مدل ها و نظریه های هوش

در این بخش به مرور گذرا دو مدل هوش چندگانه هاوارد گاردنر و مدل هوش سه گانه دانا زوهار و یان مارشال خواهیم پرداخت.

2-3-2-1) نظریه هوش چندگانه هوارد گاردنر:

به عقيده گاردنر هوش توانش رواني- زيستي به منظور پردازش اطلاعات است كه مي‌تواند در يك محيط فرهنگي جهت حل مسأله يا خلق محصولاتي كه در يك فرهنگ ارزشمند است فعال شود‌(گاردنر،2011).

وي عنوان مي‌كند هر فرد داراي ويژگي‌هاي زير است:

مجموعه‌اي از مهارت‌هايي كه فرد را قادر مي‌كند تا وقتي در زندگي با مشكلات واقعي مواجه مي‌شود آن‌ها را حل كند، توانايي ايجاد محصول مؤثر يا ارائه يك فرضتي كه در فرهنگي ارزشمند باشد و توانايي درك يا ايجاد ضرورت علمي جديد.

به عقيده گاردنر انسان داراي چند هوش متمايز از هم است نه يك هوش خاص. هر پيشرفت چشمگير فرد مستلزم تركيبي از اين چند نوع هوش است. برخي فرهنگ‌ها براي بعضي از اين مقوله‌هاي هوشي اهميت و ارزش بيشتري قايل هستند(گاردنر، 2011). انواع هوش از نظر گاردنر به شرح ذیل است:

هوش کلامی: توانایی تفکر کلامی و استفاده از زبان برای بیان منظورها
هوش منطقی – ریاضی: توانایی انجام عملیات ریاضی
هوش فضایی: توانایی تفکر سه بعدی
هوش بدنی – جنبشی: توانایی دستکاری اشیا و تبحر جسمی
هوش موسیقیایی: حساس بودن نسبت به زیر و بم آهنگ، ریتم و تن صدا
هوش بین فردی: توانایی درک دیگران و تعامل موثر با آنها
هوش درون فردی: توانایی فهم خود
هوش طبیعی: مشاهده الگوهای طبیعت و فهم نظام های طبیعی و مصنوعی ساخت انسان
هوش وجودی: ظرفیت مطرح کردن سوالات وجودی

 

2-3-2-2) نظریه هوش سه گانه دانا زوهار و یان مارشال

این هوش ها با هوش جسمانی (PQ) یعنی توانایی کنترل ماهرانه بدن و استفاده از اشیا آغاز می شوند و بر اساس سیستم های عصبی مغز مشخص می گردند.

زوهار و مارشال هوش سه نوع هوش را در انسان شناسایی کردند و معتقدند هوش های دیگر زیرمجموعه های این سه هوش هستند.

هوش عقلانی (IQ): این هوش مربوط به مهارت های منطقی و زبانشناسی ماست که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها به عنوان ملاک موفقیت آموزشی محسوب می شود و مناسب حل مساله ریاضی و منطقی است.

هوش عاطفی یا هیجانی (EQ): به افراد کمک می کند عواطف خود و دیگران را مدیریت کنند. این هوش در موفقیت حرفه ای و شخصی فرد بسیار موثر است و آنها را در برقراری ارتباط یاری می دهد و تا حدی از قابلیت پیشگویی نیز برخوردار است.

هوش معنوی (SQ): این هوش برخلاف هوش عقلانی که کامپیوترها هم از آن بهره مندند و نیز هوش عاطفی که در برخی از پستانداران رده بالا دیده می شود، خاص انسان است. زوهار و مارشال هوش معنوی را یک بعد جدید از هوش انسانی معرفی کردند و به نظر آنها هوشنهایی است و برای حل مسائل مفهومی و ارزشی استفاده می شود. هوش معنوی زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها اعتقاد و باور داریم. سوال های جدی در مورد اینکه از کجا آمده ایم، به کجا می رویم و هدف اصلی زندگی چیست، از نمودهای هوش معنوی است.

 

  • رابطه بین سه نوع هوش (سیندی ویگلورث)

هوش معنوی برای کارکرد اثربخش هوش عقلانی و هوش عاطفی ضرورت دارد. در واقع هوش عقلانی دروازه ورود فرد برای کسب موفقیت در رشته تحصیلی مورد علاقه اش است، اما آنچه او را در زمره بهترین ها در شغل و حرفه او قرار می دهد، هوش عاطفی است.  بهره مندی از حداقل هوش عاطفی آغاز راه سفر به سوی معنویت، خودآگاهی و هوش معنوی است که خود موجب تقویت هوش عاطفی می شود. از طرف دیگر هوش عاطفی نیز می تواند در رشد و ارتقای هوش معنوی موثر باشد. دو هوش عاطفی و هوش معنوی تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند. رشد و توسعه هر یک باعث پرورش و توسعه دیگری می شود.