ا DP روابط بين سگماني ران-ساق سمت و چپ در تکليف تکليف “شمارش معکوس ضمن راه رفتن کند” و MARP رابطه بين سگماني ران-ساق سمت راست در تکليف “شمارش معکوس ضمن راه رفتن تند” همبستگي ضعيف مثبت معني دار داشت (به ترتيب 370/0 ، 358/0 و 357/0).
4-5-1-3 همبستگي بين پارامترهاي راه رفتن و نمره آزمون عملکردي BBS:
Spearman’s r
Parameter
MARP

DP

PT_L
PT_R
TS_L
TS_R
SF_L

PT_L
PT_R

577/0-
519/0-
395/0-
—–
—–

—–
—–
CFW
467/0-
—–
423/0-
379/0-
—–

—–
—–
CPW
391/0-
588/0-
—–
—–
—–

0/398-
471/0-
CSW
466/0-
—–
—–
—–
—–

0/386-
—–
BFW
508/0-
509/0-
363/0-
379/0-
401/0-

—–
435/0-
BPW
444/0-
402/0-
—–
—–
438/0-

—–
—–
BSW
552/0-
381/0-
—–
—–
—–

—–
—–
SFW
366/0-
—–
—–
—–
—–

—–
—–
SPW
جدول ‏4-8 همبستگي هاي معني دار بين پارامترهاي راه رفتن و نمره آزمون عملکردي Berg Balance Scale
چون همبستگي هاي بيشتري بين نمره آزمون BBS و پارامترهاي راه رفتن موجود بود، ضرايب همبستگي در جدول 4-8 نشان داده شده اند

CFW: Complex Fast Walking; CPW: Complex Prefered Walking; CSW: Complex Slow Walking; BFW: Backward Counting Fast Walking; BPW: Backward Counting Prefered Walking; BSW: Backward Counting Slow Walking; SFW: Single Fast Walking; SPW: Single Prefered Walking; SSW: Single Slow Walking; DP: Deviation Phase; MARP: Mean Absolute Relative Phase; SF: Shank-Foot; TS: Thigh-Shank; PT: Pelvic-Thigh; R: Right; L: Left.
سطح معني داري: 01/0 p

4-5-2 همبستگي بين پارامترهاي راه رفتن و نمره آزمون هاي عملکردي در هر يک از گروه هاي سالمند
با توجه به نتايج نشان داده شده در قسمت 5-5-1،‌ در بررسي همبستگي بين پارامترهاي راه رفتن و نمره آزمون هاي عملکردي در سالمندان همبستگي هاي معني دار اندک و پراکنده اي مشاهده گرديد که قدرت اين همبستگي ها اغلب ضعيف يا در موارد کمي نيز متوسط بوده است. براي تحليل جزئي تر، ما اين همبستگي ها را هر يک از دو گروه سالمندان با و بدون سابقه زمين خوردن به طور جداگانه مورد بررسي قرار داديم و نتايج جالبي در اين تحليل به دست آمد. هر چند همبستگي در سالمندان بدون سابقه زمين خوردن همچنان ضعيف بودند ولي در سالمندان با سابقه زمين خوردن نتايج متفاوتي به دست آمد.
در اين گروه از سالمندان در اکثر قريب به اتفاق شرايط راه رفتن (با سرعت ها و بارهاي شناختي مختلف ) همبستگي هاي معني دار بالايي بين MARP رابطه بين سگماني ران-ساق هر دو طرف با نمره آزمون تعادل عملکردي بِرگ و همچنين آزمون تحرک عملکردي TUG به دست آمد. جزئيات اين همبستگي ها در جدول 4-9 گزارش گرديده است.

جدول ‏4-9 همبستگي هاي معني دار بين پارامترهاي راه رفتن و نمره آزمون هاي عملکردي Berg Balance Scale و Timed Up and go در سالمندان با سابقه زمين خوردن
Spearman’s r

Berg Balance Scale

Timed Up and Go

MARP_TS_R
MARP_TS_L

MARP_TS_R
MARP_TS_L
Gait parameter
-0/610
-0/785

0/803
0/834
CFW
-0/837
-0/753

0/866
0/734
CPW
-0/778
-0/701

0/897
0/696
BFW
-0/727
-0/753

0/866
0/803
BPW
-0/681
-0/766

0/834
0/866
BSW
-0/714
-0/714

0/834
0/772
SFW
-0/804
-0/766

0/853
0/834
SSW

CFW: Complex Fast Walking; CPW: Complex Prefered Walking; BFW: Backward Counting Fast Walking; BPW: Backward Counting Prefered Walking; BSW: Backward Counting Slow Walking; SFW: Single Fast Walking; SSW: Single Slow Walking; MARP: Mean Absolute Relative Phase; SF: Shank-Foot; TS: Thigh-Shank; PT: Pelvic-Thigh; R: Right; L: Left.
سطح معني داري: 01/0 p

فصل پنجم
بحث و نتيجه گيري

5 بحث و نتيجه گيري:
جهت تبيين بهتر بحث پيرامون نتايج اين پژوهش، اشاره به چند نکته در ابتدا ضروري به نظر مي رسد:
1. هم آهنگي درون-اندامي مي تواند شامل هم آهنگي “بين سگماني” يا هم آهنگي “بين مفصلي” باشد (54). از آنجا که مطالعات پيشين در زمينه هم آهنگي نشان داده اند که هم آهنگي بين سگماني از حساسيت بالاتري براي تشخيص ناهمسازي ها برخوردارند (71)، ما در اين مطالعه هم آهنگي بين سگماني را مورد بررسي قرار داديم.
2. همانگونه که پيش تر ذکر شد، DP نشان دهنده تغييرپذيري و MARP بيانگر رفتار و ديناميک فاز هم آهنگي بين سگماني مي باشند. DP بالاتر نشان دهنده تغييرپذيري بيشتر مي باشد و بالعکس. همچنين مقادير بالاتر MARP حاکي از اين است که دو سگمان نسبت به هم ديناميک “غير هم فاز” تري دارند و مقادير پايين تر آن بيانگر رفتار”هم فاز” تر دو سگمان نسبت به يکديگر مي باشند(54). براي تفسير دقيق و درست يافته هاي اين مطالعه بهتر است تغييرات هر دوي اين متغيرها را در کنار يکديگر مورد بررسي قرار گيرند.
3. زمانيکه دو نوسان کننده رفتار هم فاز تري از خود نشان مي دهند، تلاش کنترلي22 سيستم براي انجام تکليف کاهش مي يابد. در نتيجه چنانچه بار حرکتي يا شناختي اضافه اي به سيستم ديناميک وارد شود، هم فاز تر شدن ديناميک فاز مي تواند به عنوان راهکاري براي توانمندتر کردن سيستم در پاسخگويي به شرايط سخت تر جديد، به شمار آيد (97).
4. مطالعاتي که تغييرپذيري پارامترهاي مختلف راه رفتن را مورد بررسي قرار مي دهند معمولاً با دو نگرش به اين مقوله مي نگرند. گروهي که به آناليز خطي تغييرپذيري مي پردازند، تغييرپذيري را يک ويژگي منفي مي دانند که زياد شدن آن به ناپايداري و سقوط سيستم مي انجامد. حال آنکه از ديدگاه غيرخطي، وجود تغييرپذيري در يک سيستم لازمه ي يادگيري، تطابق پذيري و نجات سيستم در مواجهه با شرايط جديد و اغتشاشات دروني و بيروني مي باش
د. با اين وجود افزايش يا کاهش فراتر از محدوده هاي مرجع، مي تواند باعث ناپايداري سيستم گردد (54). از آنجا که آناليز فاز نسبي پيوسته که در پژوهش پيشِ رو مورد استفاده قرار گرفته است يک آناليز غير خطي به حساب مي آيد، نگاه محققين اين مطالعه بيشتر در افق ديدگاه دوم شکل مي گيرد.
5. به لحاظ کنترل حرکت، لازم است به اين نکته اشاره شود که سخت تر شدن تکاليف حرکتي به طرق مختلف صورت مي گيرد. گاه سخت تر شدن يک تکليف از طريق افزايش درجه، مقدار ويا شدت آن صورت ميگيرد مانند مواردي که فرد سرعت راه رفتنش را زياد مي کند، و گاه افزايش سختي تکليف از طريق افزودن تکليف يا تکاليفي از انواع ديگر اتفاق مي افتد همچون شرايطي که فرد تکاليف دو يا چند گانه را به انجام مي رساند. براي کنترل بهينه حرکت در چنين شرايطي، سيستم کنترل کننده ممکن است راهکار هاي مختلفي را برگزيند. باتوجه به محدود بودن ظرفيت کنترلي، به نظر مي رسد که سيستم کنترل کننده سعي خواهد نمود تا در تکاليف سخت فرامين حرکتي را به نحوي صادر کند که تلاش کنترلي را به حداقل برساند تا با حداقل تلاش به بهترين کيفيت کنترل حرکت دست يابد. يکي از اين شيوه هاي کاهش تلاش کنترلي در سگمان هاي نوسان کننده، “هم فازتر” کردن حرکت اين دو سگمان نسبت به يکديگر مي باشد. هرچه حرکت دو سگمان نسبت به هم، هم فازتر باشد نياز کنترلي آنها کاهش مي يابد به نحوي که هنگاميکه حرکت آن ها کاملا هم فاز بوده و اختلاف فاز آن ها صفر برسد، تلاش کنترلي سيستم کنترل کننده براي حفظ حرکت آن ها به حداقل مي رسد (54).
5-1 تغيير پذيري و ديناميک فاز هم آهنگي بين سگماني

5-1-1 تاثير سالمندي و سابقه زمين خوردن بر تغييرپذيري و ديناميک فاز هم آهنگي بين سگماني
به طور کلي سالمندان نسبت به جوانان از تغييرپذيري بيشتري در هم آهنگي بين سگماني خود برخوردار بودند. مطالعات بسياري پيش از اين مويد افزايش تغييرپذيري گام به گام حين راه رفتن سالمندان بوده اند (10-11, 13, 40, 42, 44, 46-52). ايشان در مجموع اين يافته را به افت عملکرد عصبي-عضلاني-اسکلتي، شناختي و عصبي-رواني که ممکن است در نتيجه روند پيري رخ دهد، نسبت مي دهند. (21, 40, 42, 45).
هر چند بيشتر بودن تغييرپذيري هم آهنگي بين سگماني در سالمندان نسبت به جامعه مرجع (جوانان) مي تواند زمينه ساز ناپايداري ايشان در هنگام راه رفتن گردد، اما شايد بتوان اين يافته را به عنوان يک مکانيزم تطابقي به شمار آورد که سيستم عصبي-عضلاني-اسکلتي سالمندان براي حفظ يکپارچگي و انجام فعاليت هايي همچون راه رفتن به کار مي گيرد (76). به هر روي، پرداختن به اينکه آيا اين فزون از حد بودن تغييرپذيري در سالمندان پديده اي مثبت يا منفي است از محتوا و اهداف اين پژوهش خارج مي باشد و نيازمند بررسي مفاهيم ديگري همچون “مقرون به صرفه بودن” تکليف به لحاظ مصرف انرژي مي باشد.
درمقايسه ديناميک فاز سالمندان و جوانان مشاهده گرديد که هرچند سالمندان در روابط بين سگماني ديستال (ساق-پا) و پروگزيمال (لگن-ران) رفتار هم فازتري را نسبت به جوانان از خود نشان دادند ولي در رابطه بين سگماني مياني (ران-ساق) ديناميک غير هم فازتري نسبت به جوانان داشتند. بنابراين شايد بتوان گفت که هنگام راه رفتن، صرف نظر از سرعت راه رفتن و بود يا نبود بار شناختي، سيستم کنترل کننده سالمندان سعي مي کند تا از طريق هم فاز تر کردن هم آهنگي بين سگماني پروگزيمال از يک سو و ديستال از سوي ديگر، تلاش کنترلي را کاهش داده و براساس توانايي هاي موجود، حرکت را بهتر کنترل کند.
گمان مي شود که سالمندان به دليل اختلال حس عمقي که براي طراحي و به روز رساني هم آهنگي درون اندامي هنگام انجام فعاليت هاي عملکردي ضروري مي باشد، دچار تغييراتي در تغييرپذيري هم آهنگي ضمن راه رفتن مي شوند. از آنجا که هم آهنگي درون اندامي تامين کننده حفظ تعادل پويا حين حرکت است و عدم توانايي در مودوله کردن هم آهنگي چند مفصلي مي تواند باعث انحرافاتي در راه رفتن شود، اين امکان وجود دارد که اين عدم توانايي در به کارگيري الگو هاي مختلف هم آهنگي درون اندامي در سالمندان با افت عملکرد راه رفتن مرتبط باشد (76).
ذکر اين نکته حائز اهميت است که براي مطالعه اثر پاتولوژي ها يا وقايعي همچون زمين خوردن که مي توانند راه رفتن سالمندان را دستخوش تغيير نمايند، بايد “جامعه سالمندان بدون سابقه زمين خوردن” به عنوان مرجع مقايسات در نظر گرفته شود نه جامعه جوانان (77). با توجه به اين مساله به بحث پيرامون يکي از نتايج جالب اين پژوهش خواهيم پرداخت. هنگام مقايسه سالمندان با سابقه زمين خوردن و سالمنداني که سابقه زمين خوردن نداشتند، مشاهده شد که در سالمندان، زمين خوردن باعث کاهش ميزان تغييرپذيري در هم آهنگي بين سگماني اندام تحتاني ميگردد. مي توانيم اين يافته را موافق نتايج مطالعه Chiu و همکارانش در سال 2013 بدانيم. ايشان در اين مطالعه بيان کردند که سالمندان با سابقه زمين خوردن نسبت به سالمنداني که تا به حال زمين نخورده اند، در فاز سويينگ راه رفتن از تغييرپذيري کمتري در هم آهنگي بين مفصلي زانو-مچ پا برخوردارند. ازآنجا که اغلب زمين خوردن هايي که ضمن راه رفتن در سالمندان اتفاق مي افتند به دليل سکندري خوردن يا گير کردن پاي سوينگ مي باشند (98)، چنين به نظر مي رسد که اين کاهش تغييرپذيري در اين گروه از سالمندان راهکاري براي محدود کردن درجه آزادي حرکت به منظور کاهش خطرزمين خوردن هاي مجدد در آينده باشد. البته نمي توان گفت که اين راهکار لزوماً در پيشگي
ري از زمين خوردن موثر است زيرا در اغلب اين افراد زمين خوردن هاي مکرر اتفاق مي افتد. براساس تئوري هاي غيرخطي کنترل حرکت، افت بيش از حد تغييرپذيري مي تواند از توانايي فرد در مواجهه با اغتشاشات و شرايط غير معمول همچون راه رفتن روي سطوح لغزنده يا همزمان با يک تکليف ثانويه، بکاهد و نهايتاً منجر به تشديد اختلال تعادل و افزايش خطر زمين خوردن در ايشان گردد (54، 71 و 98).
با نگاهي به يافته هاي تفاوت هاي MARP مي توان اينگونه برداشت کرد که تفاوت رفتاري که موجب بروز اين تفاوت تغييرپذيري بين دو گروه سالمند مورد مطالعه مي شود، هم فازتر شدن روابط بين سگماني ران-ساق در سالمندان با سابقه زمين خوردن باشد. به نظر مي رسد که احتمالاً سيستم کنترل کننده با اتخاذ اين راهکار سعي درکاهش تلاش کنترلي راه رفتن داشته باشد.

5-1-2 تاثير تکليف دو گانه بر تغييرپذيري و ديناميک فاز هم آهنگي بين سگماني
هنگام بررسي اثر بار شناختي بر تغييرپذيري هم آهنگي درون سگماني اندام تحتاني حين راه راه رفتن، مشاهده شد که صرف نظر از گروه مورد مطالعه و يا سرعت راه رفتن، اعمال بار شناختي مي تواند باعث کاهش تغييرپذيري هم آهنگي در روابط بين سگماني ساق-پا گردد. نکته حائز اهميت اين است که سخت تر شدن بار شناختي تفاوت معني داري در اين تغييرپذيري ايجاد نمي کرد بلکه تفاوت عمده مربوط به زماني بود که افراد تکليف راه رفتن را با يا بدون انجام تکليف شناختي همزمان انجام مي دادند. شايد عدم وجود تفاوت در تغييرپذيري هم آهنگي بر اثر تکليف شناختي ساده و پيچيده به اين خاطر باشد که اجراي عملکرد شناختي در اين افراد در تکاليف پيچيده تر افت بيشتري داشته است (رجوع به بخش 5-2-2).
در تفسير اين يافته مي توان به نظريه “اشتراک ظرفيت”کنترل حرکت در شرايط چند تکليفي اشاره نمود. بنا بر اين نظريه ، هنگامي که دو يا چند تکليف به طور هم زمان انجام مي شوند، بين آن ها بر سر منابع توجهيِ محدودي که وجود دارد، رقابت در مي گيرد(6, 12, 45, 47, 54, 57-59). چنانچه هر دو تکليف به همان خوبي که در اجراي منفرد انجام مي شوند، در شرايط هم زمان با هم (تکليف دوگانه نيز صورت گيرند، مي توان گفت که حداقل يکي از تکاليف به صورت خودکار انجام شده است. از سوي ديگر اگر اجراي يکي از تکاليف (مثل راه رفتن)، هنگامي که در ترکيب با تکليف ديگر (مثل صحبت کردن) انجام مي شود، بدتر گردد، آنگاه هر دو تکليف، غير خودکار و مستلزم اعمال توجه خواهند بود. در اين حالت رقابت بين تکاليف باعث افت کيفيت اجراي يک يا هر دو تکليف شده است که از آن با عنوان اثر “تداخل تکليف دوگانه” ياد مي کنند(59-61). بر اين پايه، مطالعات نشان داده اند که انجام يک تکليف هم زمان با راه رفتن مي تواند باعث بروز تغييراتي در ويژگي هاي راه رفتن شود(6, 34, 57, 62). مِن جمله اينکه راه رفتن دو تکليفي


دیدگاهتان را بنویسید