در ادبیات کلاسیک ایران، ‌از همان ابتدا و در همان نمایش های آیینی – مانند میر نوروزی – از تکنیک آیرونی برای کنایه زدن و تقبیح خلقیات و رفتار ناشایست مردم و دعوت آنها به رفتار کردن به شیوه ای دیگراستفاده کرده است. آیرونی عمده در نمایش های باستانی ایرانی، ‌آیرونی کلامی یارفتاری و آیرونی سقراطی بوده است. با پیش رفتن زمان و تغییر نمایش های ایرانی، ‌انواع آیرونی های نمایشی هم در نمایش ها وارد شد که باعث افزایش جذابیت آنها گردید. شخصیت آیرونیک مبارک در خیمه شب بازی که در ادامه در شخصیت سیاه در نمایش های تخت حوضی تبلور پیدا کرد، ‌نمونه بارز حضور انواع آیرونی – آیرونی سقراطی تجاهل العارف، ‌آیرونی خودکاهی، ‌آیرونی کلامی و … – است. تا زمان قاجار و فعالیتهای میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقا تبریزی که برای اولین بار نمایش های ایرانی دارای متن مکتوب شدند، ‌آیرونی آثار نمایشی – که بر مبنای اصولی مشخص، ‌داستانهایی تقریباً‌ یکسان و شخصیتهایی با ویژگی هایی ثابت و معین، ‌به صورت فی البداهه اجرا می شدند – در همان اصول و داستانها و شخصیتهای ثابتشان دیده می شود و می توان این آیرونی ها را “آیرونی های نمایش های ایرانی” نامید نه “آیرونی های متون نمایشی ایرانی”.
در آغاز قرن سیزدهم که ایران دستخوش حوادث فراوانی از جمله تکه پاره شدن خاک و محدود شدن مرزهای کشور، ‌ افزایش نفوذ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی روسها، ‌انگلیسی ها و فرانسویان در سیاستهای دولت بود، فریب خوردن شاه از عمال دول خارجی و بی کفایتی مشاورانش، ‌افزایش گرایش به جادو و جادوگری در میان مردم عامه، ‌آغاز موج مهاجرت و تحصیل در فرنگ در میان طبقه روشنفکر و آشنا شدنشان با ترقیات دول خارجی و … باعث پیدا شدن انگیزه اصلاح در میان روشنفکران و آغاز تلاشهایشان برای اصلاح جامعه و دولت گردید. از جمله اولین کسانی که به این امر اشتغال پیدا کردند، ‌ میرزا فتحعلی آخوند زاده بود که تئاتر را به معنای کلاسیکش درخارج از ایران شناخته بود. او مطمئن بود که تئاتر اگر از کنایات و به جا استفاده کند، ‌می تواند عبرت آموز بوده و اخلاقیات مردم را اصلاح نماید. او که با نمایشنامه نویسی به شیوه کلاسیک آشنا شده بود، تصمیم گرفت نمایشنامه نویسی را به عنوان یک علم در میان ایرانیان رواج دهد. کتاب “تمثیلات” او مشتمل بر شش نمایشنامه آیرونیک، ‌ اوج تلاشی است که یک روشنفکر می تواند برای اصلاح مردم مملکتش انجام دهد. همانطور که در فصل قبل به تفصیل اشاره شد، ‌ نمایشنامه های آخوندزاده سرشار از انواع مختلف آیرونی هستند که بیشتر در جهت تامین هدف اصلی آخوندزاده از تئاتر، ‌یعنی تهذیب اخلاق جامعه، استفاده شده اند. آیرونی نمایشی در تمام نمایشنامه های او وجود دارد که به وسیله آن تماشاگر را در جایگاه اطلاعاتی بالاتری نسبت به قربانیان آیرونی قرار می دهد. کارکرد این تکنیک در این نمایشنامه ها بدین صورت است که مخاطبی که خودش گاهی، ‌درگیر شرایطی مشابه می شود – مثلاً‌ برای حل مساله ای به جادوگری پناه می برد – در طول نمایشنامه – عموماً‌ ازمجلس دوم به بعد – متوجه وجود دروغ و حقه ای در آن کار شده و از آن لحظه به بعد، ‌ حماقت و نادانی قربانیان آیرونی – که در شرایط مشابه، ‌خود مخاطب هم در دنیای واقعی قربانی اش می شود – نه تنها باعث خنده اش شده، بلکه به صورت غیر مستقیم به او آموزش می دهد که خود را از درگیر شدن در شرایط مشابه رهانده و با آگاهی بالاتری با مسائل برخورد نماید. آخوندزاده در آثارش از آیرونی رمانتیک هم استفاده بسیار کرده که در نوع خود بسیار جالب است. او، عموماً در مجلس پایانی نمایشنامه هایش، از زبان یکی از اشخاص نمایش‌، به صورت مستقیم با مخاطبان نمایشنامه اش صحبت کرده و آنها را نصیحت می کند. شاید این شیوه نصیحت مستقیم، ‌میراث دوران طلبگی او و نشست و برخواستش با روحانیون منبری بوده است که در اثر آشناییش با نمایشنامه نویسی، ‌ در قالب دیالوگهای نمایش و از زبان یکی از شخصیتها بروز کرده است.
زمانی که آخوندزاده به عنوان اولین نمایشنامه نویس ایرانی تصمیم به نوشتن متونی برای تئاتر – حرفه ای که هدف اصلی اش را تهذیب اخلاق جامعه می دانست – می گیرد، با استفاده از آیرونی هدف خود را محقق می کند. او با استفاده از آیرونی، ‌ علاوه بر کنایه زدن به صورت غیر مستقیم و تاثیر گذاری ناخودآگاه بر مخاطب و اصلاح او، ‌ از عنصر خنده آوری آیرونی هم استفاده کرده تا نصایح و کنایاتش دل مخاطبش را – که به نوعی در دنیای واقعی قربانی آیرونی است – نرنجاند و او را با دل خوش با خود همراه کند. اگر آخوندزاده به جای آیرونی از تکنیک دیگری مانند تهکم، طنز، ‌کنایه مستقیم و … استفاده کرده بود، بدین پایه موفق به همراه کردن مخاطب با خودش نمی شد. تکنیک های نام برده تکنیک هایی ادبی هستند که کارکردشان در متون ادبی است و جنبه نمایشی ندارند، ‌ این تکنیک ها هر کدام عنصری از آیرونی را دارا هستند – مثلاً‌ طنز، ‌ عنصر خنده آوری آیرونی را دارد، ‌یا کنایه‌عنصر جدامانی را – اما آیرونی به دلیل جامعیتش، ‌تمام این عناصر را در خود داشته و نه تنها در متون ادبی، ‌ بلکه در متون نمایشی و نمایش ها هم مورد استفاده دارد. به این ترتیب است که آیرونی شاید تنها تکنیکی بود که می توانست آخوندزاده را به هدفش از تئاتر – تهذیب اخلاق جامعه – برساند.
دیگر نمایشنامه نویس متقدم ایرانی، میرزا آقا تبریزی که مطابق نامه نگاری هایش، ‌شاگرد میرزا فتحعلی آخوندزاده است، نیز در راهی مشابه استادش قدم برداشته و دست به تنظیم چهار نمایشنامه به شیوه کلاسیک زده است. او بر خلاف استادش که هدف اصلی اش از نمایشنامه نویسی، اصلاح اخلاقیات مردم عامه بود، ‌ هدف خود را انتقاد صریح از دولت و عمال آن قرار داده و در کنار آن، ‌اخلاقیات نادرست مردم را نیز تقبیح می کرد. نگاه میرزا آقا به مسائل، نگاهی نا امیدانه است که بر خلاف آخوند زاده که در نمایشنامه هایش کورسوی امیدی قرار می دهد، ‌ به جز در یک نمایشنامه در باقی خنده ای تلخ بر لبان مخاطب می نشاند که ناشی از فهم عمق فاجعه و نا امیدی از حل آن است. خالق کمدی های سیاه ایرانی،‌ در نمایشنامه هایش از آیرونی های فراوانی استفاده کرده است. او نیز به مانند استادش،‌ بیشترین استفاده را از آیرونی نمایشی نوع دوم، ‌یعنی دادن اطلاعات بیشتر به مخاطبان کرده است تا آنها را در شرایطی قرار دهد که بتوانند بر حماقت و نادانی قربانیان آیرونی – که در شرایط مشابه در دنیای خارج از نمایش، ‌خود مخاطبان هستند – خندیده و گاهاً‌ از انجام رفتارهای مشابه قربانیان خجالتزده شده و درس عبرت بگیرند.
نمایشنامه های میرزا آقا و شکل زندگی او، ‌ما را با جلوه دیگری از نقش آیرونی در شکل گیری ادبیات نمایشی ایران آشنا می کند. میرزا آقا با استفاده از آیرونی، ‌ انتقادهای بسیار صریحی از عمال دولت می کند که اگر قرار بود این انتقادات را بدون استفاده از آیرونی بر زبان آورد، ‌معلوم نبود چه بلایی بر سرش می آمد. میرزا آقا آیرونی را به عنوان سپری جلوی روی خود می گرفت تا از شری که نیش انتقادهایش برایش به ارمغان خواهد آورد در امان بماند. درست مانند کاری که مسخرگان درباری، ‌از سالها قبل از او و آخوندزاده برای حفظ جان خود انجام می دادند. او حتی هویت خود را هم به صورتی آیرونیک پنهان می کرد. شاید بتوان گفت حفظ کردن آیرونیست از خطرهایی که ممکن است از سوی عمال قدرت او را تهدید کند، از مهمترین وظایف آیرونی به شمار می رود و شاید اگر میرزا آقا درنمایشنامه هایش، به جای استفاده از تکنیک آیرونی از تهکم یا کنایه مستقیم یا حتی بیان مستقیم – به شیوه نمایشنامه های رئال – استفاده کرده بود، ‌ بعد از نوشتن اولین نمایشنامه بلایی بر سرش می آوردند که دومین نمایشنامه اش هیچگاه مجال به روی کاغذ آمدن را پیدا نمی کرد.
آیرونی یکی از تکنیک های کارآمد در نمایشنامه نویسی است که استفاده از آن می تواند به نویسندگان کمک کند که آنچه می خواهند بگویند را با اثر گذاری بیشتری بیان نمایند. نویسندگان با استفاده از آیرونی می توانند انتقادات خود را به گونه ای بیان کنند که به جای ایجاد دلخوری و ناراحتی، ‌باعث خنده و شعف شده و به جای در جبهه مخالف قرار دادن قربانیان و دشمن تراشی، ‌ آنها را به تفکر وا دارد. آیرونی تکنیکی نجات بخش است که تراژدی را تکان دهنده تر و کمدی را عبرت آموز تر کرده و مخاطبان از هوشمندی نمایشنامه نویس در طراحی پلاتی سنجیده برای افشای حقیقت غرق لذت میشوند. امید که نویسندگان معاصر نیز با الگو برداری از ادبیات کلاسیک ایران، ‌ نمایش های ایرانی و نمایشنامه های متقدم، ‌ انواع مختلف آیرونی را در آثار خود به کار برده و نمایشنامه های جذاب تری خلق نمایند.
منابع و مآخذ
* آخوندزاده، میرزا فتحعلی(۱۳۵۶). تمثیلات، محمد جعفر قرچه داغی، تهران، انتشارات خوارزمی، چاپ اول.
* آدمیت ، فریدون(۱۳۴۹). اندیشه های فتحعلی آخوند زاده، تهران.
* آرسی، زینر(۱۳۸۸). زروان یا معمای زردشتی گری، تیمورقادری، تهران، نشر مهتاب.
* آرنولد، متیو(۱۳۵۴). سهراب و رستم منوچهر امیری، شیراز، انتشارات دانشگاه پهلوی، چاپ اول.
* آرین پور، یحیی(۱۳۵۰). از صبا تا نیما، تهران، شرکت سهامی انتشارات جیبی.
* آژند، ‌یعقوب(۱۳۸۵). نمایش در دوره صفوی، تهران، فرهنگستان هنر.
* آقا عباسی، یدالله(۱۳۹۱). دانشنامه نمایش ایرانی (جستارهایی در فرهنگ و بوطیقای نمایش ایرانی)، تهران، نشر قطره.
* ‌ارسطو(۱۳۳۷). بوطیقا (فن شعر)، فتح الله مجتبایی، تهران.
* امجد، حمید(۱۳۷۸). تئاتر قرن سیزدهم نخستین نمایشنامه های ایرانی به عنوان آغاز گر دوران ادبی جدید، تهران، نیلا.
* انوشه، حسن (۱۳۸۱). دانشنامه ادب فارسی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،‌چاپ دوم.
* ایگلتون، تری(۱۳۹۲). ‌ نظریه ادبی، عباس مخبر، تهران،‌ نشر مرکز، چاپ هفتم.
* بارت، رولان(۱۳۷۸). درجه صفر نوشتار، شیرین دخت دقیقیان، تهران، نشر هرمس.
* بکتاش، مایل، غفاری، فرخ(۱۳۵۰). تئاتر ایرانی، شیراز، جشن هنر شیراز.
* بیات، حسین (۱۳۷۹). طنزهای سیاه، تهران، نشر تاخ.
* بیضایی، بهرام(۱۳۷۹). نمایش در ایران، تهران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.
* پاینده، حسین(۱۳۸۵). نقد ادبی و دموکراسی، تهران، نیلوفر.
* تبریزی، میرزا آقا(۱۳۳۵). چهار تئاتر، م. ب. مومنی، تبریز، انتشارات نیل، نشر ابن سینا، چاپ اول.
* ترخینی، فایز(۱۳۸۵).

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید