فعاليت بدني به عنوان حرکت بدن که نيازمند مصرف انرژي بالاتر از نيازهاي فيزيولوژيکي طبيعي تعريف شده است و اندازه­گيري آن از طريق يادداشت فعاليت روزانه و تعداد کلاس­هاي ورزشي و جمع­آوري داده­ها با گام شمارها، شتاب سنج و از طريق پرسش­نامه (71) انجام مي­شود (33). فعاليت بدني در دوران کودکي ممکن است براي سلامت مغز مهم باشد. با توجه به روند اجتماعي اخير، بررسي رابطه بين سبک زندگي غيرفعال و شناخت مغزي کودکان مدرسه­اي از اهميت بسياري برخودار است. درک بهتر از پيامدهاي اين روند ممکن است به بررسي روابط بين فعاليت بدني، آمادگي هوازي، شناخت، موفقيت تحصيلي، ساختار و فرآيندهاي مغز کمک کند (33). سطح پايين فعاليت بدني با کاهش در پيشرفت تحصيلي مرتبط است (33). مربيان براي بهبود پيشرفت تحصيلي دانش­آموزان خود و همچنين کاهش هزينه­هاي آموزشي تحت فشار زيادي هستند. اين فشارها با باورهاي عموم مرتبط است که تربيت بدني نسبت به موضوعات رسمي علمي از ارزش آموزشي کمتري برخودار است که در طول روز در مدرسه به کاهش يا از بين بردن فرصت­ها براي فعاليت­هاي بدني منجر شده است (33).

داشتن فعاليت بدني مناسب يکي از ساده­ترين راه­هاي دستيابي به حفظ وزن مطلوب مي­باشد؛ زيرا، حدود يک سوم انرژي مصرفي روزانه صرف فعاليت­هاي بدني مي­شود که اين مقدار در افراد بسيار فعال به دو سوم تا چهار سوم مي­رسد، به رغم اهميت اين مسئله، افزايش کم تحرکي طي دهه­هاي اخير از دوران کودکي تا بزرگسالي به دليل سپري کردن اوقات فراغت با تماشاي تلويزيون، کامپيوتر، عدم مشارکت در بازي­هاي خارج از منزل، رفت و آمد با وسايل نقليه و نداشتن پياده روي در طول روز است. کاهش فعاليت بدني مي­تواند خطر چاقي را در ميان کودکان و نوجوانان گسترش دهد و زمينه­اي در جهت ابتلا به بيماري­هاي مزمن در بزرگسالي ايجاد کند (72). رفتار بي­تحرک در دوران کودکي خطر ابتلا به فشار خون بالا، کلسترول بالا، ديابت نوع 2 و بيماري عروق کرونري قلب در سراسر طول عمر افزايش مي­دهد (33). افزايش کلسترول سرم نيز يک عامل خطر براي بيماري عروق کرونر است و هنگامي که با چاقي در ارتباط باشد، خطر افزايش مي­يابد (37). سبک زندگي بي­تحرک در دوران کودکي نه تنها سلامت جسمي را تحت تاثير قرار مي­دهد، بلکه هوشياري و سلامت مغز را نيز تحت تاثير قرار مي­دهد. سطح پايين فعاليت بدني و آمادگي هوازي با کاهش در پيشرفت تحصيلي، توانايي­هاي شناختي، ساختار مغز و عملکرد مغز مرتبط است (33).

ورزش نيز نوعي فعاليت بدني تکراري، برنامه­ريزي شده و سازمان­دهي شده تعريف شده است. استعداد بدني يک ويژگي فردي است که شامل توان هوازي، قدرت و انعطاف­پذيري است. بررسي اين پارامترها مي­تواند به شناسايي کودکان و نوجوانان در معرض خطر چاقي کمک کند. سطح فعاليت بدني کودکان چاق کم است، به طور کلي توانايي ورزش کمي دارند و نمي­توانند بايستند. کودکان و نوجوانان که بي­تحرک هستند تمايل دارند چاق شوند، چاقي نيز به خودي خود مي­تواند آن­ها را کم تحرک­تر کند (37). بنا به عقيده محققين، ورزش منظم باعث افزايش طول مدت و بهبود کيفيت خواب مي­شود. همچنين خواب کافي باعث ترشح هورمون رشد در ابتدايي شب شده و باعث افزايش ليپوليز وابسته به هورمون رشد و نهايتا کاهش چربي مي­شود (73). ورزش از دو طريق موجب افزايش ميزان سوخت در زمان ورزش و افزايش میزان مصرف انرژي زمان استراحت بعد از خاتمه ورزش مي­شود (27). براي مثال ورزش با شدت متوسط به مدت 10 دقيقه، مي­تواند مصرف انرژي بدن را در حالت استراحت 5 تا 15 درصد به مدت 24 تا 48 ساعت افزايش دهد. بنابراين يکي از مهم­ترين فوايد ورزش و فعاليت جسماني بالا رفتن ميزان مصرف انرژي در زمان استراحت است (74). از آنجايي که با ورزش مي­توان درصد چربي بدن و BMI را کاهش داد، انجام فعاليت­هاي ورزشي براي نوجوانان داراي اضافه وزن و چاق مورد توجه است (15). همچنين فعاليت کم باعث کاهش مصرف انرژي می­شود و کاهش فعاليت بدنی عضلات اسکلتي هم باعث کاهش اکسيداسيون چربي در بافت­ها مي­شود. در عين حال فعاليت ورزشي با عادات و الگوي غذايي مناسب­تري نيز مرتبط است؛ به طوري­که نوجواناني که در فعاليت­هاي ورزش منظم شرکت دارند، بيشتر از نوجوانان کم­تحرک ميوه و سبزيجات مصرف مي­کنند (73). فعاليت بدني، حتي زماني که غيرارادي است براي ترکيب بدن، افزايش جرم استخواني و جلوگيري از پوکي استخوان و چاقي مهم است (37). بدون در نظر گرفتن مداخلات رژيم غذايي، ورزش و فعاليت مثلا تمرين هوازي، تمرينات قدرتي بر ترکيب بدن و فاکتورهاي خطر سلامتي در کودکان چاق در تاثير مي­گذارد. فعاليت بدني منجر به تغييرات مفيد اصلي در درصد چربي، چربي احشايي و شکمي، گلوکز ناشتا و تري گليسريد و فعاليت پاراسمپاتيک قلبي مي­شود؛ اما، هنوز به درستي تاثير فعاليت بدني در شدت­هاي بالا و پايين بر ترکيب بدن کودکان مشخص نيست (75)؛ اما، با توجه به موارد فوق و فوايد ورزش، در سال­هاي اخير نشان داده شده که ميزان فعاليت بدني در کودکان و نوجوانان ناکافي است؛ هر چند ميزان شرکت دختران در فعاليت­هاي ورزشي در سال­هاي اخير رو به افزايش بوده است؛ اما، به طور معنی­داري کم­تر از پسران است (7).