• ويژگي­هاي دانشگاه

الف. ويژگي­هاي (متغير) ساختاري:

  • اندازۀ دپارتمان دانشگاه. اندازۀ دپارتمان دانشگاه، اثر مثبت قابل توجهي بر تعامل ميان صنعت و دانشگاه از نوع انتقال محقق (استخدام)، نظارت بر تزها و پايان­نامه­ها، و تحقيقات مشترک دارد.اين ويژگي، مي­تواند روي تعداد محققيني که مي­توانند در پروژه­هاي تحقيق و توسعه (R&D) مشارکت داشته باشند تأثير قابل توجهي گذارد. دپارتمان­هاي بزرگ، داراي مجموعۀ بزرگي از منابع قابل انتقال هستند (پرسنل، سرمايۀ فيزيکی و تجهيزات فني، دانش، و تجربه) که آنها را قادر مي­سازد تا با بخش صنعت تعامل داشته باشند و همزمان تمامي وظايف خود را در دانشگاه نيز به انجام برسانند (تدريس، چاپ مقالات و…).

ب. ويژگي­هاي تحقيقي:

  • مکتوبات بين­المللي. مکتوبات بين­المللي به ازاي هر استاد (تعداد مقالات و… چاپ شده در ژورنال­هاي بين­المللي)، تأثير قابل توجهي بر تعامل ميان صنعت و دانشگاه از نوع تحقيقات مشترک دارد.همکاري با دپارتمان­هايي که خروجي­هاي تحقيقات آنها باارزش و کيفيت هستند، مي­تواند ريسک تعامل را کاهش داده و هزينه­ها را تقليل دهد.
  • تجربۀ تحقيقات قراردادي با بخش صنعت. اين تجربيات، اثر مثبت زيادي بر تعامل دانشگاه با صنعت از نوع تحقيقات قراردادي و نظارت بر پايان­نامه­ها و تزها دارد.اگر دپارتماني، داراي تجربياتي باشد که به واسطۀ آنها انواع پروژه­هاي تحقيقاتي را با صنعت به انجام رساند، موانع سازماني و فردي، مي­توانند کم­اهميت باشند ولي دپارتمان­هايي که تجربۀ مرتبطي تا به حال نداشته­اند داراي موانع زيادي در تعامل با صنعت هستند.
  • تجربۀ تحقيقات قرادادي با بخش دولتي. اين تحقيقات، اثر قابل ملاحظه­اي بر تعامل دانشگاه با بخش خصوصي دارد؛ تعاملي از نوع تحقيقات مشترک.دپارتمان­هايي که پروژه­هاي قراردادي با بخش دولتي دارند، داراي تجربيات خوبي نيز در جذب منابع بيروني در محيط رقابتي هستند؛ يعني قادرند شايستگي­ها و دانش خود را در بازار عرضه کنند. به همين دليل است که تعداد پروژه­هاي قراردادي با بخش دولتي به ازاي هر محقق، اثر قابل توجه مثبتي بر تعامل دانشگاه با صنعت دارد.
  • حضور در عرصۀ عمومي. حضور در عرصۀ عمومي در شکل ارائۀ مطلب در رسانه­هاي همگاني، اثر معکوس قابل توجهي بر ميزان تعامل صنعت و دانشگاه دارد (از نوع نظارت بر پايان­نامه­ها و تزها، استخدام محققين، و تحقيقات مشترک). ظاهراً دپارتمان­هاي دانشگاهي و شرکت­ها در موقعيت­هايي به جز ارائۀ مطالب براي رسانه­هاي جمعي مثل راديو، تلويزيون يا مکتوبات تماس برقرار مي­کنند. توضيحي که احتمال صحت دارد مي­تواند اين باشد که محققين دانشگاه، در رسانه­هاي عمومي معمولاً در مورد مسائل کلي صحبت مي­کنند بر خلاف صحبتشان در صنعت که وارد مسائل خاص و جزئي و عميق مي­شوند. دليل ديگر مي­تواند اين باشد که محققيني که در اين رسانه­ها بيش از حدي که از آنها به عنوان يک محقق، انتظار مي­رود ظاهر مي­شوند کمتر مي­شود به آنها بعنوان يک شريک تجاري اعتماد کرد.
  • ميزان نظارت­ها بر پايان­نامه­ها و تزهاي دانشجويان دکترا و کارشناسي ارشد. ميزان نظارت بر پايان­نامه­ها و تزهاي دانشجويان دکترا و کارشناسي ارشد، اثر قابل توجهي بر ميزان تعامل ميان صنعت و دانشگاه از نوع نظارت بر پايان­نامه­ها و تزها (نظارت مشترک با صنعت) دارد.بدين معني که هرچه تعداد پايان­نامه­ها و تزهايي که هر محقق، راهنمايي و نظارت مي­کند بيشتر باشد حاکي از آموزش­محور بودن وي دارد و خواهان کمک گرفتن از بخش صنعت و متخصصين آن در اين زمينه است.

ج. حوزه­هاي تحقيقي دانشگاه

  • علوم فني. دپارتمان­هايي که حوزة تحقيقي آنها از نوع علوم فني مهندسي و تکنيکال است، بسيار راغب به تعامل با صنعت هستند. تعاملي از تمامي انواع ممکن (نظارت بر پايان­نامه­ها و تزها، استخدام محققين، تحقيقات مشترک، و تحقيقات قراردادي). اين دپارتمان­ها مخصوصاً در زمينه­هاي الکترونيک و ارتباطات، صنعت دارو، ماشين­هاي اداري و رايانه، و ماشين­آلات حمل و نقل هستند.
  • علوم طبيعي. اين حوزه، اثر معکوس بر تعامل از نوع تحقيقات مشترک دارشته و بر انواع ديگر تعامل اثری ندارد.
  • طب انساني. اين حوزه، هيچ تأثيري بر هيچکدام از انواع تعامل ندارد.
  • علوم انساني (ادبيات، تاريخ، هنر و فلسفه). اين حوزة تحقيقي، اثر قابل توجه منفي در تمامي انواع تعاملات دارد (اسکارتینگر و دیگران، 2001، ص. 265ـ260).