منابع تحقیق درمورد کنوانسیون ژنو

دانلود پایان نامه

دلیل منشاء پخش آثارتلویزیونی ، بررسی آن ها در قالب قلمرو حقوق مرتبط لازم به نظر می رسد.

بند اول ) اجرا ها
در مقام بیان قلمرو و ماهیت حقوق مرتبط اولین موضوع قابل بررسی اجرای اجراکنندگان می باشد ، زیرا اجراکنندگان به دلیل ویژگی های ملحوظ در اجرایشان نسبت به دو موضوع دیگر از حمایت بیشتری برخوردار خواهند شد. در کنوانسیون رم و دیگر معاهدات بین المللی در زمینه حقوق مرتبط و همچنین قوانین داخلی کشورها تعریفی از اجرا ارائه نشده و نهایتاً به اجراکنندگان و ذکر مصادیق تمثیلی از آن ها بسنده شده است. برای مثال در ماده 3 کنوانسیون رم اجراکنندگان عبارتند از : « بازیگران ، خوانندگان ، نوازندگان ، رقاصان و دیگر اشخاصی که بازی می کنند ، آواز می خوانند ، نطق می کنند ، استفاده می کنند یا به دیگر اشکال آثار ادبی و هنری را اجرا می کنند.» همچنین در ماده 9 همان کنوانسیون کشورهای عضو در قوانین داخلی خود می توانند ، اجرای آثار غیر ادبی و هنری همانند واریته و سیرک را نیز مورد حمایت قرار دهند. در معاهده سازمان جهانی مالکیت معنوی ( وایپو ) در مورد اجراها و آثار صوتی نیز بدون ارائه تعریفی از اجرا عین تعریف ماده 3 تکرار شده ، البته اجرای نمودهای فولکلور (آثار فرهنگ عامه) علاوه بر آثار ادبی و هنری به تعریف افزوده شده است.

بنابراین به طور ضمنی و از فحوای مقررات تنظیمی می توان گفت : اجرا همان فعالیت اجراکننده است که خود می تواند در اشکال مختلف عینیت یابد. بدین تعبیر اجرا مجموعه ای از صداها یا تصاویر یا تلفیقی از هر دوی آن ها است که با شخصیت خلاق اجراکننده ترکیب شده و مستحق حمایت مادی و معنوی است. « هنگامی که خواننده ای معروف غزلی از حافظ را در دستگاه شور می خواند ، آنچه از ترکیب تن ، صدا ، ذوق ، خلاقیت ، شعر و هارمونی حاصل می شود ؛ اجرایی است که در قالب خوانندگی نمود یافته است. » یا هنگامی که بازیگری نقش اصلی یک فیلم نامه یا نمایش نامه را بازی می کند ، در واقع با توجه به چهره ، صدا ، لحن و اندام خود یک اجرای خلاقانه انجام داده که در قالب بازیگری نمود یافته است. با این توضیحات به روشنی در می یابیم که اجراکننده باید در اجرای خود به گونه ای ابتکار و خلاقیت به خرج دهد که بتوان او را جدا از پدیدآورنده اثر اولیه و به عنوان دارنده حقوق مرتبط شناسایی نماییم. در نتیجه اجرا همان خوانندگی ، بازیگری ، نوازندگی و سایر فعالیت های قابل حمایت به موجب حقوق مرتبط در قالب اجرا است که به طور تمثیلی در قوانین نام برده می شوند. با وجود آنکه در قوانین فعلی ایران اجرای اجرا کنندگان صراحتاً مورد حمایت قرار نگرفته ، لیکن با توجه به تعریف عامی که قانونگذار در ماده 1 قانون حمایت حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان از اثر ارائه داده اســت: « آنچه از راه هنر و ابتکار پدید می آید.» می توان گفت اجراهایی که از راه هنر و ابتکار پدید می آیند ، مورد حمایت قانون قرار دارند. با این تفسیر اجرا در قوانین فعلی مالکیت فکری ایران به صورت پراکنده و آن هم به طور ضمنی در قالب حقوق مولف قابل حمایت می باشد. این در حالی است که در پیش نویس لایحه جدید اجراکنندگان صراحتاً جزء دارندگان حقوق مرتبط شناخته شده و در حالی که اجرا تعریف نشده ، اما اجراکنندگان عبارتند از : « خوانندگان ، نوازندگان ، هم خوانان ، هنرپیشه گان و سایر افرادی که آواز یا سرود می خوانند یا به ترتیب دیگری نمودهای فرهنگ عامه ، عملیات سیرک بازی و خیمه شب بازی و سایر آثار ادبی و هنری را اجرا می نمایند. اعم از اینکه آثار مزبور در حوزه حقوق عمومی قرار گرفته باشند یا نباشند… » در رابطه با آثار تلویزیونی به عنوان آثار سمعی و بصری که نمایش متوالی از تصاویر و صداها همرا آن است ، نمی توان نقش اجرا کنندگان را نادیده گرفت که خود از چند جنبه قابل بررسی می باشد. برای مثال گوینده در برنامه های خبری یا سیاسی و یا مجریان برنامه های فرهنگی و اجتماعی … به خاطر اجرای برنامه از نقش بسیار تعیین کننده ای برخوردار می باشند که غالباً به صورت استخدامی در سازمان صدا و سیما مشغول به کار می باشند. گروه دیگر از اجرا کنندگان یعنی بازیگران همان طوری که قبلاً بیان شد ، براساس نقشی که در فیلم بازی می کنند ، به سه دسته بازیگران اصلی ، فرعی ، سیاهی لشگر تقسیم می شوند. اگر چه در قانون جدید فرانسه بازیگران به صراحت شریک آثار سمعی و بصری تلقی شده اند ، اما در قانون مالکیت فکری فعلی ایران به دلیل عدم توجه به دست اندرکاران چنین آثاری این قضیه مسکوت مانده و در همان آغاز به دلیل جلوگیری از مشکلات آینده تمامی حقوق به تهیه کننده منتقل می شود. البته قوانین تنها برای بازیگران نقش اصلی قائل به حق هستند و این استثناء به صورت تبصره ذیل تعریف اجراکنندگان در پیش نویس لایحه آمده و براساس آن « هنرمندان نقش های فرعی کم اهمیت اثر صوتی و تصویری یا صوتی مشمول تعریف مذکور نمی گردند.» خوانندگان و هم خوانان نیز دسته دیگر از اجرا کنندگان در آثار موسیقایی می باشند ، که به نوعی ممکن است در تولید یک اثر تلویزیونی به آن ها دست یازید که براساس قوانین پیش گفته قابل حمایت می باشند. بنابراین نقش اجرا را به عنوان یک اثر تلویزیونی و از طرف دیگر اجرا کننداگان به عنوان دارندگان حقوق مرتبط بسیار پررنگ می باشد.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بند دوم ) آثار صوتی
آثار صوتی به دلیل تکنولوژی به کار رفته در ضبط آن ها بسیار زودتر از دو گروه دیگر ، توجه تدوین کنندگان قوانین حقوق مرتبط را به خود جلب کرده ، تا آن جایی که در معاهدات بین المللی اثر صوتی نیز تعریف شده در حالی که این رویه در رابطه با اجرای اجراکنندگان یا اثر رادیویی و تلویزیونی سازمان پخش تکرار نشده است. در این همین راستا و در ماده 3 کنوانسیون رم آمده است : « فونوگرام وسیله هر نوع ثبت شنیداری منحصر به صداهای اجرا یا دیگر صداها می باشد.» البته این تعریف کوتاه عیناً در کنوانسیون آثار صوتی ( کنوانسیون ژنو راجع به حمایت از تولید کنندگان آثار صوتی در مقابل تکثیر بدون اجازه آثار صوتی مورخ 1971 ) تکرار شده است. اما در معاهده وایپو تعریف کامل و جامعی از اثر صوتی ارائه شده و براساس آن « فونو گرام وسیله تثبیت صداهای اجرا یا دیگر صداها یا نمادهای اصوات به شکلی متفاوت از ثبت اصوات گنجانده شده در یک اثر سینمایی یا سایر آثار سمعی و بصری می باشد. » در نتیجه تولید کننده حقیقی یا حقوقی به هر شکلی که یک صدا را برای اولین بار ثبت و ضبط نماید ، براساس حقوق مرتبط قابل حمایت می باشد. در تمامی معاهدات بین المللی ، تنها تولیدکنندگان آثار صوتی به عنوان دارندگان حقوق مرتبط معرفی و تشریح شده اند ، در حالی که تولید کنندگان آثار تصویری از حمایت این معاهدات محروم می باشند. اما در قوانین مالکیت فکری فرانسه و آلمان از حقوق تولید کنندگان آثار تصویری به عنوان اولین کسانی که سکانسی تصویری را همراه به صدا یا بدون صدا ثبت می کنند نیز حمایت شده و این حمایت به دستورالعمل اروپایی مربوط به برخی جنبه های حق مولف و حقوق مجاور در سال 2001 نفوذ کرده و به موجب آن تولید کنندگان فیلم ها نیز حمایت شده اند. بنابراین می توان گفت : در حالی که تولید کنندگان آثار صوتی به ثبت صداها به هر شکلی می پردازند ، تولید کنندگان آثار تصویری به ثبت تصاویر همراه با صدا یا بدون صدا می پردازند که اثر خویش را در قالب اثر سمعی و بصری ارائه می دهند.
کشورها در دسته بندی آثار صوتی رویه های متفاوتی اتخاذ نموده اند ، برای نمونه در حالی که کشورهای مانند فرانسه و آلمان آثار صوتی را به پیروی از کنوانسیون رم در قالب حقوق مرتبط جای داده اند ، کشورهای با حقوق کامن لا مانند انگلستان آثار صوتی را در قالب حقوق مولف (کپی رایت) مطرح نموده اند و همانند سایر آثار با آن ها برخورد نموده اند. در این گذار قوانین فعلی ایران نیز به نظر می رسد همین رویه را اتخاذ نموده است. زیرا همان گونه که قبلاً بیان شد ، در حال حاضر حقوق مرتبط در ایران شناسایی نشده است. با این وجود آثار صوتی را می توان به طور ضمنی و براساس بندهای 2 و 3 ماده 2 قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان در معنای ضبط شعر ، ترانه ، سرود و تصنیف یا اثر سمعی به هر روش از یک طرف و به طور صریح براساس ماده 3 قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی به مفهوم اثری که بر روی صفحه یا نوار یا هر وسیله دیگر ضبط شده از طرف دیگر نهایتاً در قالب حقوق مولف قابل حمایت دانست. در پیش نویس لایحه جدید صراحتاً تولید کنندگان آثار صوتی و در نتیجه اثر صوتی در حقوق مرتبط مورد بحث قرار گرفته اند و بر این اساس « ابزار رسانه صوتی عبارت است از واسطی که بر روی آن صدا یا نمودهایش ثبت می شود. این اصطلاح شامل واسطی مانند فیلم که صدا در آن همراه با تصویر ثبت می شود ، نمی گردد.» این تعریف همان تعریف کنوانسیون وایپو را تکرار کرده است و در این صورت آثار تصویری (فیلم) در در پیش نویس لایحه جدید قابل حمایت نمی باشند.
اثر موسیقایی بارزترین نمونه آثار صوتی می باشد و در بیان رابطه بین این آثار و آثار صوتی می توان گفت : رابطه آن ها عموم و خصوص مطلق می باشد ، زیرا هر اثر موسیقایی یک اثر صوتی است ، اما الزاماً هر اثر صوتی یک اثر موسیقایی نبوده و ممکن است یک سخنرانی سیاسی یا آموزشی باشد. آثار صوتی تولید شده بدون شک بخش اعظمی از آثار تلویزیونی را تشکیل می دهد. به همین دلیل سازمان صدا و سیما اقدام به تاسیس واحد تابعه تولیدات آثار صوتی نموده ، هر چند این امر سازمان را بی نیاز از خریداری آثار تولید شده در استودیوهای خصوصی تولید آثار صوتی نخواهد کرد. چه آثار تولید شده از صداهای طبیعی موجود در طبیعت باشند و یا اجرای یک اثر موسیقایی باشند. چون برای ساخت یک اثر تلویزیونی اعم از فیلم یا حتی مجموعه مستند ، ممکن است از چنین آثاری استفاده شود. برای مثال برای ساخت یک فیلم که نمایانگر یک محیط طبیعی مانند جنگل می باشد ، نیازمند افکت هایی از صداهای حیوانات وحشی یا صدای آبشار … خواهیم بود ، در این صورت می بایست از آثار صوتی ضبط شده ایی که قبلاً توسط یک تولید کننده حقیقی یا حقوقی ضبط شده استفاده نمود. بنابراین در حال حاضر چه آثار صوتی که خود سازمان صدا و سیما اقدام به تولید آن می کند (تولید کننده حقوقی) و چه آثاری که خارج از این سازمان تولید می شوند (تولید کننده حقیقی یا حقوقی ) و توسط این سازمان خریداری و پخش می شوند ، نتیجتاً نیازمند حمایت و دارای حقوق قابل تامل می باشند.
بند سوم ) پخش آثار رادیویی و تلویزیونی
آخرین گروهی که حمایت از آن ها بواسطه تدوین کنوانسیون رم و در زمره حقوق مرتبط مطرح شده ، سازمان های پخش به دلیل پخش آثار رادیویی و تلویزیونی می باشند. اولین زمزمه ها در حمایت از پخش رادیویی در 1928 میلادی در برلین و در جریان اصلاح کنوانسیون برن ، به پیشنهاد کشور
فرانسه مطرح گردید ، همه این تلاش ها نهایتاً در کنوانسیون رم 1961 میلادی به نتیجه رسیده و حمایت از سازمان های پخش نه در قالب حقوق مولف ، بلکه در گروه حقوق مرتبط مورد توجه قرار گرفت.
الف) مفهوم پخش در قوانین مالکیت فکری – اگر چه در کنوانسیون رم سازمان پخش تعریف نشده است ، اما در ماده 3 همان کنوانسیون تنها به تعریف پخش اشاره شده که عبارت است : « ارسال بی سیم برای دریافت عمومی صدا یا تصویر و صداها » با توجه به تعریف به عمل آمده و انواع تکنولوژی های پخش که در فصل اول به آن اشاره شد ، می توان گفت : صرفاً ارسال بی سیم به عموم مردم ( پخش استاندارد یا رادیویی و تلویزیونی ) پخش محسوب می شود و سایر روش های انتقال در حال حاضر از شمول تعریف خارج می شونـد. زیرا در پخش کابلی از کابل برای پخش استفاده می شود ، در نتیجه به طور واضح چنین پخشی از حمایت کنوانسیون رم خارج می باشد. از طرف دیگر پخش ماهواره ای نیز به دلیل اینکه در آن سیگنال ها ابتدائاً به یک ماهواره ارسال و سپس به دست مردم می رسد ، از شمول تعریف پخش مقرر در کنوانسیون خارج می باشد. هر چند به مرور تفسیری مبنی بر پذیرش چنین پخشی براساس معاهده رم انجام شد ، اما هنوز توافق و اجماع کلی در این زمینه حاصل نشده است. پخش تله تکست نیز چون حاوی متن و تصویر است ، از شمول تعریف پخش خارج بوده و قابل حمایت نمی باشد. پخش اینترنتی هم اساساً از شمول تعریف خارج می گردد ، چون بنا به درخواست یک فرد فعال شده و از حوزه دریافت عمومی خارج می باشد. ماده 2 معاهده (وایپو) علی رغم اینکه هیچ تعریفی از سازمان پخش ارائه نداده، در تعریف جامع تری از پخش بیان می دارد : « پخش عبارت است از ارسال صداها یا تصاویر و صداها یا نمودهای وابسته به آن به صورت بی سیم به منظور دریافت توسط عموم مردم. این تعریف ارسال به وسیله ماهواره را نیز پخش محسوب و ارسال سیگنال های رمز دار در جایی که رمزگشایی توسط سازمان های پخش یا با رضایت آن ها در اختیار عموم قرار می گیرد ، را پخش محسوب نموده است.» در نتیجه این معاهده پخش را اعم از ارسال باسیم و یا بدون سیم می داند و نسبت به کنوانسیون رم مترقی تر است ، هر چند در مورد پخش اینترنتی و تله تکست همچنان ساکت است. در زمینه قوانین داخلی کشورها ؛ ماده 1-216 قانون مالکیت فکری فرانسه در قالب حقوق مرتبط ، در تعریف سازمان های پخش تحت عنوان کلی موسسات پخش صوتی و تصویری آورده : « موسساتی هستند که به خدمات اطلاع رسانی صوتی و تصویری در معنای قانون 3 سپتامبر 1986 راجع به آزادی اطلاع رسانی، فارغ از رژیم حاکم بر آن خدمات می پردازند. » جامعیت این اصطلاح از آن جهت می باشد که نه تنها سازمان های پخش رادیویی و تلویزیونی بلکه موسسات ارائه دهنده خدمات پخش صوتی و تصویری دارای مجوز خدمات عمومی ، خدمات مخابراتی معاملاتی و کانال های تلویزیونی پولی را شامل می شود. بالعکس در قانون مالکیت فکری انگلستان 1988 میلادی در قالب حقوق کپی رایت (حق مولف) و به تبعیت از کنوانسیون رم سازمان پخش تعریف نشده ، اما در ماده 6 و در تعریف پخش آمده است : « ارسال تلگرافی بدون سیم (به معنای ارسال الکترومغناطیسی جریان بر فراز هوا فارغ از ابزاری که در ساخت یا ویرایش آن ها به کار رفته ، به استثنای ارسال جریان مایکروویو میان نقاط ثابت زمینی ) تصاویر ، صداها یا دیگر اطلاعاتی که صلاحیت آن را دارند ، بوسیله عموم دریافت شوند یا آنکه صلاحیت آن را دارند که برای عموم ارسال شوند. » در نتیجه در حقوق انگلستان پخش نیز در کنار سایر آثار قابل حمایت و در قالب حقوق کپی رایت (حق مولف ) مورد حمایت قرار گرفته است.
در قانون حمایت حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان در رابطه با سازمان پخش یا حتی مفهوم پخش هیچ مقرره ای به صراحت پیش بینی نشده است ، اما نگاهی گذرا به این قانون موید آن است که سازمان پخش به طور ضمنی آن هم در قالب حقوق مولف در قوانین فعلی ایران قابل حمایت می باشد. چرا که اولاً مطابق بند 3 ماده 2 قانون مذکور از جمله آثار قابل حمایت ، اثر سمعی و بصری است که به منظور اجراء یا پخش از رادیو یا تلویزیون به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد. ثانیاً براساس بند 4 ماده 5 همان قانون از جمله حقوق مادی که پدیدآورنده می تواند به غیر واگذار نماید ، پخش از رادیو یا تلویزیون یا وسایل دیگر می باشد. ثالثاً مطابق بند 2 ماده 16 قانون مذکور «… هر گاه اثر متعلق به شخص حقوقی باشد یا حق استفاده از آن به شخص حقوقی واگذار شده باشد.» براساس این ماده شخص حقوقی می تواند خود پدیدآورنده یا اینکه دارنده حقوق باشد. رابعاً مطابق ماده 3 قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی « نسخه برداری یا ضبط یا تکثیر از برنامه های رادیو و تلویزیون یا هرگونه پخش

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید