داشته و اگر اختلافی در پاره‌ای موارد به چشم می‌خورد از نحوه تاثیر جنبه‌های مختلف این عامل قوی است. بدین صورت که گروهی تضاد طبقاتی و عدم توزیع عادلانه ثروت و دسته‌ای فقر و درماندگی وتهیدستی و برخی تمایل به ثروتمند شدن و تجمل پرستی و همچنین گروهی، بیکاری و قرض و نیز عده‌ای نداشتن توانایی لازم را برای برآوردن احتیاجات زندگی و بعضی نیز ترس از کسر شدن اموال و یا آنچه را که دارند و بالاخره عده‌ای حرص و طمع و گروهی بحران‌های اقتصادی و تورم و رشد و توسعه صنعت و نوسانات قیمت‌ها و نیز دسته‌ای گرسنگی و قحطی را مبنای بزهکاری دانسته ومعتقدند که این عوامل در بروز جرایم مختلف بویژه جرایم مالی تاثیر غیرقابل انکاری دارد.
 1-10-4- تعریف طفل بزهکار
 طفل یا کودک: کودک از دیدگاه علوم مختلف از جمله روانشناسی، زیست شناسی، جامعه شناسی و حقوق مورد بررسی قرار گرفته است و هر یک از دانشمندان از دید خود کودک و کودکی را تبیین نموده اند. بطور کلی کودک در لغت عبارتست از هر پسر و دختری که به نضج و رشد نرسیده باشد. دوران کودکی از دوران بارداری شروع و تا بلوغ ادامه دارد.( نجفی ابرند آبادی، علی حسین و حمید هاشم بیگی ،1377، ص11) در اصطلاح حقوقی طفل یا صغیر به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد. از دیدگاه فقهی صغیر« کسی است که به سن بلوغ نرسیده باشد.»( جعفری لنگرودی، محمد جعفر، 1372،ص6-7)
کودک از نظر حقوقی بر دو نوع است:
1- کودک غیر ممیز و آن معمولاً تا سن هفت سالگی است؛ زیرا تا این سن کودک ناممیز است و تشخیص صلاح و فساد و خیر و شر را نمی دهد و خوب و بد را از هم باز نمی شناسد.( پور احمدی لاله، محمدرضا، مقاله اینترنتی)
2- کودک ممیز و آن کسی است که به طور اجمال از داد وستدها و خرید و فروش ها و معاملات سردر بیاورد؛ به نحوی که بتواند درک کند. فروختن مستلزم آن است که کالا از ملک فروشنده بیرون رفته و به ملک خریدار منتقل شود. وقتی کودک به سن هفت سالگی رسید در آستانه تشخیص و تمیز پاگذارده و هر چه بزرگ‌تر می شود رشد و درک او از حقایق و وقایع اطرافش بیشتر می گردد.( پور احمدی لاله، همان)
از دیدگاه جرم شناسی طفل یا نوجوان بزهکار فردی است که شخصیت وی در حال شکل گیری  بوده و در جریان اجتماعی شدن است. در حالی که شخصیت بزرگسال قبلاً شکل گرفته و چندان در خور تحول نیست. در کتب جرم شناسی بزهکار به مجرمانی اطلاق گردیده که کمتر از سن معینی هستند (بین 7 – 16سال) و مرتکب عملی گردیده اند که اگر فرد بزرگسالی نیز مرتکب همان عمل شده باشد مجرم شناخته می شود. همچنین مجرم جوان فردی است بین سنین 13 – 15 سال که مرتکب اعمال جدی خشونت بار شده و مانند یک بزرگسال تحت تعقیب قرار می گیرد. به عبارت دیگر کودک بزهکار فردی است که مجموعه قوانین کیفری را نقض کرده باشد. این قوانین ممکن است در مجموعه مقرراتی که برای بزرگسالان تدوین شده یادر مجموعه ای که برای صغار بزهکار تدوین شده است قرار گیرد.( کاشفی اسماعیل زاده، حسن، 1379 ،ص45)
اصولا بزهکاری عبارت است از جرائم کم اهمیت و چون اطفال معمولا مرتکب این نوع جرائم می شوند، در مورد اطفال استفاده از واژه بزهکاری بهتر از استفاده از واژه مجرمیت است .در برخی موارد نوجوانان بی آنکه هدف و نقشه مشخصی را دنبال کنند مرتکب بزه می شوند و گاه شرارت به منظور انتقام یا لذت بردن یا نشان دادن فکر طغیان آمیز صورت می گیرد. (محمدی اصل،عباس،(1385)، ص61) در گذشته جوانان بیشتر به رفتارهایی دست می زدند که با روح جوانی سازگار بود مثل شوخی های عملی یا دزدیهای کوچک و کم اهمیت . یعنی رفتارهایی که به گفته ماریز ویلانت، نوعی « بازی» محسوب می شود که در واقع نشانه ای از کشف و ابتکاری است که نوجوانان در میان گروه همسالان خود دارند و رفتارهای بزهکارانه ساده تنها برای اثبات توانایی و قدرت آنان است.(  ایبراهمسن، دیوید، (1371)،ص79)
با یک تعریف ساده میتوان گفت، طفل بزهکار فردی است که قبل از رسیدن به سن هیجده سالگی، مرتکب جرمی شود.
1-10-5- تاریخچه ی واکنش اجتماعی در مقابل اطفال و نوجوانان بزهکار:
اصلاح بزهکاری نوجوانان نخستین بار در انگلستان و در قرن نوزدهم ( سال 1815 میلادی ) مطرح شد. در آن دوران جرائم کودکان و نوجوانان افزایش یافته بود، از آن پس واژه ی بزهکاری اطفال در تمام کشورها متداول گردید. در آمریکا لایحه ی مربوط به تاسیس دادگاه اطفال در سال1891 در شیکاگو به مجلس قانونگذاری ایلینویز تقدیم شد. این لایحه درسال 1899 به تصویب رسید و به صورت قانون در آمد. همزمان با تصویب این قانون  دادگاه اطفال دنور تشکیل گردید و این اولین دادگاهی بود که رسماً شروع به کار کرد. فکر تاسیس دادگاه های اطفال به سرعت در تمام ایالت ها پیدا شد و امروز در تمام ایالات آمریکا دادگاه اطفال وجود دارد. همچنین در سال 1909 در شیکاگو سازمان بسیار مهم و ارزنده ای به نام موسسه ی پیسکوپاتیک جوانان تاسیس گردید که کار اصلی آن، تحقیق و بررسی در رفتار وسلوک نوجوانان و همکاری نزدیک با دادگاه اطفال شهرشیکاگو بود. در کشور ما تا قبل از تشکیل دادگاه های اطفال ( مصوب سال 1338) مرجع قضایی واحد و صلاحیت داری برای رسیدگی به بزهکاری اطفال پیش بینی نشده بود. با تصویب این قانون دادگاه ویژه اطفال تشکیل شد.
متاسفانه با تصویب قانون اصلاح برخی از مواد قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1361 و تشکیل دادگاه های کیفری 1 و 2 ، حسب رای وحدت رویه قضایی شماره 6 – 23 / 2 / 64 ، دادگاه ویژه اطفال
از نظام قضایی حذف و رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان بر حسب نوع و شدت جرم ارتکابی در صلاحیت دادگاه های کیفری 1 و 2 قرار گرفت. از نظر تاریخی بنظر می رسد که اقدامات مقابله ای با بزهکاری اطفال و نوجوانان و در عین حال ریشه یابی آن خیلی دیر انجام شده واین موضوع از جمله مسائلی است که نهایتاً به یک یا دو قرن پیش باز می گردد .
 1-10-6- قوانین مربوط به بزهکاران صغیر در حیطه بین الملل :
اسناد و قطعنامه های مختلفی از سوی سازمان ملل صادر شده است که بعضی از آن ها به مثابه قانون است و جنبه الزامی دارند و در مقابل برخی دیگر از این اسناد جنبه ارشادی داشته و فاقد جنبه الزام است .
در مورد اسناد الزام آور ناظر بر اطفال بزهکار باید گفت که تنها معاهده حقوق کودک، از این جنبه الزام آوری برخوردار است. این معاهده از طریق مراقبت های اساسی آموزشی و بهداشتی، رسیدگی به حقوق کودکان را آغاز کرده و در عین حال از کودکان و نوجوانان در مقابل بهره کشی و سو استفاده های مختلف من جمله بهره کشی در زمینه کاری حمایت می کند.

در مورد اسناد ارشادی ناظر بر اطفال بزهکار در زمینه عدالت کیفری اطفال می توان به مجموعه قواعد حداقل سازمان ملل متحد درباره مدیریت و اعمال عدالت کیفری اطفال و همچنین قواعد ملل متحد راجع به حمایت از اطفال محروم شده از آزادی اشاره کرد.
1-10-7- آمار و ارقام مربوط به بزهکاری اطفال و نوجوانان:

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در کوششی برای شناخت سبب شناسی بزهکاری، «روزنبیوم» (1989) دریافت که نوجوانانی که پیوند قومی با والدینشان دارند کمتر مستعد برای انجام بزهکاری هستند. فالانری و همکاران (1999) گزارش داده‌اند که نوجوانان بدون والدین به ویژه در زمان ساعات بعد از مدرسه استعداد بیشتری برای دست زدن به اقدامات بزهکارانه دارند. فیشرراستون و همکاران (1993) عنوان کرده‌اند که در جوانان خانواده‌های والدینی سالم (زوج والدینی) مشکلات مدرسه کمتری نسبت به کودکان خانواده‌های تک والدینی گزارش می‌شود.
طبق گزارشی که یکی از حقوقدانان به نام گادلی برای سومین کنگره جرم شناسی تهیه کرده بود، نشان می داد که هفتاد درصد از کودکان و نوجوانان بزهکار، خانواده گسسته و در هم ریخته داشتند و آمار مشابه در کشور ایران بر روی اطفال کانون اصلاح وتربیت شهر تهران (1348-1351) نشان داد که بین چهل تا پنجاه درصد این اطفال متعلق به خانواده های از هم گسیخته بوده اند. همچنین در پژوهشی علمی دیگری که در بند اصلاح و تربیت اردبیل به انجام رسیده، از لحاظ فراوانی بزهکاری نشان داده شده که بیشترین رقم بزهکاری را نوجوانان بین هیجده تا بیست سال مرتکب شده اند (8/53 درصد). از لحاظ سطح تحصیلات نیز نتایج بدست آمده حاکی از اینست که دقیقا یک رابطه معکوس بین فراوانی بزه و تحصیلات این افراد بزهکار وجود دارد. در واقع هر چه سطح تحصیلات آن ها افزایش یافته، درمقابل فراوانی ارتکاب جرم در آن ها کاهش یافته است. در مورد رابطه تعداد خانوار افراد بزهکار در مقابل فراوانی بزه نیز باید گفت که در کل نوجوانان بزهکار با خانواده پر جمعیت، بیشتر از نوجوانان بزهکار با خانواده کم جمعیت مرتکب اعمال ضد اجتماعی می شوند. از اطلاعاتی که این پژوهش بدست آمده، به خوبی نمایان است که خانواده بزهکاران دچار نوعی اختلال و اشکال به صور مختلفی همچون ازدواج مجدد، اعتیاد و … می باشند.
1-10-8- کودکی و نوجوانی از دیدگاه جرم شناسی
از دیدگاه جرم شناسی طفل یا نوجوان بزهکار فردی است که شخصیت وی در حال شکل گیری بوده و در جریان اجتماعی شدن است. در حالی که شخصیت بزرگسال قبلاً شکل گرفته و چندان در خور تحول نیست. از این دیدگاه سه گروه از کودکان ناسازگار مطرح می شوند: کودکان بزهکار، کودکان منحرف، کودکان در معرض خطر در کتب جرم شناسی به مجرمانی اطلاق گردیده که کمتر از سن معینی هستند و مرتکب عملی گردیده اند که اگر فرد بزرگسالی نیز مرتکب همان عمل شده باشد مجرم شناخته می شود.
همچنین مجرم جوان فردی است که بین 13 تا 15 سال که مرتکب اعمال جدی و خشونت بار شده و مانند یک بزرگسال تحت تعقیب قرار می گیرند. به عبارت دیگر کودک بزهکار فردی است که مجموعه قوانین کیفری را نقض کرده باشد . این قوانین ممکن است در مجموعه مقرراتی که برای بزرگسالان تدوین شده یا در مجموعه که برای صغار تدوین شده است قرار گیرد. اما بزهکار در برخی موارد به فردی نسبت داده می شود که صرفاً مرتکب جرم نشده بلکه بطور کلی فردی سرکشی و ضد اجتماع است و مرتکب اعمالی می گردد که اگر بزرگسال مرتکب شود مجرم شناخته نمی شود . مثل فرار از خانه و مدرسه، تخریب اموال، سرکشی و تمرد. بسیاری از نوجوانان ضد اجتماع هنگامی که به سن 20 سالگی و بیشتر می رسند دیگر مرتکب بزه نمی شوند و زندگی سالم و طبیعی را ادامه می دهند(معظمی (دکتر شهلا)، 1389،ص 54).
در قانون حمایت از اطفال ترکیه نیز در این رابطه گاهی لفظ بزهکار و گاهی لفظ مجرم نوجوان مطرح شده است. مجرم نوجوان را فردی می دانند که قبل از رسیدن به 18 سالگی مرتکب جرم شده است. به عبارت دیگر به جای لفظ کودک بزهکار، لفظ مجرم به کار می رود و در اصل نوعی نگاه ملاطفت آمیز نسبت به کودک بزهکار وجود دارد که بیشتر جنبه ی پیشگیری و اصلاح و درمان این کودکان مدنظر بوده است تا جنبه ی مجازات و سرکوب آنان.
1-10-9- بزهکاری اطفال و نوجوانان
بزهکاری از واژه ی لاتین Delinquency در معنای خطا کردن گرفته شده است همچنین بزهکار
صفت مرکب و فاعلی واژه ی بزه است در لغت نامه ی دهخدا در تعریف این واژه آمده است که عبارت از
گناه ، خطا است و بزهکار عبارت است از مأثوم، عاصی، بزه مند، گناهکار در این فرایند بزهکاری اطفال و نوجوانان همچون جرائم بزرگسالان متأثر از عوامل اجتماعی، جغرافیایی و صنعتی در هر جامعه است. بویژه اینکه در مراحل رشد و نمو جسمی و فکری بیشتر از افراد بالغ از محیط اطراف و تحولات آن تأثیر پذیرفته اند و هنجارهای آنها تغییر می کند ( محمود، منصور،1351، ص 67).
بزهکاری پدیده اجتماعی جهانی است که معمولاً برای جرائم اطفال و نوجوانان زیر 18 سال به کار می رود. گرچه جوامع گوناگون بر حسب وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود با انواع متفاوتی از آن روبرو هستند. در همه جوامع انسانی اصطلاح بزهکاری اطفال و نوجوانان در مورد کسانی به کار می رود که اعمال خلاف قانون یا موازین مذهبی آن جامعه را انجام می دهند با توجه به این که احکام در جامعه های گوناگون متفاوت است ، فرد متخلف در یک جامعه، ممکن است در جامعه دیگر از تخلف مبری باشد. بدیهی است اگر کودکی مرتکب چنین خطاها و اشتباهاتی شود به دلیل آنکه معیارها، ارزشها و رفتارهای اجتماعی این اعمال را مقبول و شایسته نمی داند قابل اغماض و بخشیدن است ولی وظیفه ی والدین، مربیان و مراقبان نزدیک کودک است که با مشاهده ی چنین رفتارهایی که دال بر ناسازگاری ، انحراف و کجروی است هوشیار باشند و اشتباهاتش را به او گوشزد کنند.
1-10-9-1- بزهکاری کودکان در ترکیه :
بزه
کاری کودکان از قلمروهایی است که سیاست جنایی ناگزیر به تعریف و تبیین اصول خاص تأثیرات خود در این باره شده است و به دلیل قرار گرفتن کودکان در سنین رشد و تأثیرات بزرگ آن در زندگی از سایر گروههای بزه باید بطور ویژه بررسی گردد. بزهکاری کودکان دسته بندی جرائمی که توسط کودک انجام می گیرد و یا مجبور می گردد انجام دهد یا علل انجام جرم یکی از بخشهای اصلی حقوق ترکیه بشمار می آید در بسیاری از موارد این رفتار ضد اجتماعی کودکان با عنوان جرایم نوجوانی شناخته می شود (cocuk sucu). در معرفی دیگری، بزهکاری کودکان به جرم هایی اطلاق می گردد که توسط افرادی که به سن قانونی نرسیده اند انجام گرفته یا قانون را نقض نموده می باشد در قانون جزای ترکیه کودکان بزهکار به فردی گفته می شود که به سن 18 سال نرسیده و قانون را نقض کرده است . علل سوق کودکان به بزه بسیار می باشد. بطور عمومی علل سوق به جرم ، خانواده ، مدرسه، اجتماع و خصوصیات فردی و شخصیتی می باشد. به نظر اکثر حقوقدانان ترکیه عللی که کودک را به طرف ارتکاب جرم سوق می دهد عبارتند ازخانواده، تعداد فرزندان ، مشکلات اقتصادی، سیستم آموزش، فاکتورهای ژنتیکی، هوش، کوچ از روستا به شهر، بی خانمانی، بیماریهای روحی و جسمی، اعتیاد و وابستگی به الکل نقش مهمی دارند.
همچنین بزهکاری اطفال و نوجوانان در میان جرائم عمومی ، دارای اهمیت ویژه ای می باشد. اشخاصی که از لحاظ روحی، جسمی، فکری به رشد کافی نرسیده اند و نقش وظیفه خویش را در جامعه نشناخته و قبول نکرده اند در حال حاضر بزهکاری اطفال که در مرحله بلوغ هستند که موضوع جرم توسط اطفال یکی از مسائل مهمی در جامعه باشد که نیازمند دقت بیشتری می باشد. در زمان بلوغ، سرعتی که این امر طی می کند یک نوع عدم تعادل را به وجود می آورد که اگر این عدم تعادل بدون علم و تجربه باشد، هماهنگ شدن جوان را با جامعه و وضعیت جامعه را با مشکل مواجه خواهد ساخت.
جرم در مفهوم عمومی به معنای رفتارهای «ممنوع شده» یا «قابل مجازات» است. از لحاظ حقوقی نیز فعلی که وابسته به مجازات و یا تدابیر امنیتی و پیشگیرانه را گویند.

جرم در همه ی جوامع به عنوان یک پدیده در نظر گرفته می شود و اینکه چه اقداماتی جرم محسوب شود و این که جامعه با اشخاص مجرم چه رفتاری را اتخاذ کند که از لحاظ تاریخ جوامع، راه حلهای متفاوتی در پیش گرفته شده است. در جوامع ابتدایی، شخصی که مرتکب جرم می شد از جامعه خویش رانده می شد اما در حال حاضر با توجه به ارزش نهادن به حقوق بشر و بر این اساس است که با توجه به روشهای مختلف فرد دوباره به جامعه باز می گردد.
اقدامات مختلفی که انجام داده می شد، متخصصان امر در تلاش هستند که مفهوم واقعی در جرم این اقدامات مشخص سازند و در اکثر موارد، تعریف واحدی وجود ندارد در میان تعاریف مختلف روانشناسی و جرم شناسی و… فقط قانون مجازات ترکیه تعریفی که ارائه داده مورد نظر قرار می گیرد به طوری که مفهوم مذکور آن قدر ساده نمی باشد و نیازمند توجه و تفکر زیادی و تفسیر زیاد می باشد. از نظر قانون مجازات ترکیه جرم عبارت است از این که شخص، قوانینی که دولت


دیدگاهتان را بنویسید