موضوع سیاسی شدن و ملی شدن فوتبال از دیگر ویژگیهای ورزش مدرن فوتبال که صرفا محدود به ایران وبا کشورهای جهان سوم نمی شود پیش از جنگ جهانی دوم مسابقات فوتبال ،المان،فرانسه ،انگلستان،بدلیل سابقه تاریخیی اختلافات به وژه جنگ جهانی اول دایما با نشرهای سیاسی در سطح ملی همراه بود .،این تنش ها ،پس از جنگ،به مسابقات فوتبال کشیده میشوند.ورویاروی کشورهای شرق و غرب در میادین فوتبال ،به ویژه در فضای موسوم برده و همیشه چنبه سیاسی داشت.

مسابقات ایران و امریکا در جام جهانی 1998، در نمونه های ازاین فوتبال سیاسی بوده است بنابر این می توان گفت از زاویه نیز نگریست ،شواهد تجربی نشان داده است که فوتبال ایران ازعرب منطقه ،خلیج همیشه فارس مثل عراق ،عربستان ،بحرین ،همراه با حرف و حدیث است و ذهنیت تاریخی نسل امروزی که (جوانان )ما نسبت به کشورهای عرب همسایه جنگ نا مسالانه ایران ، و عراق، جدای بحرین از ایران 30 سال پیش، همه باد آور ذهنیتهای منفی به این نیم هاست لذا این بازیها جنبه،حیثیتی سیاسی دارند که امروزه ملی سر دیگر طبقات است و تجربیات نشان داده است که شکست تیم ملی از ایرلند، سوریه، آلمان، به سبب درگیری و خشونت نشده است ولی هر بار تیمهای ملی با داخلی (استقلال ـ پرسپولیس) در مشاهده با تیم های غربی مذکور شکست خوردتد به نوحی روح ملی آزرده شده و شرایط را برای خشونت فراهم کرده است.

بازی انتقامی ـ سیاسی همواره به مسایل اهمیتی همراه بوده، بویژه اگر که با شکست روبرو باشند بنابر این در تبین سیسی خشونت فوتبال از نگاه جامعه شناسی فوتبال از چشم انداز حامعه شناسی فرهنگ.

آنچه که حایز اهمیت است اینکه جوامع برای انسجام اجتماعی خود، عوامل وحدت سازه اسطوره های ملی هستند و از دوره های مختلف تاریخ، متفاوت و متنوع بوده و در دوره های رشد تاریخی جوامع نیز، با همدیگر تفاوتهای بسیاری دارند امروزه جامعه شناسان فوتبال، به عنوان یکی از استوره های جامعه طبعیت میکند (اکبری خرم، 1386).

ریبل جامعه شناس امریکای با اشاره به نفس وسایل ارتباطات جمعی در امریکا در بروز خشونت وفوتبال، تبدیل فوتبال به عنوان یک اسطوره ملی با باور ملی که باور فرهنگی است تحلیل خود این مفهوم تشریح می کند لذا اگر این اسطوره ملی در نقطه ای با مرحله ای از زمان دچار خشونت آسیب پذیری گردد.باور جمعی ایرانیان آسیب دیده است.

جامعه‏شناساني كه با استفاده از ديدگاه كاركردگرايي ساختي به تحقيق و مطالعه درباره مسائل اجتماعي ورزش مي‌پردازند، توجه خود را معطوف به اين موضوع مي‌كنند كه ورزش با چه كاركردهايي و از چه طريق به تحقق نيازهاي سيستمي‌–  همنوايي، انسجام و همبستگي، هدف يابي، و مديريت تنشها و حفظ الگوها – كمك مي‌كند. به اين ترتيب، مي‌توان اذعان نمود كه در تئوري كاركردگرايي ساختي ارتباط بين مشاركت ورزشي و شكل گيري شخصيت اجتماعي مناسب يكي از محورهاي مهم و مطالعه پژوهش به شمار مي‌آيد. در اين مطالعه به بررسي اين موضوع پرداخته مي‌شود كه آيا فعاليت‏هاي ورزشي مي‌توانند تجربه‏هايي از جامعه‏پذيري ارائه كنند كه از طريق آنها مردم ارزش‏ها و هنجارهاي اجتماعي را فرا گيرند، و آيا فعاليت‏هاي ورزشي مي‌توانند محيط‏هايي را ايجاد كنند تا مردم اين امكان را بيابند با استفاده از شيوه‏هاي سودمند مبادرت به رهايي از تنش‏ها و ناكامي‌هاي خويش نمايند، به گونه‏اي كه نظم و ثبات جامعه نيز حفظ شودفعاليت‏هاي ورزشي و عرصه‏هاي برگزاري آنها حيطه‏ي مناسبي براي تخليه سودمند انرژي پرخاشجويانه و خشونت‏آميزي است كه احتمالاً در ساير عرصه‏هاي زندگي اجتماعي متراكم شده‏اند. خشونت و پرخاشگري در صورتي كه خارج از ضوابط و مقررات حاكم بر ميادين ورزشي صورت پذيرد، به عنوان ”رفتاري كجروانه“ و داراي كاركرد نامناسب تلقي مي‌شود كه بر ساختار نهاد ورزش و سيستم عملكردي آن پيامدهاي سوء و منفي مي‌گذارند. از اين منظر، مي‏توان خشونت و پرخاشگري را به عنوان رفتاري كجروانه كه نتيجه‏ كاستي در تركيب اجزاي مختلف تشكيل دهنده ای رفتار است، مورد مطالعه قرار دارد.

ورزش بخشی از يك سيستم ساختاري اجتماعي است كه به همراهِ، ودركنارساير نهادها يا اجتماعي
در صورتي كه بين اهداف فرهنگي جامعه و ابزارهاي نهادي تحقق آنها شكاف ايجاد شود، ثبات اجتماعي دچار كاركرد و نقش موثر و سودمندي در حفظ نظم و ثبات اجتماعي دارا مي‌باشد اختلال مي‌شود. مقاله‏ي حاضر به تفسير و تبيين پديده‏ي خشونت و پرخاشگري تماشاگران مي‏پردازد.

برخي محققين براساس شيوه‏ي تجلي پرخاشگري و خشونت، آن را به دو نوع كلامي و فيزيكي تقسيم‏بندي كرده‏اند. پرخاشگري كلامي در جريان تقابل و روياروئي دو فرد يا گروه و از طريق تهديد، جنجال، تمسخر و استهزاء و سخنان توهين‏آميز بروز مي‏كند. دانينگ و همكارانش در دانشگاه ليسستر با اشاره به فرضي و خيالي بودن تقسيم‏بندي‏هاي صورت گرفته در مورد انواع خشونت و پرخاشگري، حالت‏هاي مختلف آن را رفتار واقع بر طيفي مي‌دانند كه بازتاب آميزه‌اي از فكر و احساس است و هيچ شكلي از خشونت در آن هرگز به ‌صورت خالص يافت نمي‌شود. به بيان اين پژوهشگران ”خشونتِ ابزاري مي‏تواند هيجان انگيز هم باشد، يا خشونت عاطفي ممكن است طراحي يا تدارك شده باشد. ارونسون با تمايز بين دو نوع پرخاشگري، يعني پرخاشگري ابزاري و بازتابي يا عاطفي، امكان وقوع هر دو را در عرصه‏ي ورزش متذكر مي‏شود. پرخاشگري بازتابي با هدف آسيب فيزيكي يا رواني انجام مي‏شود. هدف از اين نوع پرخاشگري كه احساسي بوده، آسيب‏رساني است پرخاشگري ابزاري شامل ضرب و جرح و ايجاد درد و رنج به عنوان ابزاري براي دستيابي به يك هدف است كه شكل محسوس آن مي‏تواند دستيابي به هدف‏هاي‌ گوناگوني مانند پاداش مادي، پيروزي، افتخار يا تحسين باشد. اين نوع پرخاشگري، خشونتي غيراحساسي و هدف از آن انجام وظيفه است . دانينگ و همكارانش در دانشگاه ليسستر با اشاره به فرضي و خيالي بودن تقسيم‏بندي‏هايي كه‌ در مورد انواع خشونت و پرخاشگري‌ صورت گرفته، حالت‏هاي گوناگون آنها را رفتارهايي مي‏دانند كه بازتاب آميزه‏اي از فكر و احساس هستند و هرگز در آنها هيچ نوع خشونتي به صورت خالص يافت نمي‏شود . بنابراين، هرگاه طرفداران يك تيم ورزشي با هدف تضعيف روحيه بازيكنان تيم حريف بخواهند زمينه‌اي براي پيروزي تيم خود ايجاد كنند، شعارهاي تحقيرآميز مي‏دهند ‌يا به اصطلاح به پرخاشگري ابزاري مبادرت مي‏ورزند. امّا اگر طرفداران، اشيايي به سوي بازيكنان تيم حريف پرتاب، ‌‌يا نزاع فيزيكي كنند، آنگاه گفته مي‏شود مرتكب خشونت فيزيكي شده‏اند. حال اگر اتفاقي خلاف ميل طرفداران يك تيم روي دهد- مانند خطاي بازيكن تيم حريف روي بازيكن تيم محبوب‏ يا تصميم‏گيري داور به زيان تيم مورد علاقه در پاسخ رفتار يا اعمال پرخاشجويانه و خشونت آميز از خود بروز ميدهند، آنگاه مرتكب پرخاشگري بازتابي شده‏اند، اين نوع پرخاشگري نيز مي‏تواند كلامي يا فيزيكي باشد(عنبری، 1381).