هر چند در مورد ماهیت این ارتباط و ابعاد و ویژگیهای آن اتفاق نظر وجود ندارد اما می­توان ارتباط صنعت و دانشگاه را در انتقال تجربیات از صنایع به دانشگاهها، ایجاد و انتقال دانش از دانشگاهها به شرکتهای صنعتی، پاسخ به نیازهای فنی و تکنولوژیکی صنایع در قالب پروژه­های تحقیقاتی، طراحی و اجرای پروژه­های تحقیقاتی­ کاربردی، تامین نیروهای متخصص مورد نیاز صنایع، بهره­گیری از تجربیات مدیران صنایع در فرآیند آموزشهای دانشگاهی، بازآموزی شاغلین مراکز صنعتی در دانشگاهها، کارآموزی دانشجویان دانشگاها در واحدهای صنعتی، تنظیم و اجرای بازدیدهای علمی دانشجویان از مراکز صنعتی و مهمتر از همه همکاری این دو نهاد مهم و اثرگذار در کاربردی نمودن دانش و توسعه اشتغال دانشجویان دانشگاهی است(فیض،1384). بیشترین نوع تعاملات میان دانشگاه و صنعت شامل قراردادهای تحقیقاتی و مشاوره­ای، آموزش کارکنان صنعت توسط دانشگاهیان و اجرای پروژه­های مشترک بین دو نهاد و همچنین دسترسی شرکتهای صنعتی به دانش جدید و دسترسی شرکتهای صنعتی به امکانات آزمایشگاهی دانشگاهها (ایرانمنش،1382؛ اشام[1]،2008؛ گولبراندسن و همکاران[2]،2007؛  استی و پتل[3]،2005 و اسچارتنیگر و همکاران[4]،2002).

مشارکت مجموعه نهادهای دانشگاه، صنعت و دولت در تولید دانش الگوی تنوع نهادی نام دارد. اتزکوویتز و لیدسدورف[5] از این الگو به عنوان مارپیچ یا پچش سه جانبه (تریپل هلیکس)[6] نام برده­اند و آن را در سه مدل تریپل هلیکس 1 و2و 3 دسته بندی کردند (اتزکوویتز و لیدسدورف، 2000).

نوع اول)

در این مدل دولت، دو نهاد دانشگاه و صنعت و روابط بین آنها را احاطه کرده است. مثال بارزی از این مدل در اتحاد شوروی سابق و کشورهای اروپای شرقی که تحت سوسیالیسم بودند دیده می­شود(شکل2-2).

[1] Esham

[2] Gulbrandsen, Magnus and Nerdrum

[3] Este and Patel

[4] Schartinger, D., Rammer, C., ischer, M. M., and röhlich

[5]. Etzkowitz & Leydesdor

[6]. Triple Helix

نوع دوم)

این مدل متشکل از حوزه های سازمانی جداگانه است که در آن دولت، دانشگاه و صنعت جدا از یکدیگر هستند. در این مدل این دانشگاه است که تحقیقات پایه و افراد آموزش دیده را فراهم می­کند، شرکتهای صنعتی نتایج تحقیقات را به کالاها و خدمات جدید تبدیل می­کنند و دولت نیز از دانشگاه و صنایع حمایت می­کند و زیر ساختهای لازم را فراهم می­آورد. نظام دانشگاهی موجب جریان اطلاعاتی علمی و تکنولوژیک با کمترین هزینه به صنعت می­شود و موجب جذب اثرات جانبی تکنولوژیک در سیستم اقتصادی می­گردد

نوع سوم)

 در این مدل مرزهای سه حوزه دانشگاه، صنعت و دولت در فرآیند نوآوری همپوشانی دارد و نقش­هایشان با یکدیگر تداخل و فصل مشترک پیدا می­کند. در این الگو ادغام و یکپارچگی نهادی خاصی در سه قلمرو سیاسی(دولت)، علمی(دانشگاه) و اقتصادی(صنایع) مشاهده می­شود، که نهادهای مذکور در کنش متقابل رقابتی و مشارکتی با یکدیگر به ایفاء نقش علمی- اقتصادی می­پردازند