یا آن زن را بیرون آر و با سنگ سنگسارش نما تا بمیرند (گلن و هنری ، 1380: 364).
– پس تمامی مردمان شهرش او را به سنگ سنگسار نماید تا که بمیرد، بدین منوال شرارت را از میان خود رفع نماید.
– مرد یا زنی که صاحب اجنه و یا جادوگر باشد البته کشته خواهند شد آنها را با سنگ سنگسار خواهند نمود خون ایشان به گردن ایشان است.
– آنگاه دختر را به در خانه پدرش بیرون آوردند و مردمان شهرش او را به سنگ سنگسار نمایند تا که بمیرد زیرا که در اسرائیل قباحت ورزیده در خانه پدرش زاییده شده.
– اما مریم چون بود دانا به مشیت خدا و در باطن ترسناک بود از اینکه به غضب در آید طایفه بر او بواسطه اینکه آبستن است پس سنگباران کنند او را که گویا مرتکب زنا شده شوهری از عشیره خود برای خود اختیار نمود ( قزلباش،1374: 61).
– چون او را استهزاء نمودند جامه سرخ از وی کند لباس خودش را پوشانیدند و او را بیرون کشیدند تا انکه صلیبش نمایند؛ و او را صلیب کرده (گلن و هنری،1380: 112).
– و از این رو خدای امر فرموده به اینکه مثل این پسر بد کنش جلو دروازه شهر وجوب سنگسار شود به غضب طائفه ( قزلباش، 1374: 94).
سنگسار نمودن یا به صلیب کشیدن، مجازاتهایی است که ذاتا بطور علنی و در ملأعام انجام میپذیرد که در کتابهای مقدس تورات و انجیل به آن اشاره شده است.
1-2-3 دوره باستان( یونان و رم)
کیفر نزد یونانیان قبل از هرچیز وسیلهای است برای اعاده آبروی از دست رفته بزهدیده و همزمان برای تایید مجدد حیثیت و قدرت وی، با توهین به شخص توهین کننده یعنی مجرم، چندان که او را خوار کند. در واقع کیفر باید قلب بر آشفته بزهدیده را آرام بخشد و به وی نفع برساند و برای او نوعی لذت بوجود آورد. در تراژدیهای یونانی نسبت به جانیان با بیرحمی رفتار میشود، و بزهدیده میتواند آزاد خشم خود را ارضا کند. در آژاکس اثر سوفکل قهرمان تراژدی از دشنام و تازیانه استفاده میکند. از نظر یونانیان فردی که دشنام و تازیانه به او وارد میشود تا مرتبه بندگی تنزل مییاید. آشیل در اثر خود، پرومته در زنجیر، چهرهای از زئوس9 ترسیم میکند که در آن پرومته آتش را که زئوس نگهدار آن بود از وی ربوده است، و از آنجا که سرا پای زئوس از تنفر مملو شده است، رنج و آزار غل و زنجیر را به پرومته تحمیل و با وی به مانند اسب بارکش رفتار میکند. در خطابه ارسطو، کیفر، نخست باید بزهدیده را ارضا کند، به این شرط که بزهکار بداند که به خاطر بزهدیده رنج و آزار میکشد (پرادل،1393: 23).
در باستان عقیده بر این بوده است که عدالت کیفری نظم مختل
شده را احیا میکند و با مجازاتی شبیه بزه، تعادل را در جامعه برقرار میسازد. در این صورت کیفر باید، طبق مفاهیم قصاص، دقیقا همانند جرم ارتکابی باشد؛ و باید در مورد مکان اجرای کیفر همانندی وجود داشته باشد: اُرست10 اژیست11را به مکانی که در آنجا پدرش را کشته است میبرد تا در همان محل او را نابود کند.
1-2-4 آموزههای اسلامی پیرامون اجرای مجازات در ملأعام
انسان در مکتب مبین اسلام از عزّت و کرامت ویژهای برخوردار بوده و دارای چنان ارزش والایی بوده که خلیفه الله نام گرفته است. خداوند انسان را شایستهی تکریم قرار داده و در آیات مختلف قرآن نیز از آن یاد نموده است. خداوند در آیهی 70 سورهی اسراء میفرماید: ما بنی آدم را تکریم کردیم و کرامت بخشیدیم. در دین مبین اسلام، افراد دارای اعتبار، شخصّیت و منزلت هستند و هیچ کس حقّ

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید