و خبری از حمایت ادبی و هنری استثناء شده بودند ، از آثار تلویزیونی مانند فیلم های مستند و خبری و نمایش های زنده تلویزیونی حمایت به عمل آمد. آنچه ایجاد مشکل می کرد ، تعیین پدیدآورنده بود ، اگر چه پیش از جنگ جهانی دوم حق مولف به تهیه کننده تعلق داشت ، اما این عقیده تنها در صورتی مورد پذیرش بود که از طریق تنظیم قرارداد کار با کارگردان و دیگر عوامل حق مولف به تهیه کننده اعطاء می شد. حتی در پرونده «ماسکارد » که دادگاه استیناف حکم کرد ، تهیه کننده مولف اثر بوده و شخص حقوقی نیز می تواند مولف اثر باشد. اما دادگاه عالی این مفهوم را رد کرده و آثار سمعی و بصری را به عنوان اثر جمعی نپذیرفت و کارگردان فیلم ، مولف نمایشنامه ، مولف دیالوگ و آهنگساز فیلم را به عنوان مولفان مشترک فیلم مورد ملاحظه قرار داد. قانون مالکیت ادبی و هنری 1957 میلادی شامل راه حلی صریح در باب آثار سمعی و بصری بوده و آن را در دسته بندی های حقوق مولف جای داده و مولفان مشترک اثر سمعی و بصری را شامل : مولف نمایشنامه ، مولف دیالوگ ، آهنگساز موسیقی با کلام یا بدون کلام ، کارگردان ، مولف اقتباس ( با این توضیح که وقتی اثر سمعی و بصری از اثر پیشین اقتباس شود ، به آن به عنوان اثر جدید نگاه می شود. ) در نظر گرفت. البته افزودن مولف اقتباس به لیست مولفان مشترک نیز از ویژگی های خاص حقوق مالکیت فکری فرانسه حساب می آید. در قانون مذکور در رابطه با حق معنوی اثر سمعی و بصری نیز صحبت شده و اعمال آن را منوط به رعایت قیود و شرایطی دانسته من جمله آنکه ؛ این حق را تنها یک بار و پس از تکمیل اثر قابل اعمال دانسته و بیان نموده که پس از تکمیل فیلم هر یک از مولفان مشترک اثر سمعی و بصری می تواند ، نقض حق معنوی اثر را مورد پیگیری قرار دهد. در قانون مارالذکر انتقال مطلق حقوق مادی ممنوع بوده ، همچنین انتقال یک حق مادی به معنای انتقال سایر حقوق مادی نبوده و استفاده مادی از اثر منوط به اجازه خاص در همان زمینه می باشد.
در قانون 1985 میلادی توسعه تکنولوژی همچون پخش تلویزیونی کابلی و ماهواره ای و کپی خصوصی مورد توجه قرار گرفت و آثار سینمایی ؛ به عنوان آثاری متشکل از سکانس های تصویری متحرک همراه با صدا یا بدون صدا به صورتی کاملا مجزا از سایر آثار سمعی و بصری تعریف شده است و فرض انتقال حقوق به تهیه کننده برای حق انحصاری بهره برداری ، به شرط پرداخت دستمزد منصفانه و پرداخت مالیات از طرف تهیه کننده پذیرفته شده است. همچنین اولین قراردادهای حمایت از فیلم تدوین شد. به دارندگان حقوق مرتبط اعم از اجراکنندگان ، تولیدکنندگان فنوگرام و ویدئوگرام ، سازمان های پخش حقوق مادی و به اجراکنندگان علاوه بر حقوق مادی حقوق معنوی نیز تعلق گرفت. بنابراین می توان گفت : قانون جامع مالکیت فکری فرانسه مصوب1992 میلادی با تفکیک حقوق مولف و حقوق مرتبط در دو حوزه از آثار تلویزیونی حمایت کرده است. در حوزه حقوق مولف آثار تلویزیونی را به عنوان اثر سمعی و بصری و به شرط داشتن اصالت مورد حمایت قرار گرفته و در حوزه حقوق مرتبط آثار تلویزیونی را در قالب اجرا ، اثر صوتی و اثر تصویری بدون در نظر گرفتن اصالت مورد حمایت قرار می دهد.

ج) ایران- در زمینه پیشینه حمایت از حق مولف در ایران می توان نمونه های بسیاری در ادبیات و خصوصاً شعر فارسی یافت که استفاده بدون اجازه از اثر یا استفاده بدون ذکر نام پدید آورنده اثر را مورد نکوهش و تقبیح قرار داده اند. علی رغم این غنای فرهنگی ، قانونگذاری در این بخش از حقوق به کندی پیش رفته و همگام با توجهات جهانی به حق مولف نبوده است. با تدوین مواد 245 ، 246 ، 247 ، 248 از قانون جزا مصوب 1310 ( مبحث دسیسه و تقلب در کسب و تجارت ) که خود ترجمه مواد 425 الی429 قانون جزای فرانسه بود ، اولین گام نه در جهت شناسایی حق مولف بلکه در موضع دفع تجاوز از این حق صورت گرفت. تا جایی که برای چاپ اثر مولف یا مصنف بدون اجازه ؛ استفاده از آثار مولف و مصنف بدون ذکر مآخذ ؛ فروش یا وارد کردن اثر و چاپ اثر با نامی غیر از نام صاحب اثر پرداخت غرامت در نظر گرفته شد. دومین گام موثر در حمایت از حق مولف را می توان امضای عهد نامه های دو جانبه بین دولت ایران و دولت های آلمان ، ایتالیا ، اسپانیا در زمان حکومت رضاشاه مبتنی بر حمایت از حق مولف نسبت به اتباع کشور متعاهد دانست.

همه این تلاش ها مقدمه ای شد ، در جهت تدوین اولین قانون جامع در زمینه حق مولف که تحت عنوان « قانون حمایت حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان » و به تبعیت از نظام حقوقی فرانسه در سال 1348 شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید و به موجب آن مواد 245 الی 248 قانون جزا نیز نسخ شد. هر چند آئین نامه اجرایی این قانون در سال 1350 به تصویب رسید. در ادامه و در راستای تکمیل قانون مارالذکر و به جهت حمایت از آثار صوتی ، علی الخصوص ترجمه قانون دیگری با عنوان « قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی» در سال 1352 شمسی به تصویب رسید.
در رابطه با حمایت از آثار تلویزیونی در مقررات مالکیت فکری ایران ، ذکر پیشینه ایی کوتاه از فعالیت تلویزیون در ایران خالی از فایده نمی باشد. بر این اساس نخستین فرستنده تلویزیونی در ایران به صورت کاملاً خصوصی با مجوز مجلس شورای ملی ، تحت نظارت وزارت پست و تلگراف در 11 مهر1337 در تهران با پخش پنج ساعت برنامه به صورت زنده آغاز به کار کرد. بعد از آن دولت وقت ، با انعقاد قرارداد با فرانسوی ها اقدام به راه اندازی تلویزیون دولتی با دو شبکه در سال 1345 نمود. متعاقب آن به موجب قانون 1349 سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران با شخصیت حقوقی و استقلال مالی و زیر نظر وزارت اطلاعات تاسیس شد. نهایتاً در سال1350 سازمان رادیو و تلویزیون به صورت مجزا تاسیس شد که به صورت سهامی اداره شده و مدیر عامل آن نیز با فرمان شاه منصوب می شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بحث سازمان رادیو و تلویزیون یکی از مهم ترین مباحث مجلس خبرگان قانون اساسی بود تا جایی که در مقدمه قانون اساسی آمده « وسایل ارتباط جمعی (رادیو و تلویزیون) بایستی در جهت روند تکامل قانون اساسی و در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی قرار گیرند و در پس زمینه از برخورد سالم اندیشه های متفاوت بهره جویند و از اشاعه و ترویج خصلت های تخریبی و ضد اسلامی پرهیز کنند.» و نحوه اداره سازمان نیز به موجب اصل 175 قانون اساسی بدین شرح تعیین شد: «…این رسانه زیر نظر مشترک قوای سه گانه قضایی ، مقننه و مجریه اداره خواهد شد که ترتیب آن را قانون معین می کند.» اما در بازنگری قانون اساسی در سال 1368 اصل175 اصلاح شده و به موجب آن نصب و عزل رئیس سازمان صدا و سیما با مقام رهبری بوده و شورای نظارت مرکب از منتخب رئیس جمهور ، منتخب رئیس قوه ی قضائیه و منتخب رئیس مجلس شورای اسلامی (هر کدام دو نفر ) نظارت بر سازمان صدا و سیما و برنامه های آن را بر عهده خواهند داشت. از لحاظ اداری ، مالی و استخدامی نیز سازمان صدا و سیما تابع اساسنامه داخلی خود خواهد بود. باید یادآور شد که در حال حاضر فعالیت رادیو و تلویزیون در ایران کاملاً در انحصار حکومت قرار داشته و راه اندازی شبکه های خصوصی رادیو و تلویزیون به موجب اصل 44 قانون اساسی امکان پذیر نمی باشد. البته با تصویب قانون ممنوعیت استفاده از گیرنده های ماهواره ای مصوب 1372 انحصار فعالیت صدا و سیما بیشتر تقویت شده است.
بدیهی است آغاز به کار تلویزیون در ایران موجبات ساخت بسیاری از آثار را در قالب مستند ، سریال ، مجموعه داستانی و … فراهم آورده است. به همین دلیل در بند 3 ماده 2 قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان در مقام بیان اثر قابل حمایت آمده است : « اثر سمعی و بصری به منظور اجراء در صحنه های نمایش یا پرده سینما یا پخش از رادیو یا تلویزیون که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.» بدین ترتیب اثر تلویزیونی اثری سمعی و بصری است که از تلویزیون پخش شود. از طرف دیگر در ماده 5 قانون مذکور و در مقام بیان حقوق مادی اثر برای پدیدآورنده ، در بند اول به تهیه فیلم تلویزیونی از روی اثر و در بند چهارم به پخش اثر از تلویزیون اشاره شده است. نگاهی اجمالی به این مواد موید آن است که در این قانون اثر تلویزیونی هم به عنوان اثری مستقل و هم به عنوان اثری که از آثار قابل حمایت دیگر اقتباس شود و هم به عنوان اثری که در قالب برنامه تلویزیونی پخش شود ، اطلاق شده است. بنابراین با توجه به آنکه تلویزیون یازده سال قبل از تصویب این قانون در ایران شروع به فعالیت کرد ، حمایت از اثر تلویزیونی به صراحت در قانون صدرالذکر مطرح شد.
از سوی دیگر در ماده 3 قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی ، نسخه برداری یا ضبط یا تکثیر از برنامه های تلویزیونی بدون اجازه صاحبان حق یا تولید کنندگان ممنوع اعلام شده است. این ماده به نوعی حق سازمان های پخش را در رابطه با برنامه های تلویزیونی که خود تهیه کرده یا از مالکان خریداری نموده اند ، حفظ نموده و نیز به نوعی تلویحاً به سازمان پخش به عنوان یکی از دارندگان حقوق مرتبط اشاره کرده است. هر چند در هیچ یک از دو قانون فوق صراحتاً به دارندگان حقوق مرتبط اعم از اجراکنندگان ، تولید کنندگان آثار صوتی و سازمان های پخش اشاره نشده است.
در پیش نویس لایحه جدید با عنوان « قانون جامع حمایت از حقوق مالکیت ادبی و هنری و حقوق مرتبط » که در راستای تدوین یک قانون جامع و انطباق هر چه بیشتر با کنوانسیون های بین المللی در زمینه حمایت از حقوق مولف و حقوق مرتبط تدوین شده ، به نکات بیشتر و دقیق تری در باب اثر تلویزیونی اشاره شده است. در اولین قدم به جای آثار سمعی و بصری که واژه ای عربی است ، اثر دیداری و شنیداری به کار رفته و در تعریف اصطلاحی آن در بند 6 ماده 1 آمده است :« اثر دیداری– شنیداری عبارت است از اثری متشکل از مجموعه ای از تصاویر متوالی و مرتبط به گونه ای که مشاهده آن ها احساس متحرک بودن را
در ذهن به وجود آورد ، خواه با صوت همراه باشد یا نباشد. » در ماده 2 و در بیان آثار قابل حمایت اگر چه مستقیماً لفظ آثار تلویزیونی نیامده ، اما در بند 5 ماده مذکور به طور کلی به « هنر نمایشی از قبیل اثر دیداری و شنیداری …» پرداخته شده است. به طور کلی لایحه مذکور از لحاظ شیوه ی قانونگذاری و در بیان جزئیات مربوط به آثار دیداری و شنیداری مترقی می باشد : از جمله در بیان آثار دیداری و شنیداری غیر قابل حمایت ، حقوق مادی و معنوی آثار ، مدت حمایت ، پدیدآورندگان آثار و قراردادهای تولید آثار صوتی– تصویری و از طرف دیگر دارندگان حقوق مجاور و حقوق مادی و معنوی آن ها به طور مبسوط سخن به میان آورده است.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بند دوم ) اسناد و معاهدات بین المللی
الف) کنوانسیون برن – در آغاز دهه 1850 میلادی کشورهای اروپایی به ناکارآمدی قوانین ملی و معاهدات دو جانبه یا چند جانبه برای حمایت از آثار ادبی و هنری در خارج از قلمروهای سیاسی خویش پی برده و به فکر تدوین معاهده ای با هدف تضمین حمایت بین المللی و یکنواخت از آثار ادبی و هنری افتادند. به همین منظور پس از بحث های مقدماتی در این زمینه و برگزاری نشست های متعدد ؛ سند اولیه کنوانسیون برن برای حمایت از آثار ادبی و هنری در 9 سپتامبر 1886 میلادی را تصویب نمودند. هر چند کنوانسیون مذکور یک سال بعد ؛ یعنی در سال 1887 میلادی جنبه اجرایی یافت. البته سند اولیه کنوانسیون همگام با پیشرفت های فنی و در راستای حمایت های هر چه بیشتر از آثار ادبی و هنری بارها و به ترتیب در پاریس 1896 ، برلین 1908 ، برن 1914 ، بروکسل 1948 ، استکهلم 1967 ، پاریس 1971 میلادی مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفت. از ویژگی های کنوانسیون برن به عنوان اولین و قدیمی ترین معاهده در زمینه حمایت از حق مولف (کپی رایت) می توان به موارد زیر اشاره کرد :
اول آنکه بند نخست ماده 2 کنوانسیون در مقام بیان آثار قابل حمایت مقرر می دارد : « عبارت آثار ادبی و هنری تمامی آثار ادبی ، علمی و هنری ، هر آن چه که ممکن است تحت عنوان کتاب یا جزوه انتشار یابد ، نوشته ی مربوط به کنفرانس ها ، سخنرانی ها ، نمایشنامه ها ی موزیکال یا کمدی و تفریحی ، پانتومیم ، موسیقی با کلام یا بدون کلام ، فعالیت های سینمایی و کارهای مرتبط با آن ، نقاشی ، آثار عکاسی ، … را شامل می شود. » از این ماده دو نکته اساسی قابل فهم است : نخست آنکه شکل اثراست که موجب اعمال حق مولف می شود و صرف فکر و ایده قابل حمایت نمی باشد. دوم آنکه آثار مورد اشاره در این ماده جنبه احصائی نداشته و تمثیلی بوده ، بدین مفهوم می توان آثار جدید ناشی از پیشرفت های فنی و تکنولوژی جدید همچون آثار ادبی و هنری در فضای اینترنت و مجازی را نیز مورد حمایت قرار داد.
دوم آنکه مطابق بند نخست ماده 5 کنوانسیون به اصل رفتار ملی اشاره شده و به موجب این اصل در هر یک از کشورهای عضو کنوانسیون برن پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری سایر کشورهای عضو علاوه بر حقوق ملی کشور مبداء از حقوق ویژه ای نیز که کنوانسیون مقرر کرده بهره مند خواهند شد.
سوم آنکه مطابق بند دوم ماده 5 کنوانسیون اصل بر عدم رعایت تشریفات است. بنا بر این اصل حمایت از آثار ادبی و هنری نیازمند رعایت هیچ شرطی مانند ثبت یا تودیع اثر نمی باشد و در ادامه اثر مستقل از کشور مبدا باید در کشورهای عضو مورد حمایت قرار بگیرد ، هر چند این اصل در مواد بعدی با استثنائاتی خصوصاً در باب مدت حمایت مواجه شده است.
چهارم آنکه به موجب ماده 6 مکرر کنوانسیون برن نخستین سند بین المللی است که در کنار حقوق مادی اثر به حقوق معنوی هر چند در دو حوزه محدود به حق سرپرستی و حق احترام به اثر اشاره نموده است. با این وجود حقوق معنوی در صورتی حمایت خواهد شد که به شهرت و اعتبار پدیدآورنده لطمه ای وارد آمده باشد. در نتیجه کنوانسیون برن با در نظر گرفتن حمایت حداقلی در حمایت از آثار ادبی و هنری در سطح بین المللی و هم به لحاظ تعداد کشورهای عضو از اهمیت بسیاری در زمینه حق مولف (کپی رایت) برخوردار است.
سال 1908 میلادی همزمان با بازنگری کنوانسیون در برلین به پیشنهاد فرانسه حمایت از آثار سینمایی مطرح شد ، گرچه این پیشنهاد را سازندگان آثار سینمایی مطرح نکرده ، بلکه در آغاز نویسندگان نمایشنامه بواسطه استفاده از کل اثرشان در فیلم خواستار حق قانونی خویش شدند ، نهایتاً با بررسی های دقیق حمایت از آثار سینمایی و کارهای مرتبط با آن در زمینه مکان حمایت (بند اول ماده 4) ، زمان و مدت حمایت (بند دوم ماده 7) ، حقوق مادی (ماده 14، 14 و 11 مکرر) ، حقوق معنوی (ماده 15،6 مکرر) در کنوانسیون گنجانده شد. واضح است که به حمایت از آثار تلویزیونی در کنار آثار سینمایی اشاره نشده باشد ، به دلیل آنکه تلویزیون تا آن زمان هنوز اختراع نشده بوده که آثار پخش شده از آن بخواهد مورد حمایت قرار بگیرد. با این وجود شباهت هایی که در ساخت اثر سینمایی و تلویزیونی از حیث نحوه تهیه و تولید وجود دارد و نیز به دلیل تمثیلی بودن ماده 2 کنوانسیون برن در مقام بیان آثار قابل حمایت می توان ، تلویحاً آثار تلویزیونی را نیز قابل حمایت دانست. از طرف دیگر در بازنگری بعدی کنوانسیون در سال 1928 میلادی در رم ، به پیشنهاد فرانسه حمایت از سیستم پخش رادیویی مطرح شد. ناگفته نماند ، کشور انگلستان اولین کشوری است که حمایت از پخش رادیویی را در قالب قانون کپی رایت خود مقرر کرده است. در این زمان پخش بوسیله دستگاه رادیو (پخش صدا) رواج یافته بود ، اما پخش بوسیله دستگاه تلویزیون (پخش همزمان صدا و تصویر ) روزهای آغازین خود را طی می کرد. در نتیجه ابراز نگرانی از تضییع حقوق مولفان بواسطه پخش آثارشان از وسایل ارتباط جمعی ، حق مادی


دیدگاهتان را بنویسید