مؤثر نظارتی است، چرا که در حد وسیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد و هیئت دولت را مداوم به دفع از اقدامات خود وا می دارد.
روش کاملا سازمان یافته سؤالات شفاهی، هیئت دولت را مجبور به توضیح درخصوص اقدامات خود می نماید و از سوی دیگر وی را در جریان افکار عمومی و خواست‌های مردمی قرار می دهد که به زبان نمایندگان آنها جاری می‌شود. به علاوه، سؤالات شفاهی، به ویژه سؤالات نخست وزیر که جنبه عمومی دارند، برای مجلس به ویژه برای گروه اقلیت آن، امان به چالش کشیدن سیاست های دولت را فراهم می‌کند.
۲) استیضاح
نخست وزیر .و اعضای دولت باید از رأی اعتماد مجلس عوام برخوردار باشند و به همین دلیل کسانی در این مناصب جای می گیرند که از رهبران حزب اکثریت در مجلس مذکور باشند. به علاوه، مجلس می تواند از طریق طرح سانسور که تقدیم آن همیشه ممکن است، دولت را سرنگون کند.
در واقع از سویی کابینه به اکثریت مجلس عوام که از حزب متبوع وی می‌باشد پشت‌گرم است و از سوی دیگر، امکان انحلال مجلس که در اختیار وی است، نمایندگان را در استفاده از حق خود جهت استیضاح دولت محتاط تر عمل می کند.
با این حال نباید در خصوص کمرنگ شدن این اختیار مجلس اغراق نمود. همان گونه که نمونه های فوق الذکر مؤید آن است، امکان سرنگونی کابینه از طریق استیضاح کاملا منتفی نیست، به ویژه اگر بحرانی در درون حزب اکثریت به وجود آید. نخست وزیر و وزرا نه تنها در برابر پارلمان، بلکه در برابر حزب متبوع خود نیز مسئول هستند. در صورتی که عدم کفایت آنها روشن شود، یا با ناکامی مواجه و یا یک رسوایی درگیر شوند، خود اکثریت مجلس به تنهایی و یا با پیوستن به مخالفین، او را و یا آنها را وادار به استعفا می کند. در صورت انشعاب در حزب اکثریت نیز فرض مذکور محتمل است.
ب- مجلس لردها (اعیان)
مجلس لردها مشهورترین مجالس اشرافی و قدیمی ترین آنها است. این مجلس بدون تردید یادگاری از دوران گذشته است، ولی هنوز هم در صحنه سیاسی انگلستان حضور دارد. در ابتدا مجلس لردها از اختیارات وسیعی برخوردار بود. ولی با گذر زمان از اختیارات آن کاسته شد و در موضع برابر با مجلس عوام قرار گرفت و با تقویت روز به روز رژیم دموکراتیک، امروزه تقریبا به یک نهاد تشریفاتی مبدل گشته است. مجلس اعیان علاوه بر داشتن قوه قضایی دارای قوه قانونگذاری نیز می باشد ، ولی فعلا تا درجه بسیار زیادی از قوه مجلس اعیان کاسته شده است . از اینرو مجلس اعیان جز انتقاد و اصلاح قوانینی که دولت پیشنهاد می کند و تصویب آن وظیفه دیگری ندارد . ( انگلیسی ها در انگلستان . حافظ عفیفی . ترجمه احمد فرامرزی . چاپخانه خوشه . ۱۳۳۷ . ص ۱۸۱)
۱.اختیارات
همان گونه که اشاره شد، اختیارات مجلس اعیان روز به روز کاهش یافته، علیرغم بحث های فراوان در خصوص ضرورت وجودی آن، همچنان به حیات خود ادامه داده است.اهم اختیارات آنها به شرح زیر است.
الف)امتیازات تشریفاتی
از این لحاظ مجلس اعیان اغلب امتیازات خود را حفظ کرده و می‌توان گفت نقش اول را دارد. در محل برگزاری جلسات این مجلس مراسم تایید انتخاب سخنگو (رئیس مجلس عوام) برگزار می شود، سخنرانی سلطنتی انجام می پذیرد، تشریفات رضایت مقام سلطنت به قوانین مصوب پارلمان جریان می یابد و…
ب)اختیارات قضایی
مجلس لردها دادگاه عالی بریتانیای کبیر، مرجع نهایی حل و فصل اختلافات و موجد رویّه قضایی است. از رأی دادگاههای استیناف، می توان به کمیته استینافی مجلس لردها شکایت کرد.رویه نقض با ارجاع در حقوق انگلیس ناشناخته است. مجلس اعیان به شکایاتی که به آن ارجاع شده است رسیدگی ماهوی می‌کند(داوید،۳۶۵:۱۳۶۴).
ج) اختیارات سیاسی
مجلس لردها هرگز امکان طرح مسئولیت سیاسی هیئت دولت را نداشته است. نقش مجلس مزبور در این حوزه به اظهار نظر ساده محدود می شودو درنتیجه هیچ اقتداری بر روی کابینه ندارد.
د) به لحاظ نظری پارلمان انگلستان دو مجلسی است و برای تصویب قوانین، موافقت هر دو مجلس لازم است. لردها در تدوین قوانین شرکت دارند و تا حدودی معمول است که لوایح قانونی ابتدا به مجلس لردها تسلیم شوند. آنان همچنین در مورد لوایحی که قبلا در مجلس عوام تصویب شده اند، رأی خود را ابراز می‌دارند. کیفیت مذاکرات در مجلس لردها اغلب قابل اعتنا است و در روند قانونگذاری از پیشنهادات مطروحه در آنجا استفاده می گردد.
در سال ۱۹۰۹ و پیرو مخالفت مجلس لردها با قانون بودجه و مخصوصا با تأمین اجتماعی پیش‌بینی شده در آن، مجلس عوام طرحی را به تصویب رسانید که اختیارات مجلس لردها را محدود می کرد.
میزان و چگونگی این محدودیت در مسائل مالی و غیر مالی یکسان نیست: در خصوص لوایح مالی، مجلس لردها حق مخالفت و یا پیشنهاد تغییر را ندارند. با این حال تمام قوانین مالی به مجلس مذکور تسلیم می شوند. اگر با انقضای مدت سی روز از تاریخ تسلیم، مجلس لردها آنها را تأیید نکند و یا با آنها مخالفت کند، پادشاه بدون توجه به این سکوت یا مخالفت، قانون را توشیح می کند. صلاحیت اظهارنظر در خصوص اینکه کدام قوانین مالی هستند با سخنگوی مجلس عوام است.
اما سایر قوانین ممکن است به دلیل عدم موافقت مجلس لردها، دوازده ماه به تأخیربیفتد. به عبارت دیگر در مورد این نوع قوانین، مجلس لردها از حق وِتوی تعلیقی برخوردار است.
بند دو: مقام سلطنت
پادشاه انگلستان امروزه جلوه‌ای بسیار کمرنگ از پیشینیان خود در قرن‌های گذشته است. بدون تردید، سلطنت قدیمی ترین نهاد سیاسی بریتانیا است و امروزه، همانند سایر سلطنت‌های اروپایی، عامل مهم اثبات و استمرار در حیات سیاسی این کشور محسوب می‌شود. پادشاه انگلستان رئیس کشور مزبور و رئیس کشورهای استرالیا، زلاندنو و کانادا می باشد و فرماندار کل کشورهای مذکور را تعیین می‌کند. اما وی در امر حکومت دخالت ندارد.
آمیختگی حاکمیت واقعی پارلمان، و از طریق آن کابینه، به نمایندگی از طرف مردم، یعنی دارندگان اصلی حاکمیت، با حاکمیت تشریفاتی سلطنت، شمایی از محتوای نو را در قالبی کهنه نشان می دهد. پادشاه یا ملکه با پارلمان قوه مقننه را تشکیل می دهد، ملکه یا پادشاه با نخست وزیر و کابینه قوه مجریه را شکل می‌دهد و پادشاه یا ملکه در قوه قضائیه انگلستان نقش مهمی دارد… حضور سلطنت در سه قوه به این معنی توجیه می شود که مقام برتری به عنوان بی طرف از برخورد قوا و تداخل آنها ممانعت به عمل می آورد و در حقیقت، نقش پادشاه یا ملکه در رژیم سلطنتی- مشروطه انگلستان همان نقش نهاد برتر در سایر کشورها می باشد (عمید زنجانی،۱۱۱:۱۳۸۴).
۱.امتیازات پادشاه در رابطه با قوای سه گانه
همان گونه که قبلا اشاره شد، پادشاه از نطر حقوقی در هر سه قوه حاکم حضور دارد، اما امروزه این حضور کاملا تشریفاتی شده است.
الف) نقش پادشاه در قوه مقننه
پادشاه در آغاز یکی از ارکان قوه مقننه بوده است. در حال حاضر هرچند که از اختیارات متعددی در رابطه با این قوه برخوردار است، اما اغلب آنها غیر مؤثر و عمدتا تشریفاتی هستند؛ اهمّ آنها عبارتند از:
– صدور فرمان انعقاد و اختتام اجلاسیه های پارلمان و دعوت از آن برای تشکیل جلسات فوق العاده؛
– سخنرانی در مراسم افتتاحیه پارلمان (این سخنرانی برنامه تقنینی پارلمان را تشکیل می دهد)؛
– حق ابتکار و پیشنهاد قانون؛
– انتصاب اعضای مجلس لردان؛
– توشیح قوانین مصوب پارلمان؛
– انحلال مجلس عوام.
ب) نقش پادشاه در قوه مجریه
اختیارات پادشاه در این حوزه به صدور فرمان نصب و عزل وزیر محدود شده است.
– انتصاب نخست وزیر: صدور فرمان نخست وزیری با پادشاه است ولی در انتخاب وی اکثریت نمایندگان مجلس عوام عضو یکی از دو حزب، وضع انتخاب را مشخص می‌کند (مدنی،۱۳۳:۱۳۷۹). هرچند در شرایط عادی، توقع آن است که او نخست‌وزیر را از بین اشخاص برجسته حزب متبوع اکثریت نمایندگان مجلس عوام انتخاب کند، اما رویّه روشنی برای عرف وجود دارد که پادشاه را ملزم به دعوت کردن از رهبر حزب غالب به منظور تشکیل دولت می کند (بارنت،۱۵۰:۱۳۸۲).
– ساقط نمودن کابینه: کابینه با عزل نخست وزیر سقوط می کند و فرمان عزل وی توسط پادشاه صادر می شود. اما این فرمان با اراده و اقتدار شخص شاه نیست (مدنی،۱۳۳:۱۳۷۹).
ج) نقش پادشاه در قوه قضائیه
قاضی القضاه (رئیس قوه قضائیه) انگلستان که در عین حال رئیس مجلس لردها نیز می باشد و همچنین سایر لردهای قاضی که کمیته قضایی مجلس مذکور، یعنی عالی ترین مرجع قضایی کشور را تشکیل می دهند، با صلاحدید نخست وزیر توسط پادشاه انگلستان منصوب می شوند. همچنین حق عفو مجرمین به پادشاه تعلق دارد (هریسی نژاد،۶۳:۱۳۸۷).
بند سه: نخست وزیر و کابینه
ظهور و تکامل کابینه در انگلستان، نظیر سایر نهادهای حکومتی و سیاسی این کشور، ناشی از یک تصمیم خاص در تاریخ معین نبوده و حاصل یک تحول تدریجی است. ارگان مذکور، که امروزه به قدرتمند ترین بخش دستگاه حکومتی بریتانیا تبدیل شده است، محصول توسعه نظام پارلمانی است.
این نهاد سیاسی با کسب استقلال عمل در برابر پادشاه، به اعمال اختیارات خود بدون دخالت وی پرداخت و نهایتا به یک تیم مسئول در برابر پارلمان تبدیل شد.
گفتنی است که کابینه به طور سنتی تمام وزیران را د ربر نمی گیرد و در واقع مرکزیت سازمان دولتی است. به این ترتیب می توان گفت که قوه مجریه در انگلستان ساختار هرمی دارد. در رأس هرم، نخست وزیر قرار می گیرد و بعد از آن به ترتیب کابینه و سایر اعضای هیئت دولت قرار دارند (طباطبایی مؤتمنی،۱۳۸۰: ۲۱۷- ۲۱۶).
الف- نخست وزیر
مطابق قاعده نا نوشته ای، نخست وزیر الزاما رهبر حزبی است که در مجلس عوام از اکثریت برخودار است. بعد از انتخابات عمومی مجلس مذکور، شاه یا ملکه نخست وزیر را منصوب می کند، ولی او در این خصوص حق انتخاب ندارد. ابتدا پادشاه ملزم بود که نخست وزیر را از حزبی که دارای اکثریت در پارلمان است برگزیند.
از دیدگاه نظری، همان گونه که از نامش پیداست، نخست وزیر فقط وزیر اول است و در آغاز نیز غیر از این نبوده است. اما در عمل او رئیس واقعی حکومت بوده، و از مقام و موقعیت برجسته ای برخوردار می باشد. از جمله عواملی که دست به دست هم داده و نخست وزیر را به یک شخصیت مقتدر و متنفّذ تبدیل می کنند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
او برگزیده حوزه انتخابیه خود و نماینده مردم است؛ رهبر حزب اکثریت در مجلس عوام است به نوعی که می توان گفت انتخابات با تکیه بر نام وی انجام یافته و حزب اکثریت به اعتباری پیروزی خود را مدیون اوست؛ بر وزیران ریاست مستقیم دارد و پارلمان تحت کنترل وی م یباشد (بوشهری،۲۹۰:۱۳۷۶).
نخست وزیر عملا از اختیارات وسیعی برخوردار است به طوری که برخی از مؤلفان از توصیف وی به عنوان “پادشاه منتخب”

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید