تصویرهای محدود، نوشته‌های موجز و کمی تعداد و تنوع رنگها بر روی یک تابلو است. رعایت این اصل، سبب پسندیده‌تر شدن ظاهر رسانه می‌شود و درک و فهم آن را سریعتر می‌کند. رسانه‌های فاقد سادگی موجب سردرگمی، گیجی و دلزدگی بیننده خواهند شد.
۳- تاکید
در بعضی از رسانه‌ها شاید نیاز باشد که بر جزء خاصی از اجزای تابلو تاکید ویژه به عمل آید و توجه بینندگان به آن نکته بیشتر جلب شود. در این موارد باید کاری کنیم که بین آن جزء و دیگر اجزای تابلو تفاوتی احساس شود. و تاکید را می‌تواند با انتخاب محل مناسب و رنگ متفاوت همیشه نشان داد.
۴- فضای خالی
دریک رسانه‌ی نوشتاری یا تصویری، رعایت نسبت مناسبی بین فضای خالی به کل سطح تابلو، بسیار اهمیت دارد. وجود فضای خالی در یک رسانه به معنی قرار دادن فاصله بین اجزای تصویری موجود بر سطح آن است.
۵- وحدت
اجزای به کار رفته در شکل‌دهی یک رسانه، شامل تصویرها، طراحی‌ها، نوشته‌ها،‌ خطها، رنگها و… همگی باید در ارتباط نزدیک با یکدیگر باشند و مجموعاً در جهت بیان و تاکید بر موضوع اصلی رسانه عمل کنند. (امیرتیموری،۱۳۸۷، ۱۰، صص ۲۵۶-۲۵۰)
فنون تولید رسانه
برای به کارگیری اصول تولید رسانه‌ها از فنون،‌ روش‌ها و وسایل متعددی می‌توان بهره گرفت که تعدادی از آنها مانند رنگ‌آمیزی، حروف گذاری، استفاده از شکلها و طرح‌ها و نسخه‌برداری‌های هم اندازه، کوچکتر، یا بزرگتر می‌باشند:
۱- رنگ آمیزی
استفاده از رنگ در رسانه‌های یاددهی-یادگیری، چه برای تصاویر و چه برای نوشته‌ها و اشیاء، توجه بیننده را بیشتر جلب می‌کند و انگیزه‌ی او را به شدت افزایش می‌دهد. در استفاده از رنگها باید به ویژگی‌های آنها و نیز آداب و سنن و ترجیحات فرهنگی وسنی مخاطبان توجه کرد. مثلاً کودکان معمولاً از رنگ‌های خالص، زنده و شاد بیشتر خوششان می‌آید و بزرگسالان رنگهای ترکیبی و پخته‌تر را ترجیح می‌دهند.
در تولید رسانه‌ها، از رنگ برای مقاصد زیر می‌توان کمک گرفت:
۱- جلب توجه؛ ۲- القای معنا؛ ۳- تاکید بر جزء معین؛ ۴- طبقه‌بندی اجزا؛ ۵- نزدیک شدن به واقعیت.
۲- استفاده از شکلها و طرحها
چنانچه تصاویر یا طرح‌های کوجکتر و یا متن‌های نوشتاری را درون شکلها و طرح‌های خاص قرار دهیم، علاوه بر زیبایی، جذابیت و تنوع یافتن کار، مجموعه‌ی تصاویر و نوشته‌ی درون آن شکل وحدت و یکپارچگی می‌یابند. در عین حال، استفاده از آن شکل یا طرح بزرگ می‌تواند با جلب‌نظر بینندگان، بر تصاویر و نوشته‌های درون آن تاکید بگذارد.
۳- حروف گذاری
در اغلب رسانه‌های یاددهی-یادگیری، از نوشته‌ی کم یا زیاد استفاده می‌شود. گرچه اینکار گاهی در حد نوشتن عنوانها یا زیرنویسهاست، اما شکل حروف و نوع خط در چگونگی ارائه‌ی پیام آن و نیز در جلب توجه و جذابیت رسانه سهم زیادی دارد.
۴- نسخه برداری
هنگام تولید یک رسانه، گاهی نیاز داریم طرح یا نوشته‌ای را در اندازه‌ی مساوی یا بزرگتر یا کوچکتر از جای دیگر بر روی سطح کار خود نسخه‌برداری کنیم. در عین حال، می‌توان ضمن نسخه‌برداری، بنا به ضرورت در بعضی از قسمت‌های یک شکل تغییراتی را نیز اعمال کرد. برای انجام این گونه نسخه‌برداری‌ها از فنون زیر می‌توان کمک گرفت. استفاده از این فنون، خصوصاً برای کسانی که در طراحی و نقاشی مهارت چندانی ندارند، بسیار مقید واقع می‌شود. الف- نسخه‌برداری هم اندازه؛ ب- فنون بزرگ‌نمایی؛ ج- فنون کوچک‌نمایی. (امیرتیموری،۱۳۸۷، ۱۰، صص۲۶۹-۲۵۷)
چهار- مهارت های اجرایی کاربرد صحیح رسانه
عواملی که به این ترتیب زیربنای کاربرد رسانه‌ها را تشکیل می‌دهند عبارتند از: نظام نمادی، پیام، یادگیرنده و تکلیف آموزشی. حتی در مواردی که تهیه کننده هدف آموزشی مشخصی در ذهن ندارد باز هم ممکن است مربی از خود بپرسد که آیا فیلم، الگو  یا برنامه تلویزیونی او اصولا ارزش آموزشی دارد یا خیر. اگر پیام متناسب با نیازهای یادگیرنده باشد و آن نیازها هم مرتبط با نوعی هدف آموزشی البته که چنین ارزشی هم وجود خواهد داشت.
– رسانه‌ها، تکنولوژی و نظامهای نمادی
رسانه‌ها از حیث تکنولوژی‌های انتقال و از حیث نظامهای نمادی موجود فرق می‌کنند. اختراع یک تکنولوژی جدید پس از دوره زمانی معین منجر به پیدایش نظام نمادی جدیدی می‌شود که میتوان گفت از بسیاری جهات مختص همان تکنولوژی است. با پیدایش این نظام نمادی جدید اطلاعات بیشتری هم مجال بروز پیدا می‌کنند.
این نظام نمادی یا زبان جدید انواع امکانات بیانی یا ارتباطی جدید در اختیار می‌گذارد. علاوه بر اینها کارپنتر معتقد است که نظامهای نمادی تاثیر فراوانی بر طبیعت پیامها و معنای آنها می‌گذارد. لذا مثلا اگر طرح داستانی فیلمی را در قالب کلام بگوییم معنای آن فیلم فرق خواهد کرد.
– ویژگی‌های ذاتی و وضعی رسانه‌ها
ویژگی‌های ذاتی یک رسانه ویژگی‌های تعریف کننده آن رسانه‌اند. این ویژگی‌ها عبارتند از نمادها و ترکیبهای مشتق از آنها که برگرفته از نظام نمادی‌اند و این نظام نمادی خود حاصل ارتباط با تکنولوژی انتقال خاصی است. اما وضعیت استفاده از رسانه حتی اگر اختصاص به نوعی رسانه داشته باشد مثلا تاریک بودن تالار نمایش، درس معلم، ویژگی‌های وضعی رسانه‌اند.
این ویژگی‌ها وضعی‌اند چه به آسانی میتوان آنها را از یک رسانه منتزع کرد, به صورت دیگری به کار گرفت، یا حتی به رسانه دیگری بست. این ویژگی‌ها در منتهای مراتب مختصات رسانه‌اند.
– اثرات و اثر بخشی
یکی از نتایج مهمی که بر اثراین فرق گذاری عایدمان میشود این است که تلاش ما برای یافتن یک رسانه آموزشی همگانی یا یک شیوه ارائه همگانی بر پیش فرضهایی نادرست استوار است.نتیجه ضمنی دیگر این است که تفاوتی که بین رسانه‌های آموزشی و رسانه‌های همگانی می‌گذاریم مبنای استواری ندارد.فقط با پی بردن به آثار روانی ویژگی‌های یگانه و ذاتی رسانه‌ها به عنوان رسانه است که می‌توانیم فایده آنها را برای آموزش مطرح کنیم.
– همکنشی رسانه، پیام، تکلیف و یادگیرنده آثار حاصل از ویژگی‌های رسانه‌ها
رسانه‌ها انواع فعالیتهای واسطه گر یا مهارتهای ذهنی را برمی‌انگیزند. اگر بخواهیم اطلاعات موردنظر را استخراج کرده و پرداخت دهیم همین فعالیتهای واسط خاص را باید تحت تاثیر قرار دهیم. این فعالیتها را میتوان مهارتهای خاص وابسته به رسانه‌ها دانست.اگر فرد فاقد این گونه مهارتها باشد می‌گوییم سواد درک و دریافت پیامهای فلان رسانه را ندارد.
اولسون شرح مبسوط تری از آثار رسانه‌ها به دست می‌دهد که شاید برای بحث فعلی ما مفید باشد. به نظر اولسون رسانه عبارت است از یک رشته فعالیت‌های عملی نظیر طراحی، سخنگویی و مانند آن. کارهای عملی در این قبیل رسانه‌ها بدیلهای خاص خود را دارند که تعیین میکنند چه نوع اطلاعاتی را باید از ارائه یک محرک به دست آورد تا عملکردی درست حاصل شود.
اما فعالیتهای عملی علاوه بر فعالیتهای علنی شامل فعالیتهای پنهان نظیر تفکیک، مقایسه، تقابل و مانند آنها هم هست.این فعالیتهای واسط پنهان یا به اصطلاح بهتر این مهارتهای ذهنی هر کدام به شیوه‌ای خاص تحت تاثیر ویژگی‌های ذاتی رسانه‌ها واقع می‌شوند. لذا اطلاعاتی که به دست می‌آید و پردازش می‌شود تحت تاثیر بدیلهایی است که فرد ضمن انجام آن فعالیت ادراک یا استنباط می‌کند.
اثرات افتراقی کلمات، تصاویر و کلمات و تصاویر با هم در تکالیف بازشناسی مثال بارز این زنجیره استدلالی است.جنکینز، نی یل، ودنو و دیگران کرارا نشان داده‌اند که در مقایسه با سایر رسانه‌ها بهترین بازشناسی هنگامی است که ارائه و آزمون به صورت تصویر باشد ظاهراً تصویر عکاسی که نظام نمادی فشرده‌ای را به کار می‌گیرد فعالیت بیشتری برای انتخاب قرینه‌ها برمی‌انگیزد که بعدا دست کم افراد بزرگسال آنها را تبدیل به یک یا چند توصیف کلامی درونی می‌کنند. ارائه یک کلمه مجال بسیار تنگتری برای انتخاب می‌دهد حال آنکه در بسیاری از موارد موجب برانگیختن یک سلسله تداعی‌های تصویری خصوصی می‌شود. پس نتیجه می‌گیریم که اطلاعات برگرفته از تصاویر با اطلاعات بدست آمده از کلمه فرق می‌کند. بنابراین تعجبی هم ندارد که در این گونه پژوهشها بازشناسی تصویر در مواردی که نخست با کلمه ارائه شده کمتر است.
ویژگی‌های نمادین ذاتی رسانه‌ها از حیث کلی آثاری که دارند فرق می‌کنند. برخی از این ویژگی‌ها معمولا بسته به حضور رسانه‌ای خاص است و پاره‌ای دیگر که پیچیده‌ترند تنها در موارد نادر به کار می‌آیند.
پیام‌ها: استخراج اطلاعات
وجوه اختلاف رسانه‌ها از حیث معانی کیفی به دست آمده از پیامهایشان است. می‌توان گفت هر نوع اطلاعی را با هر رسانه‌ای می‌توان منتقل کرد. اما دست کم دو موضوع در میان است.
بازنمایی ویژگی‌های شاخص. نظام وابسته به یک تکنولوژی انتقال خاص، حوزه خاصی از تصورات و رویدادها را بهتر از سایر حوزه‌ها منتقل می‌کند، اگرچه نظامهای نمادی تا حدودی متداخلند.
نتیجه ضمنی این مطلب این است که حوزه‌های معینی از تصورات و امور را نمیتوان به شکل واحدی به همه گروههای یادگیرنده منتقل کرد. برای مثال کودکان خردسال نمی‌توانند ویژگی‌های شاخص یک سرزمین را از توصیف آن سرزمین کسب کنند و در برابر نقشه هم همینقدر ناتوانند. اگرچه این گروه می‌توانند با بازدید محل اطلاعاتی درباره آن کسب کنند اما این شکل تجربه ناگزیر محدود است.
شناخت انتزاعی‌تر اعتباری تر به یک حوزه نشان دهنده انتزاعی تر بودن نظام نمادین آن است.
تکالیف یادگیری
ممکن است اثراتی وجود داشته باشند و یادگیرنده را هم به استخراج اطلاعات خاصی هدایت کنند اما خود تکلیف در مجموع مستلزم چیز دیگری است.
سالومون و سی بر نشان داده‌اند فیلمی که اجزای آن به طور تفاقی به هم چسبانده شده باشد موجب می‌شود که دانش آموز فرضهای بسیاری درباره معنای آن بسازد و در عین حال یادآوری جزئیات محتوای آن را محدود می‌کند. خلاف این موضوع وقتی صادق است که فیلمی را با یک ساختار بندی بقاعده نشان می‌دهیم.
این نتایج را با دو مطلب باید تبیین کرد: (الف) فیلمی که اجزای آن به طور اتفاقی به هم چسبانده شده باشد نوعی حالت عدم قاطعیت بوجود می آورد که خود موجب می‌شود یادگیرنده اطلاعاتی راجع به تعابیر ممکن درباره فیلم استخراج کند؛ و (ب) اگر فیلم از سازماندهی درستی برخوردار باشد ساختاری برای یادآوری جزئیات در اختیار یادگیرنده می‌گذارد. لذا هدفهای مربی فرضیه سازی در مقابل یادآوری جزئیات است که روش او را تعیین می‌کند.
مثال دیگر همکنشی رسانه‌ها و تکالیف در اثر تضعیف کننده بر یادگیری مقدمات خواندن دیده می‌شود که سمیوئلز خلاصه آن را آورده است. بدیهی است که استفاده از تصویر در مواردی که وجود یک تصویر حاضر و آماده واسطه ضروری یادگیری است به آسان شدن یادگیری کمک می‌کند. اما وجود چنین رسانه‌ای لازمه یادگیری خواندن

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید