تحقیق درباره انقلاب فرهنگی، طراحان ایرانی، اجتماعی و سیاسی، محافظه کاری

زياد بود و اولين آيين نامه ((اهداف، سياست ها و ضوابط نشر کتب)) مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي در سال 67 به تصويب رسيده بود،که در صفحات بعد به آن خواهيم پرداخت، نتيجتا دروه اي ساخت که به طور حاد اسليمي را وارد گرافيک ايران کرد. طراحان آزاد مي خواستند خودشان را از قيد تصوير که صراحت بيشتري داشت برهانند و سراغ فرم هاي انتزاعي تر بروند که کمتر دردسر ساز باشد و ازيک طرف ايدئولوژي حاکم هم مي خواست طراحان به سمت نگاره هاي سنتي و مذهبي بروند و اين هم با ذائقه ي طراحان خوش مي آمد. بعد از خستگي بسيار از اسليمي ها و تشتت صوري، طراحان به خط روي آوردند و ظرفيت هاي آن را کشف کردند.))1
شکسته شدن اين فضاي مذهبي روشنفکر و انديشه هاي سياسي آن، رفرم2 ناگزيري را به حوزه نشر مي آورد وبه تبع آن گرافيک هم توسعه پيدا مي کرد.

3-4 – تايپوگرافي امروز ايران و رسيدن به اوج تحولات نوشتاري بر روي جلد
ماجراي تايپوگرافي را نمي توان سياه و سفيد ديد و نمي شود هر چيزي را به شخص خاصي نسبت داد و قبل از آن رابرهوت ديد. جهان ، جهان تنايليته هاست. انسان ها به نسبتي تاثير گذار هستند و اين تاثيرگذاري را خودشان نمي توانند تعريف کنند، زمان لازم است، البته تايپوگرافي، با اين فضاي جديدي که مي شناسيم خيلي کار کهنه اي نيست. شايد نسل هاي قبل بر اساس اين ايده و تعريفي که ما از تايپوگرافي داريم، کار نمي کردند، بسط تايپوگرافي ايراني در دو دهه 70 و 80 اتفاق افتاد. قبل تر کساني بودند که روي حروف کار کرده بودند وصف شکني هايشان مايه الهام بود؛ اما در اين روزگارست که زيبايي شناسي خوشنويسي ايراني مهم مي شود. اين کار از نسل هاي قبل شروع و در دو دهه اخير به سبب ورود کامپيوتر و شرايط اجتماعي، سياسي و ديدن تجربيات تايپوگرافي لاتين، بارزتر شده است.
بدون شک چيزي از آسمان نيفتاده، بسياري در اين زمينه کار کرده اند، و اين نتيجه کار در ساليان طولاني ست .شايد بتوان شرايط جامعه آنروزهاي ايران را با شرايطي که پس از جنگ جهاني دوم، مکتب گرافيک معاصر لهستان به عنوان کوششي شجاعانه به منظور بازسازي ملتي جنگ زده کرد، مقايسه نمود
(( دولت جديد کمونيست که بدون تلويزيون، با تعداد کمي کانال راديويي و روزنامه قدرت پوستر را به عنوان فرمي براي ارتباطات درک کرده بود، براي اين منظور آژانسي را براي امضاي قرارداد با افراد مختلف تاسيس کرد. با وجودي که اکثر آنها سياسي و آموزشي بودند، غالبا رخدادهاي فرهنگي را اعلام و تبليغ مي کردند. پوستر فيلم، نخستين زمينه ي شکوفايي گرافيک در لهستان بود. صحنه هاي فيلم کمتر مورد استفاده قرار مي گرفت و به جاي آن جوهر اصلي فيلم به وسيله ي يک نوع استعاره ي تصويري ارائه مي شد. پوستر فيلم به هنرمندان لهستاني فرصت داد تا با ايده هاي خود به شيوه اي بي سابقه به اکتشاف بپردازند از آنجا که سينماهاي دولتي نيز وابسته به فروش بليت نبودند زمينه اکتشاف براي هنرمندان بسيار وسيع شد. هدف پوسترها تقويت ذهن بيننده بود. در اين پوسترها کاربرد روشن استعاره و نمادها از عوامل کليدي به شمار مي رفت)).1جلد هاي ايراني وضعيت پوسترهاي فيلم لهستان را نه از جهت تکنيک کاري بلکه از نظر حمايت دولتي، به ذهن مي آورد.
طراحان ايراني سبک تصوير سازانه را کنار نمي نهند ولي هم با خوشامد دولت و هم با توجه به روح خوشنويسي ايراني، نقش بارز را به حروف مي دهند.

3-4-1- دوره اصلاحات، هجمه تايپوگرافي و تاثير آن برجلدهاي سياسي اجتماعي
وقتي روند تاثيرتايپوگرافي را در نيمه دهه 70 مورد بررسي قرار مي دهيم چيزي که بسيارتامل برانگيز است تغيير عمده ي نوشتار نسبت به سالهاي پيشين همان دهه است. چه از جهت اندازه ي حروف در عناوين کتابها، چه از جهت فواصل حروف و کلمات باهم و چه از لحاظ نگاه مفهومي به نوشتار.
گويي حروف ناگهان ظرفيتشان کشف مي شود. حروفي که از آغاز دهه هفتاد حتي در ميان هنرمندان نامي از لحاظ فواصل حروف به آنها بهاي چنداني داده نمي شود، هر چند استثناهايي وجود دارند که البته آنها هم تاثيرات کارکساني چون گلپايگاني را منعکس مي کنند، چگونه ناگهان تبديل به موجي از تايپوگرافي مي شود.
در نيمه دهه 70 شمسي که در آن ظهور تمام و کمال طراحان معروف به نسل چهارم را شاهد هستيم دو اتفاق مهم مي افتد.
1- انقلاب ديجيتال که پايش بسيار سريع به ايران باز مي شود. اگر ماشين گوتنبرگ 166 سال پس از اختراعش به ايران رسيد، انقلاب ديجيتال با اختلاف يکي دوسال وارد ايران مي شود.
2- به قدرت رسيدن جناح اصلاحات و آزادي نسبي براي هنرمندان
نمي توان تاثير هيچکدام از اين عوامل را در شروع همه گير و بها دادن به تايپوگرافي بي تاثير دانست. بي شک با پرداختن به کار کساني که در اين زمينه نقش بسيار دارند ،مي توان تاثير تايپوگرافي را بهتر درک کرد.
تجربه هايي که بيژن صفوري ابتدا در ((کيهان کاريکاتور ))در سال 1370 انجام مي دهد و برخي عناوين داخل مجله را تايپوگرافي مي کند(تصوير3-4-1-23) (تصوير3-4-1-24) به روي جلد راه مي يابد.
بيژن صيفوري در کتاب (( تاريخ انديشه ي سياسي در ايران )) متعلق به سال 1374 به نوعي چينش حروف روي هم دست پيدا مي کند که در نوع خود برخورد متفاوتي است. حروف روي زمينه ي تصويري قرار گرفته است و به اولين جلوه ي جلد بدل شده است.(تصوير3-4-1-25) در کتاب ديگري متعلق به سال 1375 به نام (( پشت ديوار زمان )) تاثيرات بيش از پيش نوآورانه اي را شاهد هستيم.
او درطراحی تایپوگرافی عنوان ((پشت دیو
ار زمان )) به بیان شخصی تری از حروف می رسد که شامل قطع اتصالات حروف است چنان که گویی برش خورده اند و به حروف بعدی چسبیده اند. ترکیب عمودی حروف در کارهای بیژن صیفوری تا کنون ادامه دارد و تبدیل به شیوه ای در کارهای او شده است.(تصویر3-4-1-26)
در سالهای دوران اصلاحات اتفاقی که بسیار مهم است توسعه ای است که در نشر به وجود می آید (( اصلاحات می خواست از سنت جلو بیافتد، کتا بهایی ساخت که شکل و شمایل جوانانه ای داشت. ))1
این نیاز به تغییر توسط طراحانی اتفاق می افتد که از آنها به عنوان طراحان ((دوم خردادی)) یاد می شود. جالب اینجاست تاثیری که تایپوگرافی در این دوران روی جلدهای سیاسی می گذارد، خود ناشی
از تاثیری است که سیاست بر گرافیک گذاشته است یعنی یک تعامل دو سویه. منظور از تاثیری که گذاشته را باید در آیین نامه ی((اهداف، سیاستهاو ضوابط نشر کتاب)) جستجو کرد که به آن می پردازیم.
معروف است که طراحی جلد کتاب، مهم ترین بخش و پرسفارش ترین حوزه ی طراحی گرافیک در ایران است، همانطور که کورش پارسانژاد می گوید: ((ما در کشوری زندگی می کنیم که در قیاس با بقیه ی کشورها، پوسترخیلی کمتر داریم. پیش از این هم گفتم؛ پوستر ویژگی هایی دارد که برای طراح دلچسب است. سفارش پوستر وقتی نیست در نتیجه من تمام آن اندیشه،کار، شیطنت، خلاقیت – حالا هرچیز که اسمش را بگذاری – آنها را می ریزم در قالب دیگری که به من سفارش داده می شود))1 تاجایی که هیأت داوران دو سالانه ی نهم گرافیک، یعنی آخرین دو سالانه ی ملی، رسماً در بیانیه ی خویش، اعلام کردند. بهترین بخش این دو سالانه، بخش طراحی جلد بوده است. البته در باره ی درست و نادرست بودن این گزاره، می شود چالش کرد و با وجود مطالبی که بسیاری در این باب گفته اند، دلیل های نقضی برایش یافت؛ اما چه موافق یا مخالف این نظر باشیم، نمی توانیم انکار کنیم که طراحان ایرانی، بخش زیادی از هنرشان را چه به علت سفارش زیاد نسبت به پوستر و دیگر محصولات گرافیکی و تعدد عناوین نشر و چه به عنوان علاقه شخصی، بر روی جلد نمایش می دهند. در مجموع می توانیم، اینها را از مهم ترین دلایل رشد طراحی جلد کتاب در ایران بدانیم.
(( دست کم در پنج سال گذشته، سالانه بیش از بیست و پنج هزار عنوان کتاب چاپ اول، روانه ی کتاب فروشی ها شده اند، یعنی بیست و پنج هزار جلد کتاب بالقوه.))2
البته آمار دقیقی در دست نیست که چه میزان این جلدها به طراحان حرفه ای سپرده می شوند؛ اما مسلماً هیچ کتابی بدون جلد چاپ نخواهد شد. هر چند ممکن است از این انبوه کتاب و جلد برای گرافیک، آبی گرم نشود و انبوه جلدهای حرفه ای زیر چاپ نروند، اما آیا می شود، این همه، بی هیچ نظارتی، نشر شوند؟ آن هم در سیستمی که برای نشر ضوابط پیچیده ای طراحی می کند و تمامی آثارمکتوب، پیش از چاپ، توسط بررسی کنندگان، مطالعه و گاهی تا چند بار تصحیح می شوند. فکر می کنم جواب هر ذهن منطقی به این سؤال منفی خواهد بود، اما حقیقت این است که هیچ سیستم نظارتی قانونی و مدونی برای طراحی جلد کتاب وجود ندارد. مسأله به همین جا ختم نمی شود. آب از سرچشمه های بالا، گل آلود است. در حقیقت در آیین نامه ((اهداف، سیاستها و ضوابط نشر کتاب )) مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی که در سال 1367 تصویب شده بود و در سال 1389 اصلاح و جایگزین شد، هیچ بند و ماده ای که مستقیماً به طراحی جلد بپردازد، وجود ندارد. تنها بخش های این آیین نامه که از تصویر و کارهنری با الاجمال نام برده، ماده ی 4 ، حدود قانونی،بند الف – دین و اخلاق – موارد 6 و 7 است.
(( الف 6- استفاده از جاذبه جنسی و تصاویر برهنه ی زنان یا مردان با عنوان آثار هنری یا هر عنوان دیگر.
تبصره: استفاده از تصاویر و طرحهای علمی در کتابهای تخصصی و علمی بلا مانع است.
ب7 – انتشار تصاویر به نحوی که موجب اشاعه ی فحشا شود، نظیر رقص، مشروب خواری و مجالس فسق و فجور.
تبصره: چاپ تصاویر مجلس فسق و فجور عناصر حکومت پهلوی یا ضد انقلاب برای استناد تاریخی با رعایت عفت عمومی، مستثنی است.))1
به طور مسلم، موردهای فوق مستقیماً درباره ی جلد حرفی نمی زنند و شاید، حتی قانون گذار هیچ عنایتی به جلد نداشته است، چنان که از مثالهای مورد 7 و تبصره ی هر دو مورد، می شود استنباط کرد، اما به واقع، چرا هیچ سازوکار قانونی و اجرایی برای نظارت و ممیزی طراحی جلد وجود ندارد؟
شاید در نگاه اول به نظر برسد که این قسمت از نشر دارای آزادی بی حدی است. کسانی که مدتی در فضای نشر ایران کار و زندگی کرده باشند، به آسانی دریافته اند که چنین نیست. نبود سازوکار قانونی و اجرایی، دلیل بر نبود نظارت نیست. بلکه حکایت از بی توجهی در حوزه قانون گذاری و برنامه ریزی دارد که پیامد آن هم نظارت سلیقه ای خواهد بود. طراحان و ناشران حرفه ای، جلد را ویترین کتاب و نخستین دلیل جذب مخاطب می دانند. اما قانونگذار اساساً برای جلد کتاب شأنی قایل نیست.
شاید گردانندگان فرهنگ سرزمین ما، جلد را طفیلی متن می دانند و می پندارند که، اگر متن ممیزی شد، جلد خودش از پی آن می رود و اتوماتیک ، ممیزی درونی، می شود. هر چه هست و هرکدام از این دلایل یا علتهای دیگری که سبب این بی قانونی باشد، فرق چندانی ندارد. امروز سیستم نظارت بر طراحی جلد، هم وجود دارد و هم نه، سیستمی مبتنی بر سلیقه . اکنون، نوعی از محافظه کاری در طراحان نهادینه شده که خودشان، شخصاً، چنان طراحی می کنند که مجبور به دوباره کاری نشوند.شاید گروهی از این گزاره چنین تعبیر کنند که قانون در
ذات طراحان، نهادینه شده است. پس هر چه خلق می کنند، مبتنی بر شرایط اجتماعی و سیاسی است. در حقیقت مطابق فرم رفتار می کنند وبه ه

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید