یکی از مباحث مهم در مورد اندازه گیری شایستگی مهارت حرکتی، وجود انواع ابزارهای اندازه گیری است. غالباَ تعریف پژوهشگر از شایستگی مهارتی، ابزار مورد استفاده در مطالعه را تعیین می کند.

ابزارهای اندازه گیری به شیوه های مختلفی دسته بندی می شوند. یک روش، تقسیم بندی ابزارها به دو نوع هنجاری یا هنجار مرجع و ملاکی یا ملاک مرجع است (9, 13). ابزارهای سنجش هنجار مرجع اساساَ ارزشیابی های کمّی طراحی شده برای مقیاس­های مهارتها و توانایی های یک فرد با مهارت ها و توانایی های افراد از طبقات سنی، جنسی و اجتماعی- اقتصادی مشابه طراحی شده اند (13).

اجرای اکثر این ابزارها آسان است، آزمونگر به حداقل آموزش نیاز دارد و شیوه های نمره دهی آنها معمولاَ آسان است. نمره ی این سنجش نشان می دهد یک فرد در یک زمان خاص، نسبت به همتایان خود در چه نقطه ای قرار دارد (9, 13).

اما چون این مقیاس اطلاعاتی درباره ی کارکرد میانگین فرد ارائه می دهد غیر دقیق هستند، بنابراین نمی توانند علت مهارت یا نقایص رشد را مشخص کنند. نمره ها این مقیاس بینش اندکی از ملاحظات برنامه ریزی القاء می کند (13).

ابزارهای سنجش ملاک مرجع، کیفیت عملکرد فرد را ارزشیابی می کند و چون رشد با توالی قابل پیش بینی نقاط برجسته استمرار می یابد، این امکان وجود دارد که مشخص شود فرد در چه جایی از این پیوستار قرار می گیرد. در این سنجش به تکنیک توجه می شود و غالباَ به این نوع سنجش به عنوان فرایند-  محور اشاره می کنند (9, 13). این ابزار در مقایسه با ابزار هنجار مرجع بینش بیشتری از ملاحظات برنامه ریزی می دهد. در این آزمون مقایسه ی فرد با خود انجام می شود. اما این آزمون در مقایسه با ابزار هنجار مرجع پیچیده تر است و نیاز به آموزش دارد و همچنین نمره دادن مشکل است (9, 13).

دومین روش، تقسیم بندی ابزارها به دو نوع نتیجه محور و فرایند محور است. ابزارهای نتیجه محور، همان طور که از نام آنها مشخص است مستلزم ارزیابی نتیجه ی اجراست. این ابزارها از این نظر که به سنجش کمّی می پردازند شبیه به ابزارهای هنجاری اند. بنابراین مزایا و معایب آنها نیز مشابه ابزارهای هنجاری است (9, 13).

ابزارهای فرایند محور، الگوی حرکت را ارزیابی می کنند، بنابراین آزمونگر باید از توالی رشد بخش های مختلف بدن در تکالیف مورد نظر آگاهی کامل داشته باشد و این امر مستلزم صرف زمان زیاد برای مطالعه و تمرین است (9, 13).

برخی ابزارهای اندازه گیری شایستگی مهارت حرکتی عبارتند از: آزمون تبحر حرکتی بروینینکس- اوزرتسکی (BOTM)، ارزیابی رشد عصبی- عضلانی مک کارون (MAND) و آزمون رشد حرکتی درشت (TGMD)، مجموعه آزمون­های ارزیابی حرکات کودکان (ABC Movement).

 

2-6-1)آزمون تبحر حرکتی بروینینکس اوزرتسکی

این آزمون هنجار مرجع است و کارکردهای حرکتی کودکان چهار و نیم تا چهارده و نیم سال را ارزیابی می کند. این آزمون شامل هشت خرده آزمون (دوی سرعت، چابکی، تعادل، هماهنگی دوجانبه، قدرت، هماهنگی اندام فوقانی، سرعت پاسخ، سرعت حرکتی بینایی، سرعت اندام فوقانی، چالاکی)  است. این آزمون در مجموع از چهل و شش مورد مجزا تشکیل شده شاخصی از تبحر حرکتی را فراهم می کند، همچنین این آزمون به طور مجزا مهارت­های حرکتی ظریف و درشت را اندازه گیری می کند.

2-6-2) مجموعه آزمون ارزیابی حرکات کودکان

این ابزار هنجار مرجع، از چک لیست معلم، آزمون استاندارد و مجموعه راهنمایی-ها برای مداخله تشکیل شده است (68). شامل سی و دو مورد است به چهار مجموعه¬ی هشت تکلیفی تقسیم شده است و هر مجموعه برای گروه سنی خاصی اختصاص یافته است. اولین مجموعه برای کودکان چهار تا شش سال، دومین مجموعه برای کودکان هفت تا هشت سال، سومین مجموعه برای کودکان نه تا ده سال و چهارمین مجموعه مخصوص کودکان یازده سال و بالاتر است. برای همه ی مجموعه ها هشت مورد تکلیف وجود دارد که سه مورد مربوط به مهارت های دستکاری است، دو مورد نیازمند آن است کودک کیسه ی لوبیا یا یک توپ کوچک را بگیرد و یا پرتاب کند و سه مورد دیگر تعادل پویا و ایستا را ارزیابی می کند (68).

2-6-3) آزمون رشد حرکتی درشت

آزمون رشد مهارتهای حرکتی درشت (TGMD2) (الریخ، 1985)، یک آزمون فرایند محور روا و پایا برای اندازه­گیری مهارت­های حرکتی بنیادی است اخیراً مورد تجدید نظر و اصلاح قرار گرفته است (الریخ 2000) (44). هدف TGMD2 اندازه­گیری مهارتهای حرکتی درشت کودکان 3 تا 11/10 سال است.خTGMD2 بعنوان ابزار اندازه­گیری برای پژوهش های است هدف اصلی­شان اندازه­گیری رشد مهارتهای حرکتی درشت است. در واقع TGMD2 اطلاعات کمی برای جامعه امریکا را فراهم می­کند (44).

آزمون، دو زیرمجموعه مهارتهای حرکتی بنیادی را اندازه­گیری می­کند. 12 مهارت حرکتی بنیادی در دو خرده­مقیاس گروه­بندی می­شوند. (الف) خورده­آزمون جابجایی، (ب) خرده­آزمون کنترل شی. هدف خرده­آزمون جابجایی، اندازه­گیری مهارتهای حرکتی درشتی است نیازمند حرکات و انتقال هماهنگ بدن در فضا است. خرده­مقیاس کنترل شی توانایی کلی کودکان در مهارتهای دستکاری را اندازه­گیری می­کند. شش مهارتی که خرده­آزمون جابجایی را تشکیل می­دهند عبارتند از دویدن، یورتمه، لی­لی، جهیدن، پرش افقی و سرخوردن. شش مهارت کنترل شی عبارتند از ضربه از پهلو به یک توپ ساکن، دریبل ساکن،دریافت، ضربه با پا، پرتاب از بالای سر و غلتاندن از پایین شانه. هر مهارت دارای مجموعه­ای از معیارهای اجراست و عملکرد کودک با استفاده از صفر و یک برای هر کوشش ارزیابی می­شود. همه مهارتها، به استثنای جهیدن که تنها 3 و لی­لی که دارای 2 معیار اجراست، دارای 4 معیار اجرایی اند. بعنوان مثال آیتمهای معیار پرتاب از بالای شانه به شرح ذیلند: (1) عمل با حرکت به سمت پایین دست / بازو آغاز می­شود. (2) کودک ران و شانه خود را تا نقطه­ای که سمت غیرپرتاب با دیوار روبرو می­شود می­چرخاند (3) وزن توسط گام­برداری با پای مخالف دست پرتاب انتقال می­یابد (4) دست پرتاب بصورت مورب به­صورت قطری به سمت دیگر بدن استمرار می­یابد.

الریخ (2000) شواهدی را برای پایایی، ثبات درونی، آزمون آزمون مجدد و تفاوتهای بین آزمونگر ارائه کرده است. گزارشهای ضریب آلفای بالاتر از 9/0 برای گروه­های انتخابی (مردان، زنان، اروپایی امریکایی­ها، افریقایی امریکایی ها، قفقازی امریکایی­ها و آسیایی امریکایی­ها)، موجب شده تا الریخ اظهار کند TGMD2 “پایایی تقریبا یکسان آزمون برای همه خرده گروه­های مورد بررسی از این ایده حمایت می­کند که آزمون نسبت به آن گرو­ها دارای سوگیری بسیار کم یا بدون سوگیری است” (44).