براي اندازه‌گيري سيگنال الكترومايوگرافي دو نوع اصلي الکترود وجود دارد: سطحي و سوزني[1] .  مزيت هاي الکترود سطحي اين است که کاربرد آن ها ساده بوده و بدون درد است، قابليت تکرار بيشتري دارند و براي کاربردهاي حرکتي مناسب هستند. عدم مزيت الکترودهاي سطحي اين است که ناحيه آشکارسازي آن ها وسيع است و لذا پتانسیل هایی از عضلات کناري نيز ثبت مي‌کنند. به علاوه اين الکترودها تنها براي عضلات سطحي کاربرد دارند (Konrad, 2005; Kumar & Mital, 1996). الکترودهاي سوزني براي ورود به درون عضله به يک سوزن نياز دارند. مزاياي الکترودهاي سوزني عبارتند از: ناحيه آشکارسازي اختصاصي ، توانايي مطالعه عضلات عمقي، جداسازي بخش هاي مشخص عضلات بزرگ و توانايي مطالعه عضلات کوچک که آشکارسازي آن ها به دليل اثر عضلات کناري[2] با الکترودهاي سطحي غير ممکن است. از جمله معايب اين الکترود اين است که فرو کردن سوزن باعث ايجاد درد مي‌شود و این ناراحتي باعث افزايش گرفتگي و تنش در عضله مي گردد. نصب الکترودها تکرارپذيري کمتري دارند چون قراردادن مجدد سوزن و سيم نازک در همان محل قبلي در عضله مشکل است.

فاکتورهاي موثر بر سيگنال الكترومايوگرافي 

دامنه پتانسيل الکترومایوگرافی به عوامل مختلفي بستگي دارد نظير: قطر فيبر عضله، فاصله بين فيبر عضله فعال و محل آشکارسازي (شکل 6 – 2) و خصوصيات فيلترينگ خود الکترود. هدف اصلي، بدست آوردن سيگنالي بدون نويز است و نوع الکترود و خصوصيات تقويت کننده نقش مهمي در بدست آوردن سيگنال بدون نويز ايفا مي‌نماید (Cram & Criswell; De Luca, 2001).

[1] : Fine wire and surface electrodes

1: Cross talk

سيگنال الکترومایوگرافی  در طول مسيرش از غشاء عضله تا الکترودها تحت تاثير عوامل محيطي مختلفي قرار دارد که شکل و مشخصه آن راتغيير مي دهند. اين عوامل بطور اساسي به اين گروه ها تقسيم بندي مي شوند(Cram & Criswell; De Luca, 2001) :1) بافت بدن انسان رساناي الکتريکي است ولي اين رسانايي با توجه به نوع بافت، ضخامت، تغييرات فيزيولوژيکي و دما تغيير مي‌کند. اين شرايط از موضعي به موضع ديگر بشدت تغيير مي‌کنند و مانع مقايسه کمي پارامترهاي محاسبه شده دامنه سيگنال الکترومایوگرافی  پردازش نشده مي‌شوند.

2) تاثیرپذیری از عضلات کناری : عضلات مجاور هم، مقدار قابل توجهي سيگنال الکترومایوگرافی  توليد مي‌کنند که درمحل الکترود، اندازه گيري  مي‌شود. بطور معمول اين تاثیرپذیری از عضلات کناری از 10 تا 15 درصد مقادير کل الکترومایوگرافی تجاوز نمي‌کند و يا اصلاً موجود نيست. با اين وجود بايد موارد احتياطي براي تنظيمات دقيق محل قرارگيري الکترود در گروه عضلات رعايت شود. 3)  تغييرات در هندسه بين بطن عضله و محدوده الکترودها ، خواندن سيگنال را تحت تاثير قرار ميدهد. اين مسئله يکي از مشکلات اصلي در مطالعات حرکت ديناميک عضلات مي باشد زيرا در هنگام حرکت عضو عضله زير پوست حرکت مي‌کند و از اينرو محل خواندن اطلاعات از عضله ثابت نيست