تداخل به مثابه سنجشی از توجه
اگر دو تکلیف را بتوان به‌طور جداگانه و همزمان به خوبی اجرا کرد، می‌توان گفت که حداقل یکی از آنها نیازی به توجه ندارد یا بخشی از آن به توجه نیازی ندارد، در این صورت می‌توان گفت که حداقل یکی از آنها خودکار بوده و نیازی به توجه ندارد. از سوی دیگر، اگر تکلیفی در صورت وجود تکلیف ثانویه، بدتر اجرا شود، به نظر می‌رسد که هر دو تکلیف به ظرفیت محدود توجه نیاز دارند. در این حالت هر دو تکلیف توجه طلب هستند. این معیار تداخلی ، بازگشت زمان به آزمون مهمی تبدیل شده است که مشخص می‌کند آیا یک تکلیف خاص به توجه نیاز دارد یا نه. اگرچه در سال‌های اخیر این آزمون زیاد مورد استفاده قرار گرفته، اما یک روش تحقیقی جدید نیست (حمایت طلب و قاسمی 1391).
2-6-3-2 تداخل ساختاری و تداخل ظرفیتی
اجرای همزمان دو تکلیف به دلایل متعددی می‌تواند باعث تداخل بین آنها شود که تنها بخشی از این تداخل ناشی از محدودیت در ظرفیت مرکزی (توجه) باشد. به منظور بررسی این موضوع محققان در نوع ساختاری و تداخل ظرفیتی را تعریف کرده‌اند. تداخل ساختاری زمانی اتفاق می‌افتد که ساختارهای فیزیکی (یا عصبی) منبع افول باشند. برای مثال، در یک لحظه، دست فقط می تواند در یک جا باشد؛ تداخل بین نوشتن با دست و شماره گرفتن با همان دست، حداقل به طور جزیی ناشی از این نوع محدودیت است و ارتباطی با محدودیت در ظرفیت مرکزی توجه ندارد. همچنین چشم‌ها می‌تواند در آن واحد تنها به یک سیگنال تمرکز کنند و به همین خاطر، دو سیگنال بینایی همزمان که در مکان‌های متفاوت ظاهر می‌شوند، به دلیل محدودیت ساختاری، درسرعت پردازش اختلال ایجاد می‌کنند. بنابراین، این افت به دلیل محدودیت در ظرفیت توجه نیست. از سوی دیگر، زمانی که فرد به طور منطقی بتواند این احتمال را دهد که تداخل ساختاری بین دو تکلیف درحال رخ دادن است، در این صورت یک تداخل ظرفیتی – یا یک افت عملکرد به دلیل محدودیت در ظرفیت مرکزی (مانند توجه)- استنباط می‌شود (حمایت طلب و قاسمی 1391).