ماند، گرچه آیرونی وقتی استادانه و نافذ باشد، تاثیر عمیقی بر مخاطبش دارد، اگر نویسنده و خواننده به درک مشترک دست یابند، زیبایی و قدرت آیرونی دو چندان خواهد شد.
۲-۴-۲- آیرونی سقراطی(آیرونی دیالکتیک Socratic irony): نوع دیگر آیرونی، آیرونی سقراطی یا تجاهل العارف است، آیرونی که در آن کاراکتر به سبک سقراط، ‌خود را به نادانی زده و با این شیوه، ‌کسانی که ادعای دانایی دارند را مورد تمسخر قرار می دهد. سقراط با تجاهل، سوالی از مخاطبش می پرسید که البته خود جواب آن را می دانست، اما با این کار در مبانی بنیادین فکری مخاطب تردید می کرد. این نوع آیرونی، اصولاً نوعی روش مکالمه و رفتار است، روش و رفتاری که کسانی چون هملت و بهلول هم از آن بهره برده اند. سخنان و رفتار بسیاری از عرفای ما، همچنین نابغه طنز شرقی، ملانصرالدین هم سرشار از تجاهل العارف است. آیرونی سقراطی اولین نوع از آیرونی بود که شناخته شد و در میان یونانیان – در جمهورو بوطیقا – و در آراء‌ رومیان – مانند سیسرون – مورد مطالعه و بحث قرار گرفت.
۲-۴-۳- آیرونی رادیکال(radical irony): آیرونی رادیکال، آن است که گوینده به شیوه ای استدلال کند که نتیجه آن بی اعتبار شدن سخن خود او باشد، مثلاً یک نفر اهل کریتی بگوید همه مردم کریتی دروغگو هستند.(dictionary of word literary,p.165) اینگونه آیرونی تنها در کتاب شیپلی۱۵ آمده است. با کمی دقت در می یابیم که این آیرونی هم نوعی آیرونی موقعیت است، چرا که وقتی گوینده نوع خود، یا گروه یا دسته ای که خود او هم جزیی از آن است را به صفتی مذموم می خواند، خود را نیز مشمول آن صفت می داند به ویژه اگر این صفت دروغگویی باشد، پس خود شخص هم دروغگوست، در نتیجه آنچه در مورد دروغگویی به خود و هم نوعانش می گوید نیز دروغ است و این یک موقعیت آیرونیک است. این نوع از آیرونی، بسیار نزدیک به نقد پست مدرنیستی است که در پایان این فصل به آن اشاره خواهد شد.
۲-۴-۴- آیرونی غیر شخصی: آیرونی غیر شخصی به آیرونی هایی نسبت داده می شود که کلام بیان شده توسط آیرونیست و نحوه بیان آن با اعتقاد قلبی آیرونیست در تضاد کامل است. به عنوان مثال زمانیکه آیرونیست امری محال و ناممکن را فقط اندکی شک بر انگیز نشان می دهد، ‌آیرونی غیر شخصی خلق کرده است. آیرونی در این حالت معمولاً خشک و تلخ است و لحن منطقی، بی تکلف، عینی، متواضعانه و غیر عاطفی دارد: “همه اش پانصد نفر در حادثه برخورد هواپیماها کشته شده اند، ‌‌این دلیل میشود که رئیس هواپیمایی کشوری توبیخ گردد؟” این جمله نمونه ای از آیرونی غیر شخصی است. می توان آیرونی کلامی را – خصوصاً زمانیکه از تخفیف استفاده می کند – نوعی آیرونی غیر شخصی دانست.
۲-۴-۵- آیرونی ساختاری(structural irony): حسن انوشه در “دانشنامه ادب فارسی”، آیرونی ساختاری را چنین تعریف می کند: “در آیرونی ساختاری، نویسنده آیرونی را در ساخت اثر ادبی به کار می برد. در چنین آثاری نویسنده به جای کاربرد گهگاهی آیرونی کلامی، برای پنهان کاری و تزویر معنا، از ساختار ادبی سود می جوید. یکی از ترفندهای عام این شیوه، استفاده از قهرمان ساده دل، یا راوی و سخنگوی ساده لوحی است که درک ساده ای از پیرامون خود یا اوضاع جهان دارد که با نگرش نویسنده و خواننده که به واقعیت اوضاع واقفند متفاوت است.تفاوت آیرونی ساختاری با آیرونی کلامی در این است که در آیرونی کلامی، خواننده یا بیننده از منظور واقعی نویسنده با خبر است و در آیرونی ساختاری، هرچند مخاطبان اثر ادبی و هنری از منظور و غرض اصلی گوینده یا نویسنده آگاهند، شخصیت داستانی از چنین وقوفی بی خبر است.” (انوشه، ۱۳۸۱: ۱۶) در این نوع آیرونی، نویسنده به جای استفاده از یک آیرونی کلامی ضمنی، یک شکل ساختاری می سازد که دو معنی را تقویت می کند. بنابراین گسترده تر از آیرونی کلامی است، زیرا در آیرونی کلامی تناقض و کنایه در سطح واژگان است اما در آیرونی ساختاری، ساختار کلام است که تناقض ایجاد می کند. با توجه به تعاریف، این آیرونی را می توان مشابه آیرونی موقعیت قرار داد. در آیرونی موقعیت، میان آنچه عملاً اتفاق می افتد با واقعیت (میان ظاهر موقعیت و واقعیت آن) نا همخوانی وجود دارد. به عبارت دیگر، آیرونی موقعیت، چرخش غیرمنتظره رخدادهاست. برخی منتقدان، آیرونی موقعیت را زیر مجموعه آیرونی ساختاری می دانند. (a glossary of literary terms,p.42-43)
یک مثال از آیرونی ساختاری، شخصیت سخنگوی بی تجربه در مقاله “یک پیشنهاد فروتنانه” سویفت۱۶، ‌پدر طنز اجتماعی انگلستان است. او یک اقتصاد دان روشنفکر است که به طور نامعقولی یک پیشنهاد شایسته! برای بچه های مستضعف و فقیر “ایرنی” ارائه می دهد. او پیشنهاد می کند کودکان بی سرپرست و فقیر را برای استفاده از گوشت آنها در معرض فروش بگذارند. این کار بنا به استدلال او چند فایده دارد از جمله آن که از تعداد بچه های گدا می کاهد، دیگر اینکه مادران بی پول که با بچه بیشتر، گرفتار فقر و تنگدستی بیشتر می شوند به این وسیله می توانند هم امرار معاش کنند و هم تا زمانیکه اطفال در اختیار آنان است از حمایت مالی دولت برخوردار شوند و فواید دیگر. آنچه مسلم است نویسنده بدین وسیله می خواهد عقیده ای کاملاً مغایر با نظر حقیقی خویش را ابراز دارد. با این تعاریف می بینیم که آیرونی غیر شخصی هم به نوعی زیر مجموعه آیرونی ساختاری است.
به عقیده منتقدان نقد نو اما، آیرونی ساختاری در حقیقت مولفه ای ساختاری در اثر ادبی است، آنجا که تمایلات، رویکردها و مفاهیم متضاد و در عین حال مکمل دور هم گرد آمده و از تعامل و تنش بین آنها وحدت اندام وار اثر شکل می گیرد. به طوریکه هر کدام از مفاهیم متضاد، نقش منحصر به فرد خودش را در اثر ایفا می کنند. در واقع از نظر این منتقدان متنی دارای آیرونی ساختاری است که تناقض و تضاد نه در واژه های متن، بلکه میان گفتارهای متنوع مطرح شده در اثر باشد که البته نویسنده به طور روشن از هیچکدام از آنها جانبداری نکند. این منتقدان آیرونی ساختاری را در متونی که دارای ویژگی چند صدایی هستند پیدا می کنند. آنها معتقدند اثری که دارای این مولفه آیرونی ساختاری در ساختار خود باشد، از آن دسته آثار ادبی است که ارزش والای هنری دارند، چرا که تنها تمایلات و مفاهیم موازی و تصدیق کننده در آنها مطرح نیستند، بلکه تمایلات و تفکرات متضاد اجازه دارند با تنش و تعامل بین خود، در حقیقت تقلیدی از زندگی روزمره و جهان طبیعت با همه تضادها و تناقض هایش باشند. می توان “آنتیگونه” سوفکل را یک نمونه جذاب از آیرونی ساختاری به شمار آورد. بنابراین این دسته از آثار ادبی در مقابل شکاکیت و پرسش های خواننده نیز پاسخ دهنده هستند و دیدگاههای متضاد در اثر ادبی، در حقیقت نماینده پرسش مخاطب در اثر است. اما آثاری که تنها دیدگاههای موازی در آنها مطرح می شوند، در مقابل شکاکیت و پرسش خواننده پاسخگو نیستند و نماینده جوامع تک صدایی و مطلق گرا هستند. با این حال آیرونی ساختاری در اثر ادبی، باعث چند صدایی شدن آن می شود و مظهری از جوامع دموکرات است.
۲-۴-۶- آیرونی رمانتیک (آیرونی نویسندهromantic irony): آیرونی رمانتیک مختص نویسنده است. یعنی نویسنده آیرونیست جهانی دروغین خلق کرده و بعد با به هم ریختن آن و پرده برداشتن از همه چیز آیرونی را شکل می دهد. به طوریکه استفاده از عناصر و حالت های متضاد، در این نوع آیرونی، آن را به یک استفاده تازه از مفهوم تناقض می رساند که می تواند هدفهای یک هنرمند را برای مفهوم ناسازگاریهای مجموعه جهان نشان دهد. به تعبیر دیگر، شاعر یا نویسنده در ضمن نوشتن اثری جدی، هر از چندگاهی، با دخالتهای مستقیم خود با لحنی شوخی آمیز، به خواننده تفهیم می کند که حوادث و مسایل پیش کشیده شده چندان هم جدی نیست.
اصطلاح آیرونی رمانتیک را نویسندگان آلمانی در قرن هجدهم و نوزدهم گسترش دادند. لودویک تیک۱۷، گوته، هاینه۱۸ و نویسندگان بعدی شیوه ای را به کار بردند که در آن، نویسنده ابهام موجود در اثرش را عامدانه با حضور سرزده خود در اثر خراب می کند. در این آثار، گاهی نویسنده در اثر حاضر شده، اظهار نظر کرده و خواننده را به طور مستقیم مخاطب خود قرار داده و توضیحاتی اضافه بر آنچه از داستان بر می آید به خواننده ارائه می دهد.
در آیرونی رمانتیک، نویسنده نشان می دهد که می داند آنچه می نویسد خیال محض است. بدین صورت که در جای دور از انتظاری خود یا خواننده را وارد قصه می کند؛ یا اگر نمایشنامه است بازیگران ناگهان از نقشهایشان بیرون می آیند، یا در رمان، یکی از شخصیتها شروع می کند به نوشتن تا رمان را تمام کند. می بینیم که در آیرونی رمانتیک نویسنده و مخاطب با هم شریک وهم دست هستند. موقعی به آیرونی رمانتیک نزدیکتر میشویم که اثر با اظهار نظری انتقادی درباره وقایع یا شخصیتها همراه می شود. دی سی ماک معتقد است “آیرونی رمانتیک از مرحله ای بس مهم در ادبیات خبر می دهد: مرحله آگاه شدن کامل ادبیات از وجود خود؛ مرحله گذر از خلق ناخودآگاهانه به خودآگاهی خلاق.” (ماک، ۱۳۸۹: ۱۰۴) امروزه در داستانهای پست مدرن، یکی از شیوه های بیان نویسنده، حضور مستقیم خودِ او در اثر است. وجود آیرونی رمانتیک در آثار پست مدرن، خود نشانی است از پیوند تکنیک آیرونی با نگرش پست مدرن که در پایان این فصل به آن خواهیم پرداخت.
۲-۴-۷- آیرونی موقعیت: آیرونی موقعیت، حادثه یا شکلی از مناسبات است که آیرونیک و متناقض به نظر می رسد. احتمال وقوع این نوع آیرونی در طبیعت و به طور طبیعی بسیار ناچیز است. آیرونی موقعیت در حقیقت آیرونی ساخته و پرداخته هنرمند و نویسنده است. به این معنا که افرادی که قادر هستند چیزها را آیرونیک ببینند، از لحاظ ذهنی می توانند با استفاده از مواد خامی که از محیط پیرامون خویش به دست می آورند – با حذف چیزهایی که ممکن است بی خبری قربانی را تخفیف دهد و یا کمرنگ کند و یا تضاد موجود میان واقعیت و نمود را کاهش دهد – کیفیتی از مناسبات آیرونیک را خلق نماید و از این طریق به بی نظمی و بی شکلی ظاهری زندگی، ساخت و شکل زیباشناختی بدهد.
آیرونی موقعیت، حادثه آیرونیکی است که آیرونیست ندارد و تظاهر می شود که به صورت طبیعی اتفاق افتاده، اما همیشه یک قربانی و یک ناظر دارد و میتوان به آن آیرونی ناخواسته یا ناآگاهانه هم گفت. در آیرونی موقعیت، اگر چه واقعیتی از پس ظاهری نمایان می شود، معنایی منتقل نمی گردد؛ واقعیت مکشوف یک وضع است نه یک حکم؛ و فقط ناظر آیرونیک است که می تواند بدان معنی بدهد. آیرونی موقعیت ضمن اینکه نکات صوری کمتری را مطرح می نماید، معمولاً

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید