آن کس از زنانی را که پاکیزه و مورد پسند شما باشد (و مناسب با عدالت باشد) دو یا سه یا چهار به ازدواج خود درآورید و اگر بترسید از آنکه نتوانید به عدالت به آنها رفتار کنید پس یک زن اختیار کنید یا به کنیزی که دارید اکتفا کنید که به عدالت نزدیک‌تر است. اما آیه‌ی دوم در رابطه با تعدد زوجات، آیه‌ی 129 (همان سوره‌ی نساء) است که می‌فرماید:
«وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ…»
شما هرگز قادر نیستید بین زنها به عدالت رفتار کنید هرچند (بر عدالت) حریص باشید، پس به یک طرف یکسره تمایل نورزید تا آن (زن دیگر) را سرگشته (بلاتکلیف) رها کنید. روایات متعددی نیز در مورد جواز تعدد زوجات آمده‌است که به ذکر چند مورد از آن بسنده می کنیم.
روایت اول: منصور بن حازم از امام صادق علیه‌السّلام نقل می‌کند که حضرت فرمود: «لایحلّ لِمَاءِ الرَّجُلِ انَّ یَجری فی اکثر مِنْ اربعه أَرْحَامٍ مِنَ الْحَرَائِرِ24»: حلال نیست آب مرد در رحم بیش از چهار زن جاری شود.
روایت دوم: امام رضا علیه‌السّلام در جواب محمّد بن سنان می‌فرماید: «علت این که مرد می‌تواند با چهار زن ازدواج کند و بر زن حرام است که بیش از یک شوهر داشته‌باشد، این است که اگر مرد چهار زن داشته‌باشد فرزندی که از هر‌کدام از زنان متولد شود به مرد نسبت داده‌می‌شود و فرزند اوست اما اگر زن دو شوهر یا بیشتر داشته‌باشد معلوم نمی‌شود که فرزند از کدام مرد است و به این ترتیب باعث فساد در نسبت وارث و معارف می‌شود».25
روایت سّوم: عیاشی از امام صادق علیه‌السّلام نقل می‌کند که حضرت می‌فرمایند: «مِنْ کل شیءٍ اسراف الاَّ فی النِّسَاءِ وَ قَالَ اللَّهُ: فانکحوا مَا طَابَ لَکم فی النِّسَاءِ مثنی وَ ثُلُثُ وَ رُباعَ»؛ در هر چیزی اسراف است مگر در زنان، زیرا خداوند حد آنها را مشخص کرده می‌فرماید: «از زنان هرچه می خواهید دو یا سه یا چهار بگیرید».26
مبحث دوم: ضرورت و پیامدهای تعدد زوجات
از جمله عواملی که در ضرورت تعدد زوجات نقش دارد، فزونی تعداد زنان بر مردان است که باعث روی آوردن جوامع به تعدد زوجات شده‌است. از مهمترین دلایل افزایش جمعیت زنان نسبت به مردان این است که در اکثر حوادث و اتفاقات ناگواری که روزانه در اکثر نقاط جهان رخ می‌دهد، بیشتر قربانیان را مردان تشکیل می‌دهند نه زنان. برخی دانشمندان در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده‌اند که عکس تصور عام که زن را موجودی ضعیف و بی دفاع می‌پندارند مقاومت این جنس ظریف در برابر بیماری ها و امراض، بیشتر از جنس مرد است27 و زنان به دلیل مقاومت در برابر بیماری ها و رویارویی کمتر با خطرات، بیشتر از مردان عمر می‌کنند. از جمله موارد دیگری که در تعدد زوجات نقش دارد، نازایی زنان است. اگر زن عقیم و نازا باشد، در این شرایط سه راه‌حل وجود دارد:
اول این که مرد با این زن عقیم به زندگی زناشویی ادامه دهد و تا آخر عمر بدون فرزند و مقطوع النسل شود که این راه ظلم به مرد است. راه حل دوم این است که زن عقیم خود را طلاق دهد و با زنی که توانایی فرزند‌زایی دارد ازدواج کند و به خواسته‌ی فطری و غریزه‌اش (داشتن فرزند) برسد که این راه‌حل هم ظلم به همسر اول است چون ممکن است این زن تا پایان عمر از ازدواج مجدد محروم شود. راه حل سوم این است که با تعدد زوجات هم مرد به خواسته خود که داشتن فرزند است برسد و هم زن از ادامه زندگی زناشویی باز نماند و با اجازه و رضایت وی، به مرد امکان ازدواج با زن دیگری داده شود.28
بیماری مسری زن را می‌توان از جمله موارد تعدد زوجات نام برد. اگر زن بیماری مسری و مزمن داشته‌باشد، به طوری که ارتباط زناشویی بین او و همسرش قطع شود و مرد قادر به ارضای نیاز جنسی خویش نباشد، در این مورد هم راه‌حلی که کم ضررتر است، تعدد زوجات می‌باشد.
اگر شرایط شغلی مرد به گونه‌ای باشد که اجباراً دائماً باید در سفر باشد و بنا به دلایل مختلف قادر نیست همسر و فرزندانش را به طور مداوم با خود به مسافرت کاری ببرد، ازدواج وی با زن دیگری که این امکان را فراهم نماید هم به سود مرد و هم به سود خانواده اول است29، هرچند این موارد همیشگی و برای همه‌ی افراد پیش نمی‌آید اما نمی‌توان آنها را انکار کرد. اما از طرفی، مخالفین تعدد زوجات معتقدند که تعدد زوجات آثار سوئی در جامعه دارد و باعث جریحه‌دار شدن احساسات و عواطف زنان می‌شود در نتیجه از کارها و وظایف خود نسبت به همسر و فرزندان فاصله گرفته، احتمال روی آوردن به زنا و خیانت هم در مورد آنها وجود دارد.
جوابی که به این اشکال می‌توان داد این است که چون اسلام پایه‌های زندگی فردی و اجتماعی بشر را بر عقل و منطق استوار می‌داند و به‌ دنبال آن است که احساسات و عاطفه را با هدایت عقل رهبری کند تا دچار افراط و تفریط نگشته و مصالح عمومی فرد و جامعه در سایه‌ی همان احساس و عاطفه تأمین گردد، پس جواز تعدد زوجات به معنی نادیده گرفتن احساسات و عواطف زنان نیست، چون صفات روحی و عواطف و احساسات درونی از نظر کمی و کیفی نیز نیازمند تربیت و هدایت عقل و دین است. از این رو است که بسیاری از تربیت‌های غربی‌ها مورد نقد و انتقادات شرقی‌ها است30 و در تربیت غرب هر مردی تنها یک زن رسمی و قانونی دارد اما در کنار او با هر کسی که دوست دارد می‌تواند رابطه‌ی نامشروع داشته‌باشد. در مورد زن غربی هم این مسأله صادق است
و چیزی که باعث تعجب و شگفتی می‌باشد این است که چنین زنانی از این همه فساد و فحشائی که از شوهران خود می‌بینند، متأسف نشده و دل و عواطفشان جریحه‌دار نمی‌شود؟!
در اثر ترویج این‌گونه روابط در غرب که از نظر شرقی‌ها مطرود است، دل های آنان به زشتی خو گرفته و عواطف و احساساتشان نسبت به آن متمایل گشته و از مخالفت با آن جریحه‌دار می‌شوند. این که گفته می‌شود تعدد زوجات باعث دلسردی زن به زندگی و تربیت فرزندانشان می‌شود و ممکن است به زنا و روابط نامشروع با مردان دیگر دچار شود باید بگوئیم که تجربه خلاف آن را اثبات کرده‌است. حکم تعدد زوجات وقتی تشریع شد هیچ‌کدام از این اتفاقات نیفتاد و این نشان می‌دهد که طبیعت زن مخالف تعدد زوجات نیست و اگر ناراحتی‌ای وجود دارد ناشی از لوازم و عوارضی است که همسر اول یا دوم پیش می‌آورد. چون همسر اول وقتی تنها همسر شوهرش باشد دوست ندارد غیر او زنی دیگر به خانه‌اش وارد شود، چون می‌ترسد قلب همسرش به وی متمایل شده یا او بر روی تفوّق و ریاست پیدا کند و بین فرزندان او و فرزندان زن دیگر ناسازگاری و تنش ایجاد شود و این قبیل ترس‌هاست که موجب عدم رضایت و تألم روحی زن اول می‌شود نه غریزه جنسی. مضافاً این که در اسلام یکی از شروط جواز انتخاب همسر دیگر توانایی جنسی مرد است؛ یعنی مرد زمانی مجاز به انتخاب همسر مجدد است که از نظر جنسی بتواند همسر اول خود را راضی کند. ارضاء همسر اول یا دوم در واقع برای جلوگیری از کشیده شدن زن به گناه مذکور است.مخالفین تعدد زوجات هم‌چنین بیان می‌دارند که مسأله تعدد زوجات در گذشته از سوی جامعه قابل پذیرش بود. از نظر «دکتر شریعتی»31، تلقی از تعدد زوجات درگذشته که به عنوان نوعی مراسم اجتماعی بوده با الان متفاوت است. در گذشته عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی وحتی اخلاقی، قوی‌تر از عامل عشق و حتی هوس بوده است. بنابراین ممکن است حکمی برای زمان یا مکانی صادر شده‌باشد اما این دلیل بر تداوم آن در همه‌ی زمان‌ها و مکان‌ها نیست.
در روایتی محمّد‌بن‌مسلم از امام محمّد‌باقر علیه‌السّلام نقل می‌کند که حضرت می‌فرمایند: «پیامبر(ص) نگهداری گوشتی که سه روز از ذبح آن گذشته بود را نهی فرمود» در حالی که امروزه (نگهداری بیش از سه روز) اشکالی ندارد. در روایت دیگر، محمّدبن مسلم و زراره از امام محمّدباقر علیه‌السّلام در مورد خوردن گوشت الاغ اهلی سؤال کردند. حضرت در پاسخ فرمودند: «پیامبر در روز خیبر از خوردن آن نهی فرمود و نهی مختص آن زمان بود چرا که در آن زمان مردم بر آن سوار می‌شدند و تنها چیزهایی حرام هستند که در قرآن خداوند حرمت آنان را اعلام کرده‌است»32. آن چه از این روایات دریافت می‌شود، نقش زمان و مکان در بعضی از احکام است. پس شاید بتوان گفت اجازه‌ی تعدد زوجات در مقطعی به دلیل شرایط ویژه (مثل جنگ و کشتار و فزونی جمعیت زنان نسبت به مردان) صحیح باشد اما کلیت ندارد. جواب اینکه قیاس مسأله تعدد زوجات با این‌گونه روایات صحیح نیست زیرا تعدد زوجات در قرآن آمده و حکم حکومتی و یا مصلحت اندیشی حاکم اسلامی به دلیل شرایط ویژه زمان و مکان نبوده است.
از جمله دلایل دیگری که مخالفین تعدد زوجات به آن استناد می‌کنند این است که با تشریح حکم تعدد زوجات شهوت‌رانی در جامعه به اوج می‌رسد و اسلام با چنین تشریحی مهر تأیید به شهوت‌رانی‌ها و بوالهوسی‌ها می‌زند. ولی به‌نظر می‌رسد این اشکال از روی بی‌توجهی در روش تربیت اسلامی و اهداف این شریعت می‌باشد، زیرا شعار اسلام مبارزه با زیاده‌خواهی و افراط در غرایز انسانی و کنترل آنها در جهت فضیلت و سعادت بشریت است تا مرد با استفاده کنترل شده از غرایز، بویژه غریزه جنسی، راه انحراف را نپیماید و در زنان نیز عفت و حیا که نعمت خدادادی به زنان است محفوظ بماند و برخلاف آن چه شایع شده که شهوت زن بیش از مرد است، شهوت زن خیلی کمتر از مرد می‌باشد. شهوت مردان به طور متوسط معادل بیش از یک زن بلکه دو و سه زن است. یک زن چه بسا به مقدار ثلث دوران مصاحبتش با مرد، از قبیل ایام عادت زنانگی، ایام حمل و وضع و شیرخوارگی و غیره از عمل جنسی معذور باشد، از سوی دیگر یکی از اهداف اسلام افزایش نسل پاک و مسلمان است.
مخالفین تعدد زوجات را مخالف قانون طبیعت می‌دانند، چون قانون طبیعت برای هر مرد یک زن را تجویز می‌کند و اگر ما خلاف آن را تجویز کنیم، مخالف وضع طبیعت رفتار کرده‌ایم. استدلال مزبور از چند جهت قابل نقد است.
اوّلاً: خاصیت تولید نسل و بارور کردن در مردان طولانی تر از زنان است زیرا اغلب زنان در 50 سالگی یائسه می‌شوند و دیگر توانایی فرزند زایی ندارند در حالی که مردان سالها بعد از 50 سالگی قادر به تولید نسل هستند لذا می‌بینیم که طبیعت و خلقت به مردان اجازه داده تا از ازدواج با یک زن فراتر روند و این معقول نیست که طبیعت نیروی تولید را به مردان بدهد و در عین حال آنان را از تولید منع کند. علاوه بر این حوادثی مثل جنگ، نزاع و جنایات مردان را بیشتر از زنان تهدید می‌کند33.
ثانیاً: استدلال به اینکه طبیعت نوع بشر شمار مردان را مساوی با شمار زنان قرار داده‌است، صرف نظر از خدشه‌هایی که دارد، زمانی استدلال صحیحی است که تمامی مردان حداقل بیش از یک زن اختیار کنند در حالی که چنین نیست، چون طبیعت چنین موقعیتی را در اختیار همه قرار‌نداده، طبعاً بیش از یک زن داشتن جز برای بعضی از مردان فراهم نمی‌شود. اسلام نیز همه دستوراتش مطابق فطرت و طبیعت است. اسلام چهار ز
ن داشتن را بر همه مردان واجب نکرده بلکه برای کسانی که توانایی دارند جایز دانسته، آن هم در صورتی که بتوانند بین دو زن یا بیشتر به عدالت رفتار کنند34.
ثالثاً: این ایراد در صورتی درست بوده و بر حکم تعدد زوجات وارد است که حکم تعدد زوجات اصلاح نشده و با قیودی که محذورهای توهم شده را اصلاح کند مقید و تعدیل نشود. ولی اسلام همین کار را کرده و بر مردانی که می‌خواهند زنان متعدد داشته‌باشند شرط کرده که در معاشرت با آنان رعایت عدالت را بکنند و بستر زناشویی را بین آنها به مساوی تقسیم کنند. رعایت عدالت در نفقه و معاشرت با آنان جز برای بعضی از مردان فراهم نیست. علاوه بر این در این میان راه‌های دینی و شرعی دیگری هست که با بکار بستن آن، زن می‌تواند شوهر خود را ملزم سازد که زن دیگری نگیرد و تنها به او اکتفا کند35.
اسلام تنها حق پیشنهاد را به مردان داده‌است آن هم با وجود شرایط سنگینی که ذکر شد، بدون آن که از طرف زن اجبار به پذیرش باشد و اگر زنی بخواهد غرایز جنسی و دیگر غرایز خود را از راه مشروع و صحیح برآورده

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید