متلذّذ شده و به جلب سرور معاصی و مناهی میل نکند.
در ممالک فرنگستان، ارباب عقول سلیمه به فوائد این امر برخورد شده، از عصرهای قدیم در شهرهای عظیم عمارات عالیه به اسم تیاتر برپا کرده، گاه کیفیت بهجت را به واسطه تشبیهات اظهار می نمایند.”
تا بدینجا از سخنان آخوند زاده چنین بر می آید که اولاً او تئاتر را – که آن را ازفرنگیان آموخته -، ‌ وسیله ای برای تهذیب اخلاق بشریت دانسته و هدفش از تنظیم نمایشنامه هایش نقل مصیبت و بهجت است که فایده نقل مصیبت و بهجت از نظر او، “بیان کردن اخلاق و خواص بنی نوع بشر است، که مستمع به خوبیهای آن خوشحال و عامل، و از بدهای آن متاذی و غافل گردد و هم نفس اماره از اشتغال این قسم حکایت متلذّذ شده و به جلب سرور معاصی و مناهی میل نکند.” می بینیم هدفی که آخوندزاده در تعقیب آن بوده است، ‌ همانا گوشزد کردن نکات اخلاقی به مخاطبان نمایشنامه هایش و دعوت غیر مستقیم آنها به انجام اعمال نیک و دوری از اعمال بد است.
ثانیاً‌ او معتقد است استفاده از “تشبیهات” در خلق “بهجت” – که نمونه هایش را در نمایشنامه های فرنگی ، ‌خصوصاً‌ کمدی های مولیر که از آنها متاثر بوده ، بسیار دیده است – کیفیت بهجت آفرینی اثر را افزایش می دهد. تشبیه به معنای فاصله انداختن بین مشبه و مشبه به و استفاده از هر کدام به جای دیگری است. می بینیم که منظور او از تشبیهات، چیزی جز آیرونی نیست. جالب است که آخوندزاده آیرونی را در نمایشنامه های فرنگی به وفور دیده است در حالیکه هم در متون ادبی کلاسیک ایران و هم در نمایش های ایرانی، نمونه های درخشانی ازآیرونی هایی که هدفشان تهذیب اخلاق جامعه است دیده می شود. او در ادامه، ‌ نمایش های ایرانی را به دلیل تمرکزشان روی نقل مصیبت و بی سوادی بانیانش مورد نقد قرار داده و می نویسد:
“در میان ملت اسلام تا این زمان همین نقل مصیبت متداول بوده، این هم به واسطه تشبیه و تقریر در کمال نقصان و قصور. یعنی اولاً وضع انشای مصائب موافق و مطابق طبع انسانی به عمل نیامده، ثانیاً ناقلان آن از روی بصیرت تربیت نشده، هر کس خودسر به این امر اقدام کرده، از لوازمات جاهل، و از شرایط آن غافل است، ثالثاً برای اجرای این امر عظیم در میان ملت اسلام هرگز تدارکاتی مهیا نیست، بنابراین، کیفیت تشبیهات، که یکی از الذ نعم دنیاست، در غایت رکاکت ظهور می کند. مثلاً به یک چیز جزئی هم که شبیه در حالت تکلم، قاری به نظر نیاید، چاره جو نشده اند. شبیه که باید از حفظ، موافق اصطلاح، مکالمه بکند، می بینی یک ورق کاغذ به دست گرفته، با عبارات غلیظه مراسله می خواند! با این حالت تقریر، شبیه چگونه به طبیعت انسان موثر خواهد افتاد؟”
آخوندزاده معتقد است تشبیهات – که با وجود لذت بخش بودنشان، ‌ در نمایش های ایرانی فقط در نقل مصیبت استفاده می شوند – ، باید به جا و با حالتی طبیعی اجرا شوند تا قابل باور بوده و اثر بخش باشند. او معتقد است زمانیکه “شبیه”، ‌ حتی دیالوگهایش را حفظ نیست و از روی ورقه میخواند، ‌ فقط یک “قاری” به نظر می آید نه یک “شبیه” و نمی تواند بر مخاطب خود اثر گذارد. می بینیم که آخوندزاده واقعاً‌ به دنبال “نمایش” به معنای “تئاتر” است و نقالی و مناقب خوانی را نمایش نمی داند. او تاکید دارد که تشبیهات، ‌ “یکی از الذ نعم دنیاست” و اگر درست استفاده شود می تواند بیشترین تاثیر را بر مخاطب داشته و لذت بخش باشد. آخوند زاده که ظاهراً از نمایش های ایرانی فقط تعزیه را به حساب آورده است، ‌ نمی تواند نمونه ای از به کارگیری درست یا نادرست تشبیهات را در میان نمایش های ایرانی پیدا کند. او مطلب خود را به این صورت ادامه می دهد:
“اما نقل بهجت بواسطه تشبیهات هرگز رسم نیست، و در این خصوص تا به حال به هیچ وجه تصنیفی نوشته نشده است. با وجود اینکه نقل بهجت متضمن مواعظ عجیبه و نصایح غریبه ایست که اگر به وضع بهجت فزا و طرب انگیز بیان نشود، هرگز طبیعت خاص و عام به استماع آنها راغب نخواهند گشت. مجالس نقل بهجت از قراری که در فرنگستان متعارف است اگر به کمال دقت ملاحظه بکنی، چیزی به خلاف ادب و حیا در آن مشاهده نمی شود.”
در اینجا آخوندزاده موضع خود را کاملا‌ً روشن می کند. دیدیم که آخوندزاده به دنبال “تئاتر” است و دلیل اینکه از بین نمایش های ایرانی فقط تعزیه را مورد بحث جدی خود قرار می دهد این است که از بین نمایش های ایرانی، ‌تنها تعزیه است که دارای متن است و این ویژگی، مهمترین تفاوت بین نمایش ایرانی و تئاتر فرنگی است. نمایش های شادی آور ایرانی که دارای متن مکتوب نبوده و عموماً‌ فی البداهه اجرا می شده اند، ‌از نظر آخوندزاده تئاتر نبوده و به همین دلیل آنها را به حساب نیاورده است. او در این قسمت از نوشته اش، ‌نقد جالبی بر روی همین ویژگی بداهه بودن نمایش های شادی آور ایرانی می نویسد که در جای خود جالب توجه است. او معتقد است در صورتی که برای نمایش های شادی آور متونی نوشته شود تا این نمایش ها هم بتوانند نقل خود را با استفاده از تشبیهات و به صورتی طرب انگیز و شادی آور – آیرونیک – ارائه دهند، ‌ بیشترین تاثیر را بر مخاطب خود خواهند داشت. همین امر، ‌انگیزه اصلی آخوندزاده برای نوشتن نمایشنامه های کمیک آیرونیکی شد که عنوان اولین نمایشنامه های مکتوب ایرانی منطبق با شیوه نمایشنامه نویسی غربی را به خود اختصاص دادند. آخوندزاده همچنین اشاره میکند که تشبیهات بهجت انگیز باید از کیفیتی برخوردار باشند که بر روی مخاطب خود تاثیر گذارد، وگرنه اگر فاقد آن کیفیت باشد، تاثیر گذاری نخواهد داشت. این مساله همان عنصر ذوقی است که دی سی ماک از عناصر ساختاری آیرونی دانسته و بر وجوب حضور آن در تاثیر گذاری آیرونی تاکید می کند.
“چون امیر اعظم، سپهسالار اکرم، جانشین اعلیحضرت امپراطور افخم، سرکار اشرف امجد قنیاز وارنصوف، فرمانفرمای مملکت قفقازیه در سنه ۱۲۶۶ در شهر تفلیس عمارت عالیه ای به اسم تیاتر برپا کرده، به جهت وسایل اکتساب منافع کلیه مذکوره الفوق مخارج کثیره صرف، و به هر یکی از اهل علم و عمل تقویت، و برای انتشار این منافع حمایت و عنایت کلی ظاهر فرمودند. لهذا من نیز محض استظهار ملت اسلام از این امر غریب، بر سبیل امتحان شش تمثیل و یک حکایت در زبان ترکی تصنیف کرده، جمله آنها را در یک جلد معروض نظر ارباب کمال نمودم، مثل دیگران منصفان متوقع نیستم از نیک و بدش اغماض کنند، بلکه متمنی هست که به این علم جدید مخبر شده، به قدر قوه خیال خود به تصنیف کردن امثال آنها اقدام نمایند که از اهتمام ایشان این فن عجیب در میان اسلام نیز شهرت پذیرد. از من همینقدر اندازه و نمونه نشان دادن و بانی کار شدن بود. ”
آخوندزاده در انتهای نوشته خود، انگیزه خود را از نوشتن شش نمایشنامه به شیوه غربی توضیح داده و دیگران را توصیه می کند تا به این علم جدید یعنی “تئاتر غربی” و “نمایشنامه نویسی” برای آن آگاه شده و راه او را ادامه دهند. او آرزو دارد تئاتر در بین مسلمانان هم رواج پیدا کند چرا که او به قدرت تاثیر گذاری تئاتر ایمان داشته و می داند بسیاری از آموزه های اخلاقی را میتوان از طریق تئاتر در جامعه رواج داد. میرزا آقا تبریزی از اولین کسانی بودکه سفارش آخوندزاده را به گوش جان شنید و اولین نمایشنامه های به سبک غربی اما به زبان فارسی را درایران نوشت.
۳-۴- آیرونی های موجود در نمایشنامه های میرزا فتحعلی آخوندزاده
۳-۴-۱- حکایت وزیر خان لنکران یا سراب
خلاصه نمایشنامه:‌ وزیر خان لنکران دو زن – شعله خانم و زیبا خانم – دارد که شدیداً‌به هم حسادت می کند چرا که وزیر بین آن دو فرق می گذارد. تیمور، برادرزاده خان لنکران، عاشق نساء خانم، خواهر شعله خانم، ‌همسر عزیز کرده وزیر است. اما وزیر برای تحکیم موقعیت خود می خواهد نساء خانم را به عقد خان در آورد تا با خان ارتباط نزدیکی برقرار کند. شعله خانم، زن وزیر و خواهر نساء خانم، اسباب ملاقات این دو عاشق (تیمور و نساء) را در اندرون خانه خود فراهم می سازد. در یکی از این دیدارها، وزیر به مساله پی می برد و به خان اطلاع می دهد و خان که حکومت را از پدر تیمور غصب کرده و از تیمور دل خوشی ندارد، دستور دستگیری و کشتن تیمور را می دهد. اما درست لحظه ای که تیمور به دست فراشان حکومتی در خانه وزیر گرفتار می شود، خبر می آورند که خان در دریا غرق شده است! به این ترتیب تیمور با تشریفات بر مسند حکومت لنکران نشسته و به وصال نساء خانم هم می رسد.
آیرونی های نمایشنامه:‌ در ابتدای نمایش، جاییکه وزیر و حاجی صالح برای پنهان کردن موضوع نیمتنه زر دوز شعله خانم از زیبا خانم، ‌در حال کشیدن نقشه هستند، به محض مرخص شدن حاجی صالح و گمان حل و فصل شدن موضوع، زیبا خانم جیغ کشان از پشت در وارد اتاق شده و معلوم می شود تمام سخنان وزیر و حاجی صالح را از پشت در شنیده است. این آیرونی، ‌ یک آیرونی نمایشی نوع سوم است، ‌چرا که وزیر و حاجی صالح برای کشیدن نقشه ای که بتواند موضوع نیمتنه را پنهان کند با هم صحبت می کردند و اصلاً‌ انتظار نداشتند که همین صحبتها موضوع نیمتنه را به گوش زیبا خانم – که پشت در ایستاده و مکالمات آن دو را می شنود – برساند.
و یا در جای دیگر، زمانیکه وزیر به اتاق زیبا خانم می رود و پایش به غربیل وسط اتاق گیر می کند، برای فلک کردن مهتر خانه که بی اجازه به اتاق او آمده و بدتر از آن غربیلش را هم جا گذاشته، ناظر خانه و فراشها را خبر می کند، اما خلاف آنچه همه انتظارش را می کشند به جای فلک کردن مهتر، ناظر را فلک می کند، تا به او یاد دهد حد و حدود کارکنان خانه را او باید به آنها گوشزد کند. این آیرونی، ‌یک آیرونی نمایشی نوع دوم است چرا که کردار شخصیت نمایشی یعنی وزیر، ‌خلاف عقل و مقتضیات موجود است.
مجلس دوم به طور کلی در موقعیتی آیرونیک برگزار می شود. زیبا خانم پشت پرده است و تماشاگر از این موضوع با خبر است. شعله خانم و تیمور وارد می شوند و به شکلی گفتگو می کنند که ظن زیبا خانم به رابطه این دو به یقین تبدیل می شود در حالیکه تماشاگر از حقیقت ماجرا با خبر است. این یک آیرونی موقعیت و آیرونی نمایشی نوع اول است چرا که هم موقعیت متناقض است و هم اطلاعات تماشاگران از اشخاص نمایش بیشتر است و همین باعث خنده و لذت بیشتر تماشاگر می شود.
در ادامه مجلس دوم، وزیر وارد اتاق شعله خانم می شود و تیمور برای پنهان شدن از چشم او به پشت پرده می رود. وزیر که از حضور تیمور پشت پرده با خبر نیست،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید