دستیابی یا عدم دستیابی فرد به قابلیتهای وجودی خود بستگی به عوامل متعددی از جمله انگیزش، تمرین، استفاده از فرصتها و غیره دارد.

بنابراین برای پیش بینی موفقیت یک فرد در آینده در نظر گرفتن عوامل مذکور حیاتی است، ضمن اینکه توجه به دو مورد ذیل نقش مهمی در بالا بردن دقت این پیش بینی دارد. اول اینکه، پیش‌بینی برای موفقیت در یک مهارت حرکتی بستگی به شناسایی و ارزیابی توانایی‌های زیربنایی مورد نیاز فرد برای انجام موفقیت آمیز آن مهارت دارد. بنابراین اولین قدم در فرایند تحلیل تکلیف، شناسایی توانایی‌های تشکیل دهنده مهارت هدف است. این امر از طریق انجام آزمونهای توانایی امکانپذیراست. دومین مورد، اعتبار و پایایی آزمونهای توانایی است. اگر آزمون فاقد این دو مشخصه باشد احتمالاً امر پیش‌بینی از دقت لازم برخوردار نخواهد بود. در این مورد تلاشهای زیادی انجام گرفته و آزمونهایی تحت عنوان «آزمونهای غربالی»[1] توسعه یافته­اند که مجموعه‌ای از آزمونهای توانایی هستند که در صنعت و ورزش مورد استفاده قرار می­گیرند. برای مثال در زمینه ورزش، لندینگ[2]، بوچر[3] و وانگ[4] (1986) انجام آزمونهای توانایی را در ورزش برای رشته تیراندازی با کمان بکار بردند. آنها به این نتیجه رسیدند که کسانی که در تمرینات این رشته ورزشی شرکت می‌کنند باید دارای توانایی‌های بدنی، ادراکی- حرکتی و روانی باشند. آنها با بکار بردن مجموعه‌ای از آزمونهای بدنی و روانی در حدود 188 تیرانداز آماتور نشان دادند کسانی که دارای شاخصهایی چون قدرت نسبی پای بیشتر، درصد چربی کمتر، زمان واکنش سریعتر، ادراک عمق بهتر، توانایی تصویرسازی بهتر، اعتماد به نفس بیشتر بودند نمرات عملکردی بالاتری داشتند (100).

اما به نظر می‌رسد که اجرای امر پیش‌بینی به دلایلی مشکل یا تقریباً دست نیافتنی است. اول اینکه، توانایی‌های ذاتی انسان بخوبی شناخته نشده‌اند. علیرغم کارهای انجام گرفته توسط فلیشمن و همکارانش، تحقیقات مربوط به تفاوت­های فردی چندان گستردگی ندارند و توانایی‌های شناخته شده از لحاظ فرایندهای زیربنایی فیزیولوژیکی یا روانشناختی خیلی خوب درک نشده‌اند. دوم اینکه علیرغم شناخت توانایی‌های زیربنایی یک فعالیت خاص، تحقیقات ضروری برای توسعه و ساخت آزمونهای توانایی انجام نشده‌اند. ساخت آزمونها فرایند طولانی مدتی بوده که در آن نوع آموزش به آزمودنی‌ها، روش نمره‌گذاری و ترکیب وسایل می‌تواند بر آزمون اثرگذار باشد. سومین مشکل مربوط به گستردگی توانایی‌های انسان است. در واقع در یک شغل یا مهارت خاصی، توانایی‌های زیادی مشارکت دارند و لذا برای پیش‌بینی موفقیت نیاز به اندازه‌ای می‌باشد که اکثریت آنها را دربرگیرد. به هرحال انجام تحقیقات در این زمینه به دلایلی بسیار با ارزش است. اول اینکه، افراد طبیعتاً از اینکه به شغلی هدایت شوند که توانایی آنرا داشته باشند، رضایت خاطر بیشتری خواهند داشت و دوم اینکه، کارآیی مؤسسه یا سازمان افزایش یافته و از شمارحوادث و خسارات کاسته می‌شود (142). از گذشته تا کنون تلاشهای زیادی در این زمینه صورت گرفته و موفقیت­هایی نیز حاصل شده­اند. در ادامه مشاهده می­شود که چگونه فرایند استعدادیابی از اولین سال­های تولد خود تا کنون توسعه یافته و بارها پالایش شد تا به شکل امروزی رسید.

[1]Screening Tests

[2]. Landing

[3]. Bouteher

[4]– Wang